حسن هانیزاده، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: جنگ تحمیلی ظالمانه آمریکایی صهیونیستی علیه ملت بزرگ ایران بسیاری از مسائل نهان و پشت پرده را در حوزههای مختلف روشن کرد، اما بهرغم آسیبهایی که ایران در حوزههای انسانی، نظامی و اقتصادی دید، دشمنان این ملت نتوانستند به اهداف خود برسند و این جنگ در نهایت به پیروزی سرافرازانه ایران بزرگ منجر خواهد شد. با این همه ایران پس از جنگ همانند ایران قبل از جنگ نخواهد بود، زیرا بازگشت به الگوهای سیاست خارجی، اقتصادی و نظامی گذشته ممکن نیست و کشور نیازمند یک خانهتکانی گسترده است.
کمک ۱۲۰ میلیارد دلاری کشورهای حوزه خلیج فارس به رژیم بعث عراق در طول ۸ سال جنگ تحمیلی به طولانی شدن جنگ و هدررفت امکانات و شهادت دهها هزار نفر از جوانان ایرانی منجر شد با این حال پس از جنگ، ایران تلاش کرد تا صفحه جدیدی از مناسبات دوستانه با ۶ کشور حوزه خلیج فارس بگشاید، اما این ۶ کشور بدون هیچ توجیه امنیتی و سیاسی دهها پایگاه نظامی در اختیار آمریکا قرار دادند در حالی که هیچ خطری از جانب ایران این کشورها را تهدید نمیکرده است.
رژیم صهیونیستی که به ظاهر در طول ۸ دهه گذشته دشمن کشورهای عربی تلقی میشد اکنون با اغلب کشورهای عرب منطقه رابطه سیاسی و اقتصادی دارد، بنا بر این پایگاههای آمریکا در حوزه خلیجفارس صرفا برای تقابل با ایران احداث شد. حمله وحشیانه آمریکایی صهیونیستی به ملت ایران که در آن کلیه قوانین و قواعد بینالمللی از سوی متجاوزان نادیده گرفته شد از قبل با این ۶ کشور حوزه خلیج فارس هماهنگ شده و حتی گفته میشود شماری از این کشورها هزینه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را تقبل کردهاند.
با توجه به این رخدادها و توان دفاع جانانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برابر تجاوز وحشیانه آمریکایی صهیونیستی طبیعتا ایران ثابت کرده که از اقتدار بالایی برای تقابل با دشمنان خود برخوردار است. بر اساس این تلقی ادامه سیاستهای گذشته و مماشات سیاسی با چنین کشورهایی نمیتواند منافع ملی ایران را تامین کند و چارهای جز رفتارهای پراگماتیستی مبتنی بر اقتدار نظامی برای ایران باقی نمیماند. بر این اساس ایران پس از این جنگ سرنوشتساز باید صریحا با ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس وارد مذاکره و چند شرط را در دستورکار قرار دهد.
نخست برچیده شدن کلیه پایگاههای آمریکا به عنوان کانون تهدید علیه ایران و قطع رابطه سیاسی و اقتصادی کامل با رژیم صهیونیستی به عنوان خطرناکترین کانون بحرانساز منطقه که بدون عملیاتی کردن این دو مقوله مهم امکان همزیستی مسالمتآمیز بین دو سوی ساحل خلیج فارس وجود نخواهد داشت. موضوع دیگر ارتباط دادن امنیت این کشورها با امنیت پایدار ایران است، زیرا اگر قرار باشد ایران ناامنی ناشی از حضور بیگانگان در منطقه را تحمل کند، کشورهای دیگر هم باید با این وضعیت دست و پنجه نرم کنند.
موضوع دیگر تامین امنیت دریانوردی در حوزه خلیج فارس است که ایران دهها سال به تنهایی هزینه تامین امنیت تنگه هرمز را پرداخت کرده است؛ لذا بر اساس قوانین بینالمللی به دلیل وجود تنگه هرمز در آبهای اقلیمی ایران کلیه کشتیها هنگام عبور از تنگه هرمز باید عوارض به ایران پرداخت کنند. موضوع نهایی، جزائر سهگانه ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی است که به عنوان بخش لاینفک از حاکمیت ملی و تاریخی ایران تلقی میشوند و جایی برای چانهزنی و طرح مالکیت خیالی آن وجود ندارد. ۶ کشور عربی حوزه خلیج فارس باید از تکرار ملالآور مالکیت جزایر سهگانه ایرانی خودداری و برای همیشه این سه جزیره را فراموش کنند. چنانکه اعراب برای همیشه اندلس را فراموش کردند.