در جریان درگیری اخیر ایران با آمریکا و اسراییل، تهران پس از هدف قراردادن پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای همجوار، تاکید کرد که حملاتش نه متوجه دولتها و ملتهای منطقه، بلکه پاسخ به تهدیدات مستقیم نیروهای واشنگتن بوده است؛ پیامی که هدف آن تفکیک میان خصومت با سیاستهای مداخلهگرانه آمریکا و احترام به همسایگان عرب بود. همچنین باید اشاره کنیم که ایران همواره بر این باور است که حضور قدرتهای فرامنطقهای، بهویژه آمریکا، مانع شکلگیری نظام امنیتی بومی در خلیجفارس شده است. سیاست تفرقهاندازی در منطقه از سالها پیش باعث سوءظن، رقابت تسلیحاتی در میان کشورهای منطقه شده و فرصتهای همکاری اقتصادی و فرهنگی را از میان برده است. اکنون، پس از بحران اخیر، زمان آن رسیده است که ملتهای منطقه دریابند تنها با گفتوگو و اعتمادسازی متقابل میتوانند امنیت پایدار را تضمین کنند، نه با تکیه بر حضور نیروهای خارجی. اشتراکات تاریخی، فرهنگی و مذهبی میان ایران و کشورهای عرب حوزه خلیجفارس سرمایهای ارزشمند برای آغاز مرحلهای تازه از روابط است. بهرهگیری از این پیوندها، در کنار گفتوگو درباره سازوکار امنیت جمعی منطقهای، میتواند راهی برای پایان دادن به رقابتهای فرسایشی و بازگشت به همگرایی منطقهای باشد. در نهایت، اگر کشورهای خلیجفارس دریابند که دشمن واقعی آنان در خارج از منطقه است، نه در میان همسایگانشان، آیندهای امنتر و متکی بر منافع مشترک در دسترس خواهد بود. در این مورد با تحلیلگر مسائل منطقهای مصاحبهای انجام دادهایم که در ادامه میخوانید. محبعلی معتقد است که ایران باید با تشدید روابط دیپلماتیک به روند عادی با همسایهها بازگردد. در این مورد بیشتر میخوانید.
گسترش پیامهای دیپلماتیک
قاسم محبعلی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل منطقهای در پاسخ به اینکه چگونه ایران میتواند روابطش را با همسایهها بعد از آتشبس احتمالی برقرار کند، به خبرنگار «آرمان ملی» میگوید: ایران، پس از هدف قراردادن پایگاههای نظامی آمریکا در برخی کشورهای همسایه، تلاش کرده است با تاکید بر اینکه این حملات صرفا متوجه نیروهای آمریکایی بوده و هیچگونه خصومتی با دولتها و ملتهای منطقه ندارد، زمینهی بازگشت به مسیر دیپلماسی منطقهای را فراهم کند. جمهوری اسلامی ایران در مواضع رسمی خود اعلام کرد که عملیات نظامی اخیر واکنشی دفاعی در برابر تجاوزها و تهدیدات مستقیم نیروهای آمریکایی و اسرائیلی بوده است و قصد ندارد امنیت همسایگان خود را تهدید کند. این موضع، پایهای مناسب برای آغاز روند عادیسازی روابط با کشورهای عربی خلیجفارس فراهم میکند؛ روندی که اگر با درایت و گفتوگوهای سیاسی همراه شود، میتواند به ایجاد نظم جدیدی مبتنی بر همکاری و احترام متقابل بین بازیگران منطقهای منجر شود. در این چارچوب، ایران میتواند با تاکید بر اشتراکات تاریخی، فرهنگی و مذهبی میان ملتهای منطقه، فضای بیاعتمادی را کاهش دهد. اشتراک در دین اسلام، پیوندهای فرهنگی، زبانی و حتی خویشاوندی در جوامع کرانهی جنوبی و شمالی خلیجفارس، ظرفیت بزرگی برای بازسازی روابط فراهم کرده است. بسیاری از مفاهیم هویتی، از شعر و موسیقی تا آیینهای اجتماعی و ارزشهای مشترک، میتوانند به عنوان پلهای ارتباطی جدید میان ایران و همسایگان عرب آن عمل کنند. او در همین مورد و با اشاره به شرایط جدید رد حوزه خلیجفارس ادامه میدهد: در سطح دیپلماسی عملی، تهران میتواند پیشنهاد تشکیل سازوکار گفتوگو و امنیت منطقهای خلیجفارس را بار دیگر مطرح کند؛ ایدهای که پیشتر در قالب طرحهایی مانند ابتکار صلح هرمز نیز بیان شده بود. اگر کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس اطمینان یابند که ایران تنها به دنبال حفظ امنیت خود و مقابله با نفوذ قدرتهای فرامنطقهای است، فضای جدیدی برای همکاری اقتصادی، انرژی، ترانزیت و حتی بازسازیهای پس از بحران ایجاد خواهد شد. در عین حال، بازسازی اعتماد متقابل نیازمند گامهایی عملی است. از جمله میتوان به مبادله پیامهای دیپلماتیک از طریق واسطهها، از سرگیری روابط کنسولی و گسترش همکاریهای تجاری میان اتاقهای بازرگانی دوطرف اشاره کرد. باید به این مورد هم اشاره کنم که رسانهها نیز در این مرحله نقش حساسی دارند. با ارائه تصویری واقعگرایانه از تحولات اخیر و پرهیز از دامنزدن به فضای تقابل، میتوانند بستر شکلگیری گفتوگوی منطقهای را هموار کنند. توجه کنید اگرچه بحران اخیر صدماتی جدی به ثبات منطقه وارد کرده است، اما در دل خود فرصتی تاریخی برای بازتعریف روابط ایران و همسایگان عرب نیز نهفته دارد. هر دو سوی خلیجفارس از جنگ و حضور نیروهای بیگانه آسیب دیدهاند و اکنون زمان آن است که بدون اتکا به قدرتهای خارجی، خود برای نظم امنیتی پایدار تصمیم بگیرند. تکیه بر اشتراکات فرهنگی، احترام متقابل و درک متوازن از منافع ملی میتواند راه را برای آیندهای آرامتر و همکاریمحور میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بگشاید.