| کد مطلب: ۱۱۷۹۸۱۶
لینک کوتاه کپی شد

نیاز ایران به یک‌گذار واقع‌گرایانه

آنچه امروز بعد از اجرای مکانیسم ماشه یا اسنپ بک علیه ایران شکل گرفته، عملا نشان داد که یک جریان افراطی در ایران در سیاست خارجی سوار شده و این جریان به ویژه در طول پنج سال اخیر به گونه‌ای عمل کرد که آن را «آرمانگرایی منفعل» می‌دانم و در سمت مقابل ما دیدیم که درنهایت طرف‌های ایران به رهبری آمریکا، سیاستی را در پیش گرفتند که بنده آن را «واقع‌گرایی فعال» می‌دانم. آرمانگرایی منفعل (passive idealisme) و واقع‌گرایی فعال (Active realism) که هر دوی این عبارات را برای اولین بار به‌کار می‌گیرم. چون متاسفانه این دو عبارت مبین آن چیزی است که الان در موضوع هسته‌ای ایران و فراتر از آن اختلافات ایران و آمریکا و متحدانش شکل گرفته است. ترامپ از وقتی که روی کار آمد، سعی کرد بخشی از واقعیات را در راستای تقویت توان چانه‌زنی آمریکا تغییر دهد. به همین دلیل این عنوان را واقع‌گرایی فعال می‌دانم که یعنی عمل بر طبق واقعیات ولی آنچه واقعیت‌گرایی فعال می‌دانم یعنی دستکاری کردن واقعیات در راستای تقویت توان چانه‌زنی. لذا می‌بینیم آمریکا با حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران و کمک به اسرائیل با پیشبرد سیاست‌های خود در قبال ایران سعی کرد بخش‌هایی از برگ‌های در دست ایران را بسوزاند و بعد از آن دیدیم که آمریکا در موضع استغنا از مذاکره قرار گرفته و آخرین ابزار خودش را که مکانیسم ماشه است، توسط کشورهای اروپایی به کار گرفته است. در سمت دیگر متاسفانه تنها چیزی که در طول پنج سال اخیر از جریان افراطی حاکم بر سیاست خارجی ایران دیدیم، یک «آرمانگرایی منفعلانه» است که حتی بعضا تحت عنوان آرمانگرایی ارتجاعی از آن می‌توان یاد کرد.

 شعارهای جریان افراطی که الان هم مطرح می‌شود، مثل خروج از NPT، بستن تنگه هرمز و تولید بمب هسته‌ای و همه این شعارها و ادعاها، ادعاهایی است به شدت آرمانی که هیچکدام با واقعیات موجود در دنیای موجود و حتی واقعیات موجود در سیاست رسمی ایران همخوانی ندارد. به عنوان مثال؛ کسانی که بحث خروج از NPT و بحث بمب را مطرح می‌کنند، در زمانی که ایران حتی قابلیت تولید بمب را داشت، قبل از جنگ همه ابزارهای لازم برای تولید بمب وجود داشت، هیچ وقت سیاست رسمی کشور تولید بمب نبود ولی متاسفانه به حدی این موضوع و خروج از NPT مطرح شد که بهانه لازم دست دشمنان لازم داده شد تا سال‌ها زحمت و هزینه برای دستاوردهای هسته‌ای کشور در یک جنگ 12 روزه ویران شود. لذا شعارهای تولید بمب و خروج از NPT، نه تنها نتیجه نداد بلکه مشخص شد که بهانه لازم را برای دشمنان ایران فراهم کرد. طوری که همین الان ترامپ با انتشار مصاحبه‌ای از یک نماینده سابق مجلس ایران سعی می‌کند سیاست حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران را توجیه کند. در سمت دیگر یکی از شعارهای غیرآرمانی منفعلانه دیگری که مطرح می‌شود بستن تنگه هرمز است که سال‌هاست ایران به خاطر ادعای عمل نشده بستن تنگه هرمز هزینه می‌دهد ولی هیچ‌وقت تنگه هرمز بسته نشد. کسانی که این شعار را مطرح می‌کنند با واقعیت هیچ میانه‌ای ندارند. از زمانی که بیش از 60 درصد انرژی نفت و گاز دنیا از تنگه هرمز صادر می‌شد، این شعار توسط افراطیون مطرح شد ولی امروز که این مقاله چاپ می‌شود، مجموعه کشورهای اروپایی و آمریکا کمتر از یک میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌دهند در صورتی که 84 درصد نفت و 83 درصد گاز این منطقه که از تنگه هرمز خارج می‌شود به سمت کشورهای شرقی می‌رود. به عنوان نمونه هفت میلیون بشکه نفتی که از تنگه هرمز خارج می‌شود به مقصد دو کشور چین و هند می‌رود که دو کشوری هستند که نقش عمده‌ای در عضویت ایران در بریکس و شانگهای داشته‌اند. یعنی به‌عبارتی این شعارهای تاریخ گذشته و غیرواقعی افراطیون، نه تنها دوستان جدیدی برای ایران درست نکرده بلکه حتی دوستان ایران را هم یا به دشمن ایران تبدیل کرده یا به کشورهایی تبدیل کرده که از ترس این تهدیدات حاضرند در انزوای ایران به صورت تلویحی مشارکت کنند. سوال این است که چکار باید کرد؟ معتقدم آنچه که امروز در آن بسر می‌بریم، حاصل عملکرد افراطیون است. افراطیونی که امروز با این ادعاها، حتی در برخی کانون‌ها صاحب جایگاه شدند. به عنوان نمونه، نقش مجالس یازدهم و دوازدهم درسیاست خارجی که تحت سیطره افراطیون بوده است هیچ‌گونه کمکی به منافع ملی نکرده بلکه قوانین آنها بزرگترین ضربه را به منافع ملی زده و هزینه دیپلماسی را افزایش داده و به بن‌بست‌های موجود در سیاست خارجی افزوده است و در زمان خود افرادی که صاحب نقش در این رابطه بودند، باید به ملت پاسخ بگویند. در شرایط کنونی کشور نیازمند یک سه‌گانه است که عبارت است از یک) آمادگی نظامی، چون معتقدم هنوز 80 درصد امکان جنگ وجود دارد. دوم) مدیریت اقتصادی برای کم‌اثر کردن مکانیسم ماشه. اگر دولت به خوبی مدیریت کند و بودجه‌های زائد را کسر و به مردم اختصاص دهد امکان گذر از آخرین ابزار ترامپ، یعنی مکانیسم ماشه وجود دارد. سوم) یک دیپلماسی عمومی در خدمت منافع ملی و نه در خدمت بلوف‌های تاریخ گذشته. با این سه‌گانه معتقدم امکان اینکه خود آمریکایی‌ها به میز مذاکره بازگردند و شرایط برای دیپلماسی فراهم شود، بیشتر خواهد شد.

 حشمت‌ا... فلاحت پیشه

رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس

 

 

منبع : آرمان ملی

ارسال نظر

هشتگ‌های داغ

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار