عبدالرضا داوری، فعال سیاسی نوشت: در روزهای اخیر برخی گزارشها در رسانههایی مانند اکسبوس از طرح سناریویی در محافل امنیتی واشنگتن خبر دادهاند که بر اساس آن امکان اشغال جزیره خارک به عنوان مهمترین پایانه صادرات نفت ایران مورد بحث قرار گرفته است. این جزیره کوچک در شمال خلیجفارس منشأ حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران است و به همین دلیل از منظر اقتصادی و ژئوپلیتیکی اهمیت حیاتی دارد.
با این حال، حتی طرح چنین سناریویی نیز نشان میدهد که این گزینه برای آمریکا بسیار پرریسک و پرهزینه است. دلایل این ارزیابی را میتوان در چند سطح بررسی کرد. ۱- نزدیکی جغرافیایی خارک به خاک ایران. مهمترین چالش برای هر نیرویی که بخواهد جزیره خارک را اشغال کند، جغرافیا است. خارک تنها حدود ۳۰ کیلومتر با ساحل ایران فاصله دارد. این فاصله کوتاه به این معناست که جزیره در برد کامل انواع سامانههای موشکی، پهپادی و توپخانهای ایران قرار دارد.
در چنین شرایطی حتی اگر سربازان و کماندوهای نیروی دریایی آمریکا بتوانند با یک عملیات آبیخاکی جزیره خارک را تصرف کنند، حفظ و نگهداری آن برای آنان بسیار دشوار خواهد بود. زیرا هرگونه استقرار نظامی در جزیره خارک بلافاصله در معرض حملات مداوم از خاک ایران قرار میگیرد. ۲- آسیبپذیری ناوگان آمریکا در خلیجفارس. خلیجفارس محیطی متفاوت از اقیانوسهای آزاد است. این منطقه کمعمق بوده و عرض محدودی دارد و به سواحل ایران بسیار نزدیک است.
در نتیجه ناوگانهای دریایی آمریکا در چنین محیطی نسبت به موشکهای ساحلی، پهپادها و حملات نامتقارن آسیبپذیرتر هستند. ایران طی دهههای گذشته راهبرد نظامی خود را دقیقاً بر همین نوع جنگ طراحی کرده است؛ یعنی فرسایش تدریجی ناوگانهای بزرگ در محیط محدود خلیجفارس. ۳- محدودیت سامانههای دفاع موشکی. ممکن است تصور شود که آمریکا میتواند با استقرار سامانههای پیشرفته ضدموشک مانند تاد و پاتریوت از اشغال جزیره خارک دفاع کند، اما این سامانهها نیز محدودیت دارند؛ هیچ سامانهای توان رهگیری صد درصدی ندارد، حملات اشباعی میتواند سامانهها را تحت فشار قرار دهد و تهدیدهای نزدیکبرد و کمارتفاع مانند پهپادها همیشه قابل رهگیری کامل نیستند؛ بنابراین حتی با استقرار پدافند پیشرفته، جزیره خارک همچنان در معرض جنگ فرسایشی دائمی و تلفات بالای نیروهای آمریکایی قرار خواهد داشت.
۴- خطر گسترش جنگ به کل خلیجفارس. اشغال خارک صرفاً یک عملیات محدود نظامی نخواهد بود. چنین اقدامی به احتمال زیاد جنگ را به کل منطقه گسترش میدهد. ایران میتواند در پاسخ، فشار را به نقاط دیگری منتقل کند؛ از جمله تهدید کشتیرانی یا امنیت انرژی در تنگه هرمز که یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان است. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند قیمت جهانی نفت را به شدت افزایش دهد، اقتصاد جهانی را با شوک انرژی مواجه کند، متحدان آمریکا در اروپا و آسیا را تحت فشار قرار دهد. ۵- هزینه سیاسی و راهبردی برای واشنگتن.
حتی اگر آمریکا بتواند به طور موقت خارک را اشغال کند، نگه داشتن آن نیازمند حضور نظامی مستمر و پرهزینه خواهد بود. این امر میتواند آمریکا را وارد یک درگیری فرسایشی دیگر در خاورمیانه کند؛ تجربهای که پس از جنگهای طولانی در عراق و افغانستان، تمایل چندانی برای تکرار آن در واشنگتن وجود ندارد. نهایت اینکه جزیره خارک از نظر اقتصادی قلب صادرات نفت ایران است، اما همین اهمیت باعث میشود که هرگونه تلاش برای اشغال آن با مقاومت شدید و هزینههای بسیار بالا همراه باشد. نزدیکی جغرافیایی به خاک ایران، آسیبپذیری ناوگان در محیط محدود خلیجفارس، محدودیت سامانههای دفاع موشکی و خطر گسترش جنگ به کل منطقه، همگی عواملی هستند که این گزینه را برای آمریکا به یک سناریوی پرریسک و پرهزینه تبدیل میکنند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند طرح چنین ایدهای بیشتر در چارچوب فشار سیاسی و جنگ روانی قابل فهم است تا یک گزینه عملیاتی واقعبینانه.