مجید رضا حریری در گفت و گو با«آرمان ملی»:
در مورد مکانیسم ماشه بزرگنمایی نکنیم
آرمان ملی- گروه سیاسی: در سالهای گذشته ایران بارها نشان داده است که توانسته با وجود سختترین فشارهای خارجی، از مسیرهای گوناگون برای حفظ جریان اقتصادی و تجارت خود استفاده کند هرچند در این مورد جامعه همواره فشارهای اقتصادی زیادی را تحمل میکند. دور زدن تحریمهای نفتی، بانکی و تجاری اگرچه هزینههای سنگینی به اقتصاد کشور تحمیل کرده، اما در عین حال اثبات کرده که ساختار اقتصادی ایران به طور کامل وابسته به نظام مالی بینالمللی نیست و میتواند با فرازونشیبهایی راههای جایگزین برای تداوم فعالیت خود بیابد. این تجربه باعث شده که جامعه و سیاستگذاران با نوعی واقعبینی به تحولات اخیر نگاه کنند؛ واقعبینیای که هم فرصتها را میبیند و هم خطرها را.

اکنون با به جریان افتادن مکانیسم ماشه، بحثهای فراوانی درباره ابعاد و پیامدهای آن مطرح شده است. این سازوکار در ذات خود به معنای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل است و از این نظر بار حقوقی و سیاسی متفاوتی با تحریمهای یکجانبه آمریکا یا اروپا دارد. با این حال، برای کشوری که سالها است با تحریمهای سنگین دست و پنجه نرم میکند، سؤال اصلی این است که تفاوت ملموس مکانیسم ماشه با وضع موجود تا چه اندازه خواهد بود. واقعیت این است که اقتصاد ایران پیشاپیش تحت محدودیتهای شدید قرار دارد و فضایی برای «بدتر شدن بیپایان» باقی نمانده است. اما این موضوع به معنای بیتأثیری مکانیسم ماشه نیست. در عرصه اقتصادی هر محدودیت تازه میتواند مسیر مبادلات را پرهزینهتر و دسترسی به بازارهای جهانی را محدودتر کند. از سوی دیگر باید توجه داشت که شرایط بینالمللی امروز بسیار پیچیدهتر از یک دهه پیش است. تحریمهای فزاینده علیه روسیه، تغییر در الگوهای تجارت انرژی و رقابت بازیگران تحریمی در بازارهای غیررسمی، همگی نشان میدهد که ایران برای حفظ موقعیت خود نیازمند هوشیاری و ابتکار بیشتری است. هرچه تعداد صادرکنندگان نفت تحریمی بیشتر شود، فشار بر ایران برای یافتن مشتریان جدید و تعیین قیمت مناسب افزایش مییابد.
بزرگنمایی نکنیم
مجیدرضا حریری، تحلیلگر مسائل اقتصادی- سیاسی و رئیس اتاق ایران و چین در پاسخ به اینکه چگونه باید کشور را آماده فعالسازی مکانیسم ماشه کرد، بهخبرنگار «آرمان ملی» میگوید: «در ابتدا باید به این نکته اشاره کنیم که تجربه بیش از یک دهه اخیر نشان میدهد که با شدت گرفتن تحریمها، اکثریت جامعه زیر فشار اقتصادی قرار میگیرند؛ اما در همین شرایط، یک اقلیت بسیار کوچک سرمایههای خود را بیشتر میکنند و شکاف طبقاتی افزایش پیدا میکند. در هر وضعیت نامتعادل سیاسی ـ اقتصادی مثل جنگ، انقلاب، تحریم یا درگیری، عموم جامعه ضعیفتر میشوند و فقط یک گروه بسیار محدود از این شرایط سود میبرند. بنابراین نگاه حاکمیت برای کنترل جامعه باید به وضعیت عمومی مردم باشد طبقات پایینی باشد، نه آن اقلیت برخوردار که احتمالا از کنار فعال شدن مکانیسم ماشه بهرهمند خواهد شد.»
این تحلیلگر در همین مورد و با اشاره به اینکه نباید از مکانیسم ماشه هراس زیادی داشته باشیم، اضافه میکند: «من نمیخواهم درباره نظر دیگران صحبت کنم، اما از نگاه خودم میتوانم بگویم که فعال شدن مکانیسم ماشه قطعاً اثر دارد. حالا اینکه بگوییم کاملاً خوب است یا کاملاً بد، هر دو اشتباه است. همانطور که بزرگنمایی کردن خطر آن غلط است، بیاهمیت جلوه دادن آن هم اشتباه است. واقعیت این است که مکانیسم ماشه حتماً آثار منفی دارد، اما معنایش این نیست که اقتصاد ما را به طور کامل نابود کند.»
حریری با طرح یک سوال با اشاره به آنچه باید از سوی حاکمیت برنامهریزی شود، اضافه میکند: «توجه داشته باشید که مسأله اصلی این است که در برابر فعال شدن یا نشدن مکانیسم ماشه، ما چه چیزی میخواهیم بدهیم و چه چیزی میخواهیم بگیریم. این بخش، یک تصمیم سیاسی است نه اقتصادی. از منظر اقتصادی، همانطور که تحریمها همیشه اثر داشتهاند، مکانیسم ماشه هم اثر خواهد داشت. اما چون وضعیت فعلی اقتصاد ما گلوبلبل نیست، فعال شدن مکانیسم ماشه هم قرار نیست شرایط را بهمراتب بدتر از وضع موجود بکند. در عین حال باید نگاه زنجیرهای به ماجرا داشت. برای نمونه، فشارهای اخیر بر نفت روسیه و محدود شدن صادرات آن، شاید در کوتاهمدت برای ما خطرناکتر از خود مکانیسم ماشه باشد. چون ما هم نفت تحریمی میفروشیم و هرچه عرضه نفت تحریمی در بازار بیشتر شود، دست ما برای فروش و قیمتگذاری تنگتر میشود. این اثر مستقیم اقتصادی ملموستری است.»
راهحلهای سیاسی
باتوجه به توضیحتی که ارائه شد باید گفت که مکانیسم ماشه صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه تصمیمی سیاسی است که پیامدهای آن میتواند در حوزههای مختلف اثر بگذارد. اقتصاد ایران توانسته در برابر فشارها دوام بیاورد، اما دوام به معنای بینیازی نیست. تجربه گذشته نشان داده که در هر دوره تشدید تحریمها، فشار اصلی بر دوش طبقات متوسط و پایین جامعه قرار گرفته و در مقابل، گروهی بسیار محدود توانستهاند از این شرایط سود ببرند. از همین رو، ارزیابی مکانیسم ماشه تنها با در نظر گرفتن ارقام اقتصادی کافی نیست؛ بلکه باید به این پرسش پاسخ داد که در برابر پذیرش یا نپذیرفتن آن، کشور چه امتیازاتی میدهد و چه منافعی میگیرد؟
ارسال نظر