سید جلال ساداتیان در گفت و گو با «آرمان ملی»؛
ظریف به تیم مذاکره کننده اضافه شود
آرمان ملی- احسان اسقایی: بالاخره تصمیم اشتباهی که اروپاییها نباید میگرفتند؛ اتخاذ شد و تروئیکا پرونده هستهای ایران را به شورای امینت سازمان ملل به منظور فعال شدن مکانیسم ماشه ارسال کردند. از هم اکنون نتایج نامطلوب این تصمیم در بازارهای چندگانه ایران هویدا شده است. عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در این مدت تلاشهای زیادی انجام داد تا پرونده هستهای ایران به این نقطه نرسد و تأکید ویژهای بر اقدامات غیرحقوقی اروپاییها داشت و آمریکا را عامل وضع موجود در پرونده هستهای میدانست. از سوی دیگر در مذاکراتی که معاون وزیر امور خارجه به اروپاییها انجام داد ابتکار عملی مشاهده نشد و احتمالاً با تصمیم اروپاییها پرونده ایران در شورای امنیت بررسی شده و ۳۰ روزه زمان باقی است تا تمامی ۷ قطعنامه شورای امنیت که با توسل به قطع نامه ۲۲۳۱ لغو شدهاند، علیه ایران اجرا نشود.

اروپاییها در آخرین گفتوگوی تلفنی خود با عراقچی اعلام کردهاند که این بازه زمانی، فرصتی مناسب برای گفتوگوست تا مکانیسم ماشه عملیاتی نشود. عراقچی هم البته اعتراض شدیدی به آنها کرده و درنهایت طرفین مجدد بر میز گفتوگو تأکید کردهاند. نگاهی به عملکرد وزیر امور خارجه ایران نشان میدهد که او تمام توان خود را برای عدم اعمال مکانیسم ماشه در دستور کار قرار داده اما به هر تقدیر پرونده هستهای به این مرحله رسیده است. اکنون سؤال این است که آیا تغییر ریل در وزارت خارجه و مذاکرات ضروری است و یا اینکه حتی اگر این تغییر ریل هم صورت بگیرد؛ در بر همین پاشنه خواهد چرخید. «آرمان ملی» در این ارتباط با سیدجلال ساداتیان سفیر پیشین ایران در لندن گفتوگو کرده و او معتقد است: «زمان آن رسیده که به درخواست رئیسجمهور و با حکم رهبری جواد ظریف هدایت پرونده هستهای را ذیل نظر شورای امنیت ملی و رهبری در دست بگیرد.» در ادامه این گفتوگو را میخوانید.
*قرار ما با مسعود پزشکیان مذاکره برای توافق هستهای بود اما امروز شرایط به گونهای است که احتمالاً مکانیسم ماشه در یک فرآیند۳۰ روزه علیه ایران اعمال خواهد شد، چه شد که به اینجا رسید؟
امروز وزارت خارجه تابع نظر مشاورانی است که تمایل چندانی به حل مسائل از طریق گفتوگو ندارند. به این علت که آنان از منظر حقوقی؛ آمریکا و اروپا را عامل وضع موجود میدانند و مذاکرات را بیفایده! این دست از مشاوران با این توجیه که اکنون زمان تسلیم نیست و باید مقاومت کرد، چنین استدالی دارند. البته در برابر این افراد ما نیز معتقدیم که نباید و نمیباید در برابر اسرائیل و آمریکا تسلیم شد چون ایران از جهت استفاده از قوانینی که در NPT وجود دارد؛ ذیحق است و میتواند غنیسازی داشته باشد. به موجب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت هم این حق به رسمیت شناخته شده است. اما مسأله این است که باید در مذاکرات ابتکار عمل داشت و با قدرت چانهزنی اجازه نداد که آنها بیش از این به ایران فشار بیاورند.
*خوب پس منظور شما این است که صرفاً نباید با استدال حقوقی در یک شرایط شبهه جنگی و احتمال تحریمهای بینالمللی مذاکره کرد؟
ایران باید در مذاکرات بحث کند که اگر شما منطبق بر معیارهای بینالمللی عمل میکنید ما هم میخواهیم تابع همان ضوابط مذاکره کنیم و مسائل را تابع معیارهای بینالملل حل و فصل کنیم. شاخصترین سخن در این زمینه توسط علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی اعلام شده. ایشان مصاحبه مفصلی با سایت رهبری انجام داد و نکانی را مطرح کرد ازجمله اینکه مقاومت زنده است. نکته دوم این بود که ایران توان دفاعی خوبی متکی بر توان داخلی و خارجی دارد و سوم اینکه ما درصدد تأمین زندگی مردم و آسایش آنها هستیم و در این راستا آماده مذاکرهایم. عباس عراقچی نیز در این مدت در همین چارچوب حرکت کرده است. در حالی که این موارد در شرایط کنونی که ممکن است وضعیت جدید و توام با فشار را برای ایران به وجود آورد، کافی نیست.
* کمی بیشتر در این زمینه توضیح دهید. گویا نظراتی در مورد بهبود شرایط مذاکرات دارید.
بله مسیر موجود مسیر خوبی است، اما نیازمند ابتکاراتی است که در این مدت این ابتکارات از سوی وزارت خارجه مطرح نشده است. وزارت خارجه باید راه میانهای را اتخاذ کند، اما در این مدت مسیر وزارت خارجه بر مبنای دفاع صرف از حقوق هستهای ایران بوده است. به نظر میرسد که این فضا بر مذاکرات حاکم بوده و هست و وزارت خارجه نتوانسته خارج از این چارجوبهای حقوقی تحرکاتی از خود نشان دهد. وزیر امور خارجه در این مدت مجری بوده و آنچه از او خواسته شده، منعکس شده است. در حالی که این شرایط خطیر ابتکار عمل نیاز است.
*واقعاً امکان دارد این ابتکار عمل را در شرایط کنونی ایجاد کرد؟ منظور در فرصت ۳۰ روزه تا اعمال مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهاست.
من چند روزی است که در تلاش هستم آقای رئیسجمهور را ملاقات کنم و در این ارتباط با ایشان گفتوگو نمایم. اکنون ویتکاف مامور و فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکاست و در پرونده هستهای ایران نیز با همین عنوان مذاکره بین او و عراقچی صورت گرفته است. در این شرایط چرا نباید ایران فرستاده ویژه در میز مذاکرات داشته باشد؟
*فرستاده ویژه ایران! در میز مذاکرات با آمریکاییها، این ابتکار عمل میتواند شرایط جدیدی را در مذاکرات ایجاد کند؟
بله. باید با درخواست رئیسجمهوری اسلامی ایران از مقام معظم رهبری و ذیل حمایتهای خوبی که ایشان از شخص رئیسجمهور انجام میدهند، با اذن رهبری رئیسجمهور حکم دهد که محمدجواد ظریف مسئول مذاکرات هستهای شود و در حقیقت آقای ظریف فرستاده ویژه ایران باشد، چراکه او آنقدر به مسأله ایران و آمریکا و پرونده هستهای مسلط است که میتواند ابتکارات ویژهای را ارائه دهد. این ظریف است که میتواند به قول شهید سلیمانی که میگفت که ما حریف شماییم بیا و ما آمادهایم اکنون با کوه تجربه و دانش حریف آمریکاییها شود. اگر ظریف با اختیارات ویژه حرکت کند، میتواند ابتکاراتی را در این مدت باقی مانده ارائه دهد که شرایط دشوار نشود، چراکه در صورت اجرای واقعی اسنپ بک به تنگنا خواهیم خورد.
*اگر اسنپ بک فعال شد چه؟ باز هم جواد ظریف و دانش و اطلاعات او میتواند شرایط بهتری را برای ایران ایجاد کند؟
در خاطر داشته باشیم که ظریف در شرایطی در گذشته مسئولیت پرونده هستهای را در دست گرفت که ایران ذیل فصل ۷ ماده ۴۲ منشور ملل متحد بود و ایشان با حمایتهایی که از داخل شد توانست برای اولین بار با مذاکره یک کشور را از ذیل این فصل خارج کند. اکنون هم اگر مکانیسم ماشه اجرایی شود که ظاهراً مدتی برای اجرای آن وقت خواهد بود، باز هم افرادی که ابتکار عمل داشته باشند میتوانند اقداماتی خوب را در دستور کار قرار دهد. آقای ظریف مقالهای در نیویورک تایمز نوشت و پیشنهاد نظارت بر مبنای همکاریهای منطقهای را داد؛ چیزی شبهه به کنسرسیوم. این موارد ابتکاراتی است که باید به صورت جدی مطرح و پیگیری شود. چنین مواردی البته در مذاکرات احتمالاً مطرح شده است، اما واقعیت آن است که اهمیت مذاکرات پایین آورده شده است. مذاکرات به معاونین وزرای خارجه سپرده شده است و این موارد نشان میدهد چندان اهمیتی به چنین پیشنهادهایی داده نشده. احتمالاً ایران با این نوع از مذاکره میخواهد این پیام را مخابره کند که اگر طرف مقابل بخواهد وارد شرایط جنگی شود، ما قدرت مقابله داریم.
* اگر آنها واقعاً قصد اعمال فشار و حمله به ایران را داشته باشند موضع عراقچی منطقی نیست؟
به نظر باید با دقت بیشتری به موضوع و مسأله نگاه کرد. اگر غربیها اسنپ بک را علیه ایران فعال کنند. شرایط از منظر حقوق بینالملل برای ایران دشوار خواهد شد. اکنون ایران ذیل ماده ۴۱ فصل هفتم منشور سازمان ملل است و آنها میتوانند به هر طریق ایران را ذیل فصل7 و ماده ۴۲ ببرند و در این شرایط علاوه بر اینکه پنجرهها بسته میشود و همه قدرتها و کشورها مجبور خواهند شد درها را روی ایران ببندند شرایط شبهه جنگی برای ایران ایجاد میشود. اگر اینگونه شود حتی چین هم نمیتواند از ایران نفت بخرد و به ایران کالا بفروشد. آنها رفتهرفته ایران را به دروغ مخل امنیت ملی معرفی خواهند کرد و یک جنگ روانی عجیب و به ناحق علیه ایران ایجاد کرده و در نهایت همه جهان را با خود همراه میکنند که به ایران حمله نظامی کنند و حتی ناتو را موظف خواهند کرد که علیه ایران اقدام کند.
*روسیه متنی را به شورای امنیت ارائه داده است آیا ابتکار عمل آنها مورد وثوق قرار خواهد گرفت؟
هنوز به صورت رسمی اسنپ بک در شورای امنیت مورد بررسی قرار نگرفته و روسیه این طرح را ارئه داده که به مدت ۳ یا 6 ماه این مکانیسم را به تأخیر بیندازد تا راهحل و چارچوبهایی به وجود آید که به سمت اعمال اسنپ بک حرکتی صورت نگیرد، اما این ابهام وجود دارد که نهایتاً آیا اسنپ بک فعال میشود یا خیر.
اگر ظریف با اختیارات ویژه حرکت کند، میتواند ابتکاراتی را در این مدت باقی مانده ارائه دهد که شرایط دشوار نشود، چراکه در صورت اجرای واقعی اسنپ بک به تنگنا خواهیم خورد
*اگر اسنپ بک فعال شود اساس دیپلماسی چه خواهد شد؟
اگر مکانیسم ماشه را علیه ایران فعال کنند دیگر نباید توقع هیچ منافعی را در ارتباط با ایران داشته باشند چراکه اروپاییها همه کارتهای بازی را از دست داده و بازی را به آمریکا واگذار کردهاند و این مورد به ضرر جایگاه دیپلماتیک اروپاییهاست.
*هم اکنون و در میانه مصاحبه با شما خبری رسید که اروپاییها با عراقچی تماس گرفته و بر ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت تأکید کردهاند اما فرصتی یک ماهه را برای مذاکره باقی گذاشتهاند، تحلیل شما چیست؟
به نظر میتوان این فرصت یک ماهه را در راستای فرصت ۳ ماههای که روسها به دنبال آن بودهاند، تحلیل کرد. اکنون فرصت مناسبی برای دیپلماسی به وجود آمده و باید ابتکار عمل را اعمال کرد یعنی همان پیشنهاد اولیه بنده؛ باید با درخواست رئیسجمهور و اذن رهبری و حکم آقای پزشکیان و انتقال پرونده از وزارت خارجه به شورای امنیت ملی و تعیین محمدجواد ظریف این یک ماه فرصت را در اختیار تیم ویژه گذاشت. واقعیت این است در این یک ماه عراقچی نمیتواند با گفتمان حقوقیش کاری را جلو ببرد. اگر بخواهیم با مسیر یک سال گذشته حرکت کنیم آبی گرم نمیشود عراقچی هر ابتکاری داشت به کار برد و البته باید از او تشکر کرد. اکنون جرات و جسارت ظریف لازم است. اگر ظرف باز گردد میتوان توقع تغییراتی را داشت.
* لاریجانی چه؟ او میتواند ابتکاراتی که ظریف میتواند اعمال کند را در میز مذاکرات جلو ببرد؟
خیر، اکنون شرایط بسیار پیچیده است و حریف آن میدان فقط ظریف است. لاریجانی میخواهد با مترجم حرف بزند و اکنون فرصتی نیست. هر چند لاریجانی هم بسیار توانمند است. همین که او اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی است. در معنای آن است کهامید برای تقویت دیپلماسی افزایش یافته. او مسئول پرونده هستهای بوده، وزیر ارشاد بوده، صداوسیما بوده، رئیس قوه مقننه بوده، تنه به تنه تندروها زده، از منافع ملی دفاع کرده و فرمانده سپاه بود و البته چهره دیپلماتیک و سیاسی است و صرفاً امنیتی نیست و میتواند متنوعتر گفتوگو کند اما آن کس که از پس ویتکاف و وزرای خارجه اروپا بر میآید در حال حاضر تنها ظریف است.
ارسال نظر