| کد مطلب: ۱۱۷۹۸۱۰
لینک کوتاه کپی شد

حسن بیادی در گفت‌وگو با «آرمان ملی»:

باید منتظر تغییر مسیر سیاست خارجه بمانیم

آرمان ملی- احسان انصاری: فرانسه، آلمان و بریتانیا روز پنجشنبه گذشته نامه‌ای به اعضای شورای امنیت سازمان ملل ارسال و اعلام کردند که «مکانیسم ماشه» را برای بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران که در چارچوب توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ تعلیق شده بودند فعال می‌کنند.

باید منتظر تغییر مسیر سیاست خارجه بمانیم

در این نامه سه قدرت اروپایی تأکید کردند که در طول ۳۰ روز آینده پیش از آنکه تحریم‌ها به اجرا درآیند آماده گفت‌وگو با ایران بر سر یک توافق هسته‌ای هستند که می‌تواند این روند را متوقف کند. این در حالی است که عراقچی وزیر امور خارجه اقدام سه کشور اروپایی در این زمینه را ناموجه، غیرقانونی و فاقد هرگونه مبنای حقوقی دانست و با یادآوری عملکرد مسئولانه و مبتنی بر حسن نیت ایران در پایبندی به دیپلماسی برای حل و فصل مسائل مرتبط با موضوع هسته‌ای تصریح کرد جمهوری اسلامی ایران برای حفظ و تامین حقوق و منافع ملی خود به نحو مقتضی به این اقدام غیرقانونی و ناموجه سه کشور اروپایی پاسخ خواهد داد. در شرایط کنونی این پرسش برای افکار عمومی جامعه وجود دارد که پیامدهای فعال شدن مکانیسم ماشه چیست و آیا اقتصاد ایران تحمل فشارهای بیشتر را دارد یا خیر؟ «آرمان ملی» برای پاسخ به این سوال و تحلیل و بررسی چشم‌انداز فعال شدن مکانیسم ماشه با حسن بیادی عضو پیشین شورای شهر تهران و فعال سیاسی اصولگرا گفت‌وگو کرده که در ادامه می‌خوانید.

*چرا کشورهای اروپایی تصمیم گرفتند در مقطع کنونی مکانیسم ماشه را علیه ایران فعال کنند؟

مکانیسم ماشه یک ابزار حقوقی در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت با همکاری اعضا گروه ۱+۵ است که به منظور نظارت بر اجرای برجام طراحی و برنامه‌ریزی شده است. فعال‌سازی ظالمانه و غیر منطقی آن توسط برخی از اعضای برجام عمدتاً توسط اروپایی‌ها عموماً ناشی از این دیدگاه بود که ایران تعهدات خود تحت برجام را رعایت نکرده است. این در حالی است که این خلاف واقع بود و همه دنیا شاهد بودند که ترامپ در دور اول خود این معاهده را پاره کرد و جمهوری اسلامی ایران هم به تدریج از تعهدات خود کم کرد و به راه صحیح خود در راستای قوانین آژانس و با نظارت آنان فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته خود را ادامه داد. درشرایط کنونی که این اقدام ظالمانه صورت گرفته عملاً معاهده برجام در حالت معلق و بحرانی قرار گرفته و فضای اعتماد عمومی را برای مذاکره مستقیم از بین خواهد برد. البته یکی از اهداف شوم آمریکا افزایش انزوای دیپلماتیک ایران در مجامع بین‌المللی است که بتواند ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهد. مردم ایران خواهان مذاکره صلح‌آمیز دوطرفه هستند. ایران چنانچه جنگ‌طلب بود در اوج قدرت خود آتش‌‌بس را قبول نمی‌کرد و تمام پایگاه‌های نظامی آمریکا و اسرائیل را از هستی ساقط می‌کرد که توان چنین برخوردی را داشت ولی ثابت کرد که جنگ طلب نیست و در آینده نیز نخواهد بود.

*آیا شرایط اقتصاد کشور به شکلی است که توانایی تاب‌آوری بیشتری در مقابل چالش‌های جدید را داشته باشد؟

با این تصمیم‌های غیر اصولی اقتصادی، متأسفانه مردم مهربان و مقاوم بعد از جنگ ۱۲ روزه تحت فشار بیشتری در مورد هزینه‌‌های دولت قرار گرفتند. اقتصاد ایران با این سیاست‌های یک طرفه و بدون اطلاع و مشارکت مردم و با وجود باندهای متصل به قدرت و ثروت راه به‌جایی نخواهد برد. اگر سستی کنیم و تمرکز مدیریتی را از دست بدهیم نقشه شوم آمریکا و اسرائیل مبنی بر نافرمانی اجتماعی توسط نفوذی‌های داخلی و خارجی محقق خواهد شد. من معتقدم پس از سال‌ها تحریم، مدیریت ناکارآمد، تورم و کاهش ارزش پول ملی، وابستگی به درآمدهای نفتی و کسری بودجه و از همه مهم‌تر فساد اداری وحشتناک بعید می‌دانم اقتصاد کشور از تاب‌‌آوری لازم برخوردار باشد. اگرچه مردم ایثارگر ایران غیر قابل پیش‌بینی هستند چون در مواقع ضرورت همیشه پشتیبان نظام و رهبری خود بوده‌اند به شرط اینکه مسئولین از این فداکاری حسن استفاده را داشته باشند و سوءاستفاده نکنند.

ضمن تأکید بر شفافیت، اعتمادسازی، بالابردن سطح مشارکت مردمی و کوچک‌سازی همه سازمان‌های دولتی و غیر دولتی، معتقدم حکمرانان دلسوزانه و با صداقت در مورد عمق بحران‌ها و ناترازی‌ها با مردم صحبت کنند

*کشور با وضعیت بی‌سابقه‌ای از نظر همزمانی بحران‌ها مواجه شده است. وجود چند بحران همزمان مانند بحران بین‌المللی، ناترازی انرژی و از همه مهم‌تر مشکلات معیشتی مردم چه چشم‌اندازی را پیش روی کشور قرار داده است؟

ما در حال حاضر به‌خاطر تحریم‌های ظالمانه و یک طرفه در یک بحران جدی و کمرشکن قرار داریم. بحران‌هایی همچون اقتصاد تورمی غیرمنطقی و بعضا مصنوعی، تعطیلی بنگاه‌های اقتصادی و بیکاری، رکود در تولید، بحران اجتماعی و فرهنگی و اعتراضات اجتماعی، شکاف بین دولت و سازمان‌ها و نهادهای موازی دولت، نارضایتی مردم و وجود سیاستمداران معترض و بعضا بی‌انصاف، بحران زیست محیطی مانند ناترازی‌های گوناگون از جمله برق و کم‌آبی، آلودگی فزاینده هوا که آینده را در تصمیمات داخلی و تحولات خارجی متأثر خواهد نمود. شک نکنید ادامه روند غیر منطقی فعلی منجر به فرسایش بیشتر سیاست‌های اقتصادی، افزایش نارضایتی فرهنگی و اجتماعی به انزوای بین‌المللی منجر شده و ثبات را در کشور خدشه‌‌دار می‌کند.

*در چنین شرایطی آیا جمهوری اسلامی در سیاست‌های خود در عرصه بین‌المللی تجدیدنظر خواهد کرد؟ اگر تجدیدنظر صورت بگیرد دارای چه ویژگی‌هایی است و اگر این اتفاق رخ ندهد چه پیامدهایی خواهد داشت؟

با توجه به اوضاع کنونی کشور و مشاهده تغییر دیدگاه بعضی از موثرین و حکمرانان، احتمال یک تغییر و اصلاح ایدئولوژیک و تجدیدنظر در سیاست داخلی و خارجی بعید به نظر نمی‌رسد. امیدوارم این تغییر مصلحانه و ادامه‌‌دار باشد و دیگر پس از آرامش مردم را تنبیه نکنند چون بعداز جنگ ۱۲ روزه واقعا با افزایش بی‌رویه قیمت‌ها توسط دولت محترم مردم تنبیه شدند. من امیدوارم در این نوع تجدید نظر در بعد سیاست‌های خارجی با حفظ کرامت و عزت کشورمان با تلاش جدی در لغو تحریم‌ها و کاهش تنش با همسایگان مخصوصا عربستان موفق باشیم و با تعامل بیشتر با جهان برای رسیدن به یک توافق پایدارتر بتوانیم موثر واقع شویم. در غیر این صورت تحت فشار قرار گرفتن کشور در مسائل اقتصادی و افزایش تورم و گرانی مفرط روزانه و بالا رفتن نارضایتی مردم و افزایش ریسک درگیری‌های منطقه‌ای دور ذهن نخواهد بود.

*برای برون رفت از بحران‌های کنونی چه باید کرد؟

واقعیت این است که ارائه راهکارهای برون‌‌رفت در این مقطع بحرانی حساس و بسیار پیچیده سخت به نظر می‌رسد. اما شاعر می‌فرماید: «آب دریا را گر نتوان کشید لیک بهر تشنگی باید چشید.» حتما اولویت دادن به بحث مهم مذاکره و دیپلماسی عزتمند و فعال و با سرعت و به نتیجه نهایی رساندن معاهده برجام و یا ایجاد یک روش قابل قبول بین‌المللی دیگر برای لغو تحریم‌ها برای بهبود اقتصاد می‌تواند مفید و اثرگذار باشد. همچنین تدبیر در اصلاحات بدون فریب و به نفع مردم در حوزه اقتصاد داخلی و اجرای سیاست‌های ضد تورمی قوی و عالمانه و مبارزه با فساد در این شرایط چاره ساز خواهد بود. از سوی دیگر مبارزه فساد خانمان برانداز اداری و شفافیت مالی و گزارش آن به مردم و مجلس مانند درآمد از معدن‌هایی مانند طلا و دیگر مواد کانی ارزشمند و پتروشیمی، کوچک شدن تمام نهادهای دولتی و غیر دولتی و پشتیبانی و گسترده نمودن بخش خصوصی و حمایت از تولید و صادرات غیرنفتی و اصلاح ساختار نظام بانکی و بودجه‌‌ریزی واقعی و تفریغ بودجه از جمله راهکارهایی است که در شرایط کنونی می‌تواند به کمک مدیریت کشور بیاید. از سوی دیگر کاهش تنش‌های اجتماعی و گشایش فضای اجتماعی، گفت‌وگوی ملی با گروه‌های مختلف فکری و اجتماعی برای یافتن راه حل‌های مشترک، رعایت مسائل حقوق بشری برای کاهش شکاف بین دولت و مردم و مجامع بین‌المللی و از همه مهم‌تر رعایت مقوله مهم و حیاتی و زیر خاکی و مغفول واقع شده «حقوق شهروندی» حائز اهمیت است. بنده ضمن تأکید بر شفافیت و اعتمادسازی و بالابردن سطح مشارکت مردمی و کوچک‌سازی همه نهادها و سازمان‌های دولتی و غیر دولتی معتقدم حکمرانان دلسوزانه و با صداقت در مورد عمق بحران‌ها و ناترازی‌ها با مردم صحبت کنند و برای کسب اعتماد آنها تلاش نمایند نه اینکه کسری‌های بودجه خود را از جیب مردم به شکل‌های مختلف با گران نمودن غیرمنطقی جبران کنند و خدای ناکرده مردم را به سمت نافرمانی مدنی سوق دهند. البته من قبول دارم که حتما اوضاع اقتصادی کنونی از جمله در زمینه حامل‌های انرژی نیازمند اصلاحات علمی و فوری است اما نه در زمان جنگ و تنش‌های اجتماعی. واقعا کسی نیست به برخی از این مسئولین بگوید که شما مدیریت‌های جزیره‌ای خود را جمع کنید و به جای آن مدیریت یکپارچه را مستقر کنید. کسی نیست به این بی‌انصاف‌ها بگوید مگر این مردم نبودند که هزینه‌های ۸ سال جنگ تحمیلی را دادند و در آن ایام همه سختی‌ها را تحمل نمودند؟ پس چرا روش و منش خود را متکبرانه ادامه دادید و مشکلات کشور را با تنبیه مردم جبران می‌کنید؟

 

 

 

منبع : آرمان ملی
نویسنده : احسان انصاری

ارسال نظر

هشتگ‌های داغ

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار