جنگ روانی ترامپ علیه مادورو
دونالد ترامپ از همان ابتدای ورود به کاخ سفید نشان داد که سیاست خارجیاش ترکیبی از رفتارهای پیشبینیناپذیر، فشار حداکثری و بهرهگیری از ابزارهای روانی است.
او با تکیه بر نظریه مشهور «مرد دیوانه» یعنی همان تئوری که ریشههای آن به دوران جنگ سرد و ضربهزدن به ساختار قدرت شوروی بازمیگردد، تلاش دارد طرف مقابل را در وضعیتی از ترس و تردید دائمی قرار دهد. درچارچوب همین رویکرد، ونزوئلا به یکی از میدانهای اصلی رویارویی دولت ترامپ تبدیل شده است. میدانی که در آن، ترکیبی از جنگ روانی و فشار اقتصادی و تلاش برای ایجاد شکاف داخلی به کار گرفته میشود. سالهاست که ونزوئلا در معرض عملیات خزنده و نرم برای تغییر ساختار قدرت قرار دارد. نشانههای این روند از تشویق اعتراضات داخلی گرفته تا حمایت آشکار از رهبران مخالف، صدور بیانیههای مداخلهجویانه و حتی اعطای جوایز بینالمللی به چهرههای اپوزیسیون دیده میشود. اقداماتی که هدف نهایی آن مشروعیت بخشی به نقشآفرینی خارجی و زمینهسازی برای تضعیف دولت قانونی کاراکاس است. ثروت عظیم نفتی، ذخایر طلا و موقعیت ژئوپلیتیک ویژه این کشور طمع قدرتهای خارجی را دوچندان کرده است. از نگاه واشنگتن کنترل ونزوئلا تنها یک پرونده سیاسی نیست، بلکه بخشی از راهبرد بلندمدتی است که میتواند دسترسی به منابع حیاتی و نفوذ منطقهای را تضمین کند. با وجود این فشارها بخش قابل توجهی از مردم ونزوئلا همچنان از آرمانهای خود دفاع میکنند و دولت مادورو بر یک «بسیج مردمی» گسترده تکیه دارد. این پشتوانه اجتماعی، هرچند تحت فشار شدید اقتصادی فرسوده شده مانع سقوط سریع ساختار سیاسی کشور شده است، اما در سوی مقابل، ایالات متحده استراتژی خود را تنها به تحریم و فشار دیپلماتیک محدود نکرده و با توسعه ابزارهای جنگ ترکیبی از محاصره اقتصادی تا استقرار نیروهای نظامی در پیرامون ونزوئلا پیامهای تهدیدآمیز خود را آشکارا مخابره میکند. در هفتهها و ماههای اخیر اخبار متناقض درباره محاصره دریایی طرح ایجاد منطقه پرواز ممنوع، یا حتی انتقال احتمالی مادورو به کشوری ثالث، بخشی از همین عملیات روانی هستند. این خبرها، غالبا بدون منبع مشخص منتشر میشوند و هدف اصلیشان بیثباتسازی فضای داخلی و ایجاد هراس در میان نیروهای حامی دولت است. این همان جنگی است که واشنگتن بیشتر آن را در ذهن جامعه پیش میبرد تا در میدان واقعی. ترامپ تلاش دارد چنین وانمود کند که سقوط دولت مادورو قطعی است و تنها زمان و نحوه آن باقی مانده است. تاکتیکی که در موارد مشابه نیز از آن استفاده کرده تا طرف مقابل را به خطای محاسباتی بکشاند. در مجموع رفتار دولت ترامپ نشان میدهد که هدف نهایی آمریکا چیزی جز براندازی حکومت ونزوئلا نیست و تمام فشارهای اقتصادی، نظامی و روانی حول همین محور طراحی شده است. از نگاه واشینگتن تسلیم کاراکاس نهتنها یک پیروزی ژئوپلیتیک در آمریکای لاتین محسوب میشود بلکه برای ترامپ یک ابزار تبلیغاتی مهم جهت تقویت شعار «آمریکا باید دوباره عظیم شود» نیز خواهد بود. با این حال مقاومت اجتماعی و انسجام درونی ونزوئلا تعیین خواهد کرد که آیا این جنگ روانی به نتیجه مد نظر کاخ سفید میرسد یا نه.
حسین کنعانیمقدم
کارشناس روابط بینالملل
ارسال نظر