بستن

احساس مسئولیت عجیب عارف برای 1400

احساس مسئولیت عجیب عارف برای 1400

آرمان ملي- اميد کاجيان: محمدرضا عارف چهره‌اي که روزي روزگاري با کناره‌گيري البته اجباري به سود حسن روحاني در سال 92 خود را تبديل به شخصيتي محبوب کرده بود که براي وي کشور و اصلاحات بيشتر از خودش اهميت دارد. اگرچه به قول برخي رسانه‌ها در آن سال با کناره‌گيري‌اش جاودانه شد، اما حقيقت اينکه هيچ‌گاه اعلام نکرد به نفع حسن روحاني کنار رفته و بعدها گلايه‌هايش را مبني براينکه چرا جريان اصلاحات او را به‌عنوان کانديداي اصلي کنار گذاشت، در برخي گفت‌وگوها و در لفافه اعلام داشت. حقيقت اينکه عارف در سال 92 نيز نمي‌خواست از قدرت کناره‌گيري کند. در بحبوحه آن انتخابات مي‌گفتند او معاون اول روحاني مي‌شود و چون نشد، ديگر پذيرفتن پست‌هايي مانند وزارت را در شان خود نديد و از همين روي روزبه‌روز از حسن روحاني فاصله گرفت و بعد هم سر از مجلس درآورد و سرليست اميد.

اما ورود به مجلس همانا و سير نزولي محبوبيتش همان. عارف نه به واسطه سرليستي اميد بلکه در سوداي رياست پارلمان راهي مجلس شد و گواه اين موضوع رقابت هر باره‌اش با علي لاريجاني طي اين چهارساله مجلس بود که البته هيچ‌گاه نيز به روياي خويش دست نيافت. او شايد به‌خاطر آنهايي که با ليست اميد به مجلس راه يافته بودند و ناگهان سر از فراکسيون معتدلين و اصولگرايان درآوردند و علي لاريجاني را به او براي رياست مجلس ترجيح دادند در سکوت عجيبي فرورفت و بعدها اين سکوت آنقدر فزوني يافت که به طنز سياسي محافل بدل شد و البته که در اين ميان، آن گفت‌وگوي فاجعه‌بار فرزندش نيز که واژه ژن خوب را وارد ادبيات سياسي اين کشور کرد ضربه‌اي اساسي به حيثيت و اعتبار او وارد ساخت. عارف در اين مدت هرچند نتوانست بر کرسي رياست مجلس جلوس کند، اما از سوي ديگر نيز در دو رياست داخل و خارج از مجلس که برعهده او بود نيز ناکام ماند؛ رياست فراکسيون اميد و رياست شورايعالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان. فراکسيون اميد اگر چه مي‌توانست به عنوان فراکسيوني تاثيرگذار عمل کند، صرفا در جهت نمايش، به فراکسيون حامي دولت تبديل شده بود که بقا و قدرت خود را در زمان‌هايي مي‌ديد که بتواند با فراکسيون مستقلين ائتلاف کند؛ ائتلافي که البته هر بارهم شکل نمي‌گرفت به شکست فراکسيون اميد منجر مي‌شد. زماني که فراکسيون اميد به واسطه قدرت‌طلبي عارف براي رياست مجلس، در آخرين دوره انتخابات هيأت‌رئيسه، کرسي‌هاي پيشينش در هيأت‌رئيسه مجلس را هم از دست داد که نمونه همين تکروي‌ها و سياستگذاري‌هاي غلط او بود. اما عارف در سه دوره رياست شوراي‌عالي اصلاح‌طلبان نيز چهره پرفروغي از خود به نمايش نگذاشت. در دوراني که وي به‌عنوان رئيس شوراي‌عالي اصلاح‌طلبان برگزيده شد تا به اصطلاح بتواند مديريت سازوکار انتخاباتي جريان اصلاح‌طلب را برعهده بگيرد، اختلافات در اين سازوکار به‌خوبي نمايان بود. مخالفت چهره‌ها و بعضا احزاب با اقدامات عارف در اين شورا کار را در زمان‌هايي به بيانيه دادن عليه شورا و خروج چند حزب اصلاح‌طلب از اين سازوکار کشاند.

اما اوج ناکارآمدي مديريتي شوراي عالي سياستگذاري در انتخابات اسفندماه 98 رخ داد. زماني که اين شورا در تصميمي عجيب هم از سويي اعلام کرد که اصلاح‌طلبان همگي در انتخابات شرکت مي‌کنند و هم از سويي ليستي براي معرفي و راي مردم به آن معرفي نکرد. اقدامي که عملا به نوعي تبليغ براي جناح رقيب به شمار مي‌آمد، گويي که شوراي عالي به مردم مي‌گويد که در انتخابات به رقباي ما راي بدهيد(!) اين موضع‌گيري فشل و سست در اسفند 98 هم به منزله رقابت اصلاح‌طلبان با اصولگرايان و تاييد چنين رويه انتخاباتي با وجود ردصلاحيت‌هاي گسترده بود و هم به معناي دست خالي اصلاح‌طلبان از بستن يک ليست به دليل ردصلاحيت‌ها.

عامل تشتت اصلاح‌طلبي

اقدام عجيب‌تر شوراي عالي سياستگذاري در آن برهه زماني بود که اين شورا اعلام کرد، اگرچه ليستي را ارائه نداده اما تمامي احزاب اصلاح‌طلب در دادن ليست‌هاي مورد علاقه خود آزادند، اتفاقي که خود به افزايش تشتت ميان اصلاح‌طلبان منجر شد. نبود وحدت رويه و تصميم‌گيري منطقي در اين تنها سازوکار انتخاباتي اصلاح‌طلبان به رياست عارف از يکسو و عدم مشارکت مردم در انتخابات از سوي ديگر باعث پيروزي تمام و کمال اصولگرايان در انتخابات اسفندماه شد، شکست اين سازوکار دست آخر موسوي لاري نايب‌رئيس شورا را وادار به استعفا کرد. اما جالب‌تر آنکه چندي بعد ازاين اقدام موسوي لاري خبر استعفاي عارف نيز به‌صورت شنيده‌ها و گمانه‌زني‌هايي منتشر شد. استعفايي که عارف در واقعيت هم انجام داده بود اما حتي در مورد آن نيز سکوت کرد و هيچ‌گاه شفاف‌سازي دراين‌باره به عمل نياورد. رئيس شوراي سياستگذاري اصلاح‌طلبان برخلاف موسوي لاري که به‌صراحت دليل استعفاي خود را دميدن روح تازه به اين سازوکار اعلام کرده بود، حتي حاضر به توضيح درباره چرايي استعفاي خود که هيچ، تاييد يا تکذيب آن هم (تا مدت‌ها) نشد. تا جايي که چندين هفته در مورد اين استعفا سخنان ضد و نقيض بيان شده و بسياري از اعضاي خود شورا نيز از آن ابراز بي‌اطلاعي مي‌کردند. اينگونه شد تا عارفي که زماني شخصيتي جاودانه در عرصه سياست ايران توصيف مي‌کردند، تبديل به چهره‌اي سوخته در ميان اصلاح‌طلبان و البته مردم شود. آنچنان که بسياري دليل کانديدا نشدنش در انتخابات مجلس 98 را اطمينان او از شکست مفتضحانه دراين دوره تعبير کردند.

اظهارات جديد و معناي سه‌گانه آن

باوجود چنين پيشينه‌اي اما رئيس سابق فراکسيون اميد در جديدترين اظهاراتش با ادبياتي صريح‌تر از هميشه، پرده از سه موضوع برمي‌دارد؛ نخست رابطه بدي که با طيف لاريجاني‌ها و شخص او دارد و دوم ميلش به رياست‌جمهوري در 1400 (!) و سوم اختلافاتي که با جريان اصلاح‌طلب داشته و دلخوري که از استعفايش در شوراي عالي دارد. دو روز پيش بود که ايسنا از او نقل‌قول کرد که محمدرضا عارف با اشاره به اينکه سه جرياني شدن مجلس دهم، آفتي بود که آن را به پاي لاريجاني مي‌گذارم، اظهار کرده: جريان سوم انتخابات96 به التماس ما افتادند اما بعد از پيروزي روحاني، کاملا روي خود را چرخاندند. اين فعال سياسي در ادامه با اشاره به تخريب‌هايي که عليه وي انجام مي‌شود، تصريح کرد: مي‌گويند بي‌عرضه است يا اهل انصراف و استعفاست اما رويکرد من اين است که اگر فرد مناسب‌تر از خود پيدا کردم، کنار مي‌روم. راهبرد من براي انتخابات1400 افزايش مشارکت و حضور جدي و تمام‌قد اصلاح‌طلبان است.

اگر نياز باشد، راحت مي‌آيم

عارف درباره استعفاي خود از شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان اظهار داشته: سال آخر گفته مي‌شد عارف شورا را ملک خود مي‌داند و من گفتم سه دوره رئيس شورا بوده‌ام و براي دور چهارم فرد ديگري بيايد. الان هم تکليف شوراي عالي معلوم نيست.

آنچه باعث شگفتي است

جاي شگفتي اينجاست که چگونه شخصي که با گله و شکايت و کنايه عليه رفتار اصلاح‌طلبان با خود در شوراي سياستگذاري سخن مي‌گويد، اين شانس را براي خود مي‌بيند که همين جريان او را به‌عنوان کانديداي اصلاح‌طلبان معرفي کند. از سويي عارف درحالي از انتخابات 1400 سخن مي‌گويد که هنوز جريان اصلاح‌طلب بلاتکليف است و نمي‌داند چه موضعي نسبت به اين انتخابات بگيرد و به قول او الان هم تکليف شوراي عالي معلوم نيست. همه اينها در حالي است که البته تا به امروز اقبالي هم از سوي مردم به جريان اصلاح‌طلب و انتخابات ديده نمي‌شود چنانچه اگر باز هم مشارکتي مشابه انتخابات اسفندماه در ميان باشد عملا مطلوب‌ترين گزينه‌هاي اصلاح‌طلب نيز شانسي براي رياست‌جمهوري ندارند چه برسد به عارف. اينکه اکنون عارف در چنين شرايطي احساس تکليف کرده است جاي تعجب دارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی