در يک صبح شورانگيز بهاري، تمام مردم ايران از همان صبحانهاي که گويندگان محترم راديو ميل ميکنند، خورده و به اندازه ايشان صبح کله سحر انرژي خواهند داشت. يعني اوضاع به گونهاي پيش ميرود که در مترو مردم با ديدن يکديگر بلند داد ميزنند جوان ايراني سلام! و تمام جوانان جديد و قديم ايراني يک صدا فرياد ميزنند عليک سلام! و ديگر کسي به هنگام رانندگي بوق نامربوط نميزند، تمام صحبتها مودبانهتر و جذابتر خواهد شد و حتي نيسان آبي هم به همه راه خواهد داد. و ديگر کسي در صف بنزين واي نخواهد ساد.
* در يک صبح شورانگيز بهاري، هيچ بشري در هيچ کجاي دنيا از طرف ما آرياييهاي قشنگ و با اصالت و متخصص در همه چيز، براي خودش دمپايي ابري خيس آغشته به خورشت کرفس، سفارش نخواهد داد و به همان مکدونالد جلوي دستش راضي خواهد شد.
* در يک صبح شوانگيز بهاري، خاورميانه رنگ صلح را خواهد ديد و تمام کشورها با يکديگر رفيق فابريک شده و به جاي پرتاب راکت به سمت يکديگر، با هم قرار کوهِ صبح جمعه ميگذارند. البته در همان صبح مذکور قطعا تمام کوهنوردان از هر کشوري که باشند، يک عدد کيسه زباله هم با خودشان به کوه برده و انسانيت و شعورشان را به رخ عالميان ميتابند.
*در يک صبح شورانگيز بهاري، ديگر کسي بدهکار و شرمنده ما نبوده و با گرفتن شماره کارت و واريز کردن حق و حسابمان بدهيهاي بيشمارش را صاف خواهد کرد. (بانک ملت راحتتري يا ملي؟!)
* در يک صبح شورانگيز بهاري، ديدن شادي بعد از گل حق تمام طرفداران خواهد بود و دنيا چشمانش را به روي زيباييهاي بسيار ما نخواهد بست. (البته دنيا چشماش باز).
* در يک صبح شورانگيز بهاري، ما ديگر به اين ويروس جديدها مبتلا نشده و اصطلاحاتي مانند: از اين ويروس جديداست، از اعصابه، ريشه در کودکي داره، نبايد استرس داشته باشي هاني و... از دفترچه لغات دکترهاي محترم خارج شده و کوويدنازِ خانه بر بادده هم دست از جهشهاي متوالياش برداشته و کمي ثبات شخصيت و اخلاق پيدا خواهد کرد و به خانه خودش برخواهد گشت و بيخيال ما دچارشدگان به سندروم هزينههاي بيقرار خواهد شد.