واقعيت اين است شرايط امروز ما در عرصه مديريتي از آشفتگيهاي بسيار رنج ميبرد. نظام رابطهسالاري در سازمانها و ادارات دولتي پس از گذشت 40سال از انقلاب اسلامي فاصله زيادي با ارزشهاي اوليه انقلاب پيدا کرده است. قرار بود همه در مقابل فساد حساسيت نشان دهند، قرار بود کارها به اهلش سپرده شود، قرار بود بيقانوني در عرصه اداره امور مردم رخت بربندد و به تعبير امام، همه از قانون تمکين نمايند. حضور عدهاي با کمترين پشتوانه علمي و اعتماد مردمي و در مهمترين مراکز حساس تصميمگيري و بدتر از آن بيتجربگي، شتابزدگي که برخوردهاي واکنشي و احساسي جمع قابلتوجهي از اين قبيل افراد، بنيان اعتمادهاي جامعه را بهسرعت فروميريزد. در برخي از سازمانهاي مهم حاکميتي افرادي با انگيزههاي متفاوت از توجه به رضايت مردم و استحکام قدرت ملي بازماندهاند. نظام براي بازسازي اعتماد عمومي و برگرداندن اميد به جامعه بايد تمام گزينههاي خود را روي ميز بگذارد. حفظ نظام از اوجب واجبات است و اين واجب مقدماتي دارد که همه بايد به رعايت آنها ملتزم شوند. با فرافکني، رفتارهاي غيرمسئولانه، فقدان پاسخگويي کافي در نظام، مردمسالاري راه بهجايي نميبرد. يک حرکت ناشيانه و شايد غيرعمد روي جلد يک کتاب درسي ابتدايي اين همه در فضاي مجازي موج برانگيخته است که خوشبختانه با تدابير و عذرخواهي سنجيده و بهموقع وزير مردمي آموزشوپرورش آثار منفي آن خنثي شد. اين نشانگر حساسيت جامعه و افکار عمومي به رفتارهاي رسمي حکومت است. امروز در اينکه ايران از نظر نظامي به کشوري قدرتمند در منطقه تبديل شده دوست و دشمن اتفاق نظر دارند. اين قدرت نظامي را بايد در يک نظام مردمسالاري به اقتدار ملي تبديل کنيم. رمز اقتدار ملي ما، جلب مشارکت و اعتماد عمومي مردمي است که در قلمرو اين سرزمين پهناور زندگي ميکنند. همه پيشرفتهاي ما با اصلاح فرهنگ عمومي بايد از سطوح مختلف مديران حکومت در همه ردهها آغاز شود. ايجاد نارضايتي و بيتوجهي به افکار عمومي در شرايطي که مردم با مشکلات اقتصادي مواجه هستند ميتواند بنيانهاي اعتقادي و اخلاقي جامعه را به سلامت و صلابت نظام متزلزل کند. پس بهوش باشيم دشمنان براي شکست آرمانهاي بلند انقلاب کمين کردهاند و عوامل ناکارآمد يا لجوج و خودمحور هم بر آن دامن ميزنند. هر يک نفري که امروز از اردوگاه ميهندوستي و تعلق خاطر به کشور و نظام سياسي به هر دليلي خارج ميشود يک خشت از بناي عظيم اقتدار ملي ايران کاسته ميشود. عوامل موجده انقلاب اسلامي و نظام هم ميتوانند عوامل مبقيه نظام باشند و هم عدم تقيد به آنها عوامل فروپاشي. نوع سلوک و رفتار سياسي حکومتگران و صداقت آنان در گفتار و عمل ميتواند نجاتبخش افکار عمومي از هجمههاي سنگين و بيرحمانه دشمنان ايران باشد. براي جلوگيري از گسست پيوند اجتماعي طرحي نو بايد انديشيده شود. بازگرداندن حس اعتماد عمومي نسبت به حاکميت و توانمندي نظام در عرصه حل مشکلات مردم با توجه به وضعيت معيشتي اکثريت جامعه بايد در دستورکار نهادهاي مهم حاکميتي باشد. به ياد ميآورم جمله شهيد محمدعلي رجائي را که وقتي محافظانشان مردم را از دور وي با خشونت کنار زدند، وي اعتراض کرد وقتي به او گفتند اگر مراقبت نميکرديم با هجوم مردم دستتان آسيب ميديد. او با صراحت و صداقت تمام گفت: بدون دست ميتوان زندگي کرد بدون مردم هرگز !