به دلايل متعدد که هنوز از بين نرفته است، شاهد يک ريزش شديد در بازار سهام بوديم. بهعنوان مثال عدم هماهنگي در تصميمات و مجموعه دولت، عدم حمايت صحيح و به موقع و فروش هيجاني حقيقيها و حقوقيها را ميتوان از اين دلايل برشمرد که کماکان پابرجاست. اين در حالي است که قيمتها در برخي از نمادها به نقطه اشباع فروش رسيده و به طور حتم خيلي از افراد تمايلي به فروش ندارند و براي برخي هم بازار سرمايه جذاب است. گفتني است آنچنان که بايد و شايد تغيير روند محسوسي را نميبينيم، ولي نرخ برخي از سهام پس از اصلاح حدود 50 درصدي جذابيت بسياري دارند. به عقيده من روند بازار تا آبان ماه نوساني است و نميتوان انتظار صعود يا نزول پرقدرت داشت؛ به تبع پس از تعيين تکليف انتخابات آمريکا و حل و فصل مسائل سياسي، ميتوان به روند صعودي قابل توجه براي بازارسرمايه اميدوار بود. در خصوص نوسانگيري و فروش برخي حقوقيهاي نمادهاي بزرگ هم بايد گفت، نميتوان اين موضوع را مصداق تخلف دانست، به طور حتم حقوقيها نوسانگيري ميکنند، اما بايد به برخي موارد توجه کرد، به طور مثال برخي حقوقيها بايد در پايان ماه مبالغي را تامين کنند که صرف مخارج گوناگون ميشود. همچنين برخي از آنها سال مالي شهريور را دارند و از الان بايد اقدام به فروش کنند. به همين منظور اين مهم را نميتوان تخلف دانست گرچه عدم حمايت و سوءاستفاده از شرايط بازار به چشم ميخورد. در خصوص اختصاص يک درصد از صندوق توسعه ملي براي حمايت از بازار سرمايه هم بايد اشاره کرد، اين موضوع بيشتر بار رواني دارد. بازارسهام همانند دوسال گذشته نيست که 200 هزار کد فعال و حجم معاملات آن حدود دو هزار ميليارد باشد، بلکه بازار سرمايه اکنون ميليونها فعال حقيقي با ميانگين بيش از 15 هزار ميليارد تومان معامله دارد و بازيگران اصلي بورس با عمق ايجاد شده حقيقيها هستند. لازم به ذکر است تا حقيقيها احساس امنيت نکنند و بازار جذابيت کافي براي آنها نداشته باشد، حمايتهاي مداوم کمک آنچناني براي بهبود معاملات نخواهد کرد. از سوي ديگر علت خوشبيني من به بازار سهام تا پايان سال جاري، آن است که ما در بازارهاي موازي، ظرفيت پذيرش حجم بالاي نقدينگي را نداريم. در حال حاضر پولها در کشور دو راه دارند، پولهاي کوچک صرف دلار و خودرو ميشود با اين تفاوت که شخص مدام نگران نگهداري و افت سرمايه است، اما نقدينگي قابل توجه و بالا، به جز سپرده بانکي و بورس جاي ديگري ندارند. به زعم من ميتوان انتظار داشت چرخشي در بازارهاي ديگر اتفاق بيفتد و در نهايت محل مناسب براي سرمايهگذاري، بازار سهام خواهد بود. ذکر اين نکته ضروري است که ما هميشه سرمايهگذاران را به اتخاذ سياست ميانمدت و بلندمدت تشويق ميکنيم. ولي از سوي ديگر تصميمگيريها و استراتژيها کوتاه مدتي است. به گونهاي که همزمان با رشد بازار، دامنه نوسان، حجم مبنا، اعتبارات و نرخ بهره دستکاري ميشود. در اين مورد لازم است مسئولان و اشخاصي که تصميمات آنها براي روند بازار سرمايه اهميت دارد، راهبرد بلندمدت و معقولي را تعيين کنند تا بتوان به معاملهگران اطمينان خاطر داد و آنها براي سرمايهگذاري بلندمدت ترغيب کرد. به عبارت دقيقتر کساني که بايد حامي بازار سهام باشند با اتخاذ تصميمات نادرست و خلقالساعه، زمينه ريسک را افزايش ميدهند که بايد در اين خصوص تامل بيشتري انجام شود.