در شرايطي وزارت کشور اعلام کرده که تاکنون بيش از 70درصد دانشآموزان اتباع برگه حمايت تحصيلي را دريافت کردهاند، که بازگشايي مدارس در شرايط شيوع بيماري کرونا، وضعيت دشواري براي کودکان کار و کودکان اتباع خارجي بهوجود آورده است. کودکان کار و خيابان به صرف داشتن وقت بيشتر و عدم نياز به حضور در مدارس، يا از طرف خانوادهها در مدرسه ثبتنام نميشوند يا در صورت ثبتنام در مدرسه با افت تحصيلي مواجه خواهند شد، زيرا بيشتر زمان خود را در محيط کار ميگذرانند. جدا شدن کودکان از فضاي فيزيکي مدارس ميتواند بهانهاي براي بسياري از خانوادههاي کودکان کار باشد تا آنها فرزندان خود را ساعتهاي بيشتري به محيطهاي کار و خيابان روانه کنند و همين امر سبب ميشود اين کودکان زمان کمتري براي فراگيري درسهاي خود داشته باشند و بالطبع در پايههاي درسي خود نيز ضعيف ميشوند. هيچنظارت و پيگيري مستمري بر وضعيت بيشتر کودکان کار وجود ندارد، کمبود امکانات از قبيل اينترنت مناسب، گوشيهاي هوشمند و... هم به جدا شدن آنها از روند آموزش دامن ميزند. از سوي ديگر اگر با فرض اينکه کودکان کار و خيابان از امکاناتي براي آموزش مجازي بهرهمند هستند، اما نظارتي وجود ندارد که مشخص شود چنددرصد اين کودکان از فضاي مجازي و... براي آموزش استفاده ميکنند. يکي ديگر از دلايل بازماندگي کودکان کار از تحصيل را نگراني خانوادهها بابت تامين هزينههاي آموزشي است و با توجه به شيوع بيماري و رونق کم کسب و کارها بيشتر اين خانوادهها که از قشر کارگر هستند و نيز اغلب بيش از يک يا دو دانش آموز دارند، توان پرداخت هزينههاي ثبتنام کودکان خود در مدارس را نخواهند داشت و همين باعث ميشود که از ثبت نام کودکان خود در مدارس خودداري کنن،. گرچه با صدور فرمان رهبري ثبتنام اين دسته از کودکان در مدارس سهولت بيشتري يافته است، اما مشکلات همچنان پا برجاست، زيرا خانوادهها بايد بعد از سرشماري، براي دريافت يا تمديد برگههاي حمايت تحصيلي اقدام کنند تا بتوانند کودک خود را در مدارس دولتي ثبتنام کنند. دفاتر کفالت دير اقدام به فعاليت کردهاند و خانوادهها زماني که براي ثبتنام کودک به مدارس مراجعه ميکنند، ظرفيت مدارس تکميل شده است و بهدنبال آن موجب بازماندگي کودک از تحصيل ميشود. همچنين خانوادههايي هم هستند که سرشماري نشدهاند و قادر به دريافت برگه حمايت تحصيلي براي کودکان خود نيستند که اين خود باعث جا ماندگي اين کودکان از چرخه آموزش خواهد شد؛ حتي با فرض آنکه همه اين کودکان هم موفق به ثبتنام در مدارس شوند، اما سيستم آموزشي مجازي بهنحوي نيست که بتواند از افت تحصيلي کودکان جلوگيري کند، زيرا بسياري از اين خانوادهها از امکانات مورد نياز براي آموزش مجازي برخوردار نيستند و هيچحمايتي هم در اين زمينه از آنان صورت نميگيرد. خانوادههاي اکثر کودکان اتباع از سواد کافي براي همراهي با کودکان خود برخوردار نيستند و تنها چاره و اميدشان که فضاي مدرسه بوده است را نيز ديگر در اختيار ندارند. اگر کودکي از شانس داشتن خواهر يا برادري باسواد که بتواند او را در درسها و تکاليفش همراهي کند، برخوردار باشد شايد بتواند از اين آموزشهاي مجازي بهره گيرد، در غيراينصورت خود به خود از آموزش بيبهره ميماند.