ادامه از صفحه -2 حالا خبري از دو روز پيش در رسانهها دست به دست ميچرخد. اينکه «شينزو آبه» نخستوزير ژاپن سال گذشته در تلاش براي کاهش تنشها ميان ايران و آمريکا، پيشنهاد تبادل نفت خام ايران با غلات آمريکا از طريق ژاپن را طي سفر به تهران مطرح کرده بود. اين طرح در واقع دور زدن تحريمهاي آمريکا عليه ايران به وسيله مبادله ذرت و سوياي توليدشده در آمريکا و با نفت ايران از طريق ژاپن و انتقال آن پس از دريافت موافقت از سوي آمريکا بوده است. اما اين تلاش با موفقيت همراه نبود. آنطور که ايسنا به نقل ازخبرگزاري کيودو دراينباره مي نويسد آمريکا در آن زمان در جنگ تجاري با پکن به سر ميبرد و به دنبال خريداراني براي غلات خود بود و ايران نيز به دليل تحريمها، به دنبال فروش نفت بود و همين باعث رسيدن به اين پيشنهاد تبادل نفت و غلات شد. اما اين تلاش ديپلماتيک که محوريت آن بيشتر ترغيب ايران به مذاکره با آمريکا بود، در نهايت ناکام ماند چراکه ژاپن نتوانست بر اصرار ايران مبني بر برداشته شدن تمامي تحريمها پيش از گفتوگو با آمريکا غلبه کند. اين منابع گفتهاند: بياعتمادي عميق ايران به ايالاتمتحده و سياستهاي بيثبات دونالد ترامپ نيز عاملي براي شکست ميانجيگري ژاپن بود.
به خاطر چين؟
اما موضوع خريد غلات از ايران توسط آمريکا بهخاطر جنگ تجاري آمريکا با پکن ميتواند از جهتي ديگر نيز قابل بررسي باشد و آن اينکه ايران اگر عملا اين موضوع را ميپذيرفت در تقابل با چين قرار ميگرفت. قاعدتا اين تقابل براي کشوري که قرار بود چند ماه بعدتر توافق 25سالهاي با چين داشته باشد ميتوانست گران تمام شود و از اين جهت نيز تهران با عدم پذيرش پيشنهاد آبه خود را در مقابل چين قرار نداد. آيا اين استدلال ميتواند در عدم پذيرش پيشنهاد آمريکا نقش داشته باشد؟ داوود هرميداس باوند دراينباره به «آرمان ملي» ميگويد: بين آمريکا و چين اگرچه مشکلات بسياري وجود دارد، اما در هرصورت همين الان هم اين دو کشور با هم رابطههاي تجاري کلاني دارند. چين سالانه ششصد ميليارد دلار صادرات به آمريکا دارد و آمريکا سيصد ميليارد دلار. هرچند آمريکا تلاش داشته به دليل اين اختلاف صادرات و واردات، رقم مذکور و فاصله ميان آنها را تعديل کند اما قطعا ايران در صورت توافق با آمريکا هم، مثلا در زمينه غلات نميتوانسته جاي چين را بگيرد. براي همين اين مساله را بهتر است به توافقي که چندماه بعد ايران و چين ميخواستند انجام دهند نسبت ندهيم. ايران ميان قرارداد 25ساله با چين و عاديسازي رابطه با آمريکا، چين را ترجيح ميدهد. آن هم در شرايطي که برخي ميگويند در تعاملات کنوني ايران و چين، چين قرار است بهجاي ارز، کالا يا پول چيني به ايران بدهد. به عبارتي خود اين توافق 25ساله به دليل نااميدي ايران از غرب و ارتباط با آنهاست نه علاقهمندي مفرط به چين. براي همين نبايد تصور کنيم قرارداد 25ساله با چين ايران را در رودربايستي چين و در نتيجه نپذيرفتن پيشنهاد آمريکا و ژاپن انداخته بود. دليل اصلي عدم پذيرش پيشنهاد آبه اين بوده که اولا رابطه ايران و آمريکا قرار نيست هيچگاه عادي شود و از سويي آن پيشنهاد عايدي چنداني براي کشورمان نداشت .
ژاپن قابل اعتماد بود اما...
از سوي ديگر ممکن است برخي هم معتقد باشند که ژاپن به دليل تبادلات تجاري بسيار زياد خود و دوستي ديرينهاي که طي دههها با آمريکا داشته است گرايشها و تمايلاتش به سمت ايالاتمتحده است. همين موضوع ميتواند يکي از دلايل ديگري باشد که در ارتباط با شکست اين ميانجيگري مطرح است. به اين معنا که ايران در جريان اين ميانجيگري نه فقط به آمريکا اعتماد نداشته بلکه به ژاپن هم بهعنوان ميانجيگر بيطرف اعتماد نداشته و از اينرو پيشنهاد آبه را نپذيرفته است. اما باوند دراينباره هم پاسخ ميدهد: مطمئنا ژاپن تبادلات خاص و محسوسي با آمريکا دارد ولي قطعا درميان همه کشورها، ژاپن يکي از قابل اعتمادترينهاست. ايران روي ژاپن بيشتر از اروپا براي ميانجيگري حساب ميکرد، وگرنه آبه به سراغ بالاترين مقامات عالي کشور نميرفت. اما موضوع اصلي به نتيجه نرسيدن اين ميانجيگري همان تحريمهاي بسيار سنگين عليه ايران است. پيشنهاد آبه براي ايران دردي از کشورمان دوا نميکرد براي همين هم پذيرفته نشد. تهران خواستار رفع تمامي تحريمها بود.