نفع و ضرر نتيجه انتخابات رياستجمهوري پيشرو به همه برميگردد. چه کساني که خواهان مشارکت حداقلي هستند و چه کساني که خواهان مشارکت حداکثري هستند. آنها که مشارکت حداقلي به نفعشان بوده شايد از نظر حزبي و جناحي سود ببرند اما از طرفي ديگر مشارکت حداقلي به ضرر کشور تمام ميشود و به زعم ناظران بيروني و حتي داخلي هرچه مشارکت کمتر باشد، اين ضرر بيشتر خواهد بود. درواقع گروه خاصي که هميشه شرکت در انتخابات را يک وظيفه و تکليف مي دانند و تنها حضور در قدرت برايشان مهم است، بدون پشتوانه مردمي مشروعيت خودشان را هم زير سوال ميبرند. بهترين حکومتها در دنيا، مشارکت و نمايندگي اکثريت مردم را برعهده دارند. از طرف ديگر اصلاحطلبان که هميشه اميدوارند يک دولت يا مجلس با پايههاي قوي و مردمي روي کار آيد نبايد فقط مشارکت مردم مدنظرشان باشد چون کساني که در انتخابات شرکت ميکنند قطعا با اهداف مختلفي وارد صحنه انتخابات ميشوند و دنبال نتايج و منافعي براي خود هستند. درواقع هر گروه و جناحي اگر از پشتوانه مردمي برخوردار نباشند قطعا نميتواند کاري از پيش برد و منجر به شکست و تضعيفشان خواهد شد. بنابراين بايد در اين مورد عقلانيت را سرلوحه کارمان قرار دهيم؛ يعني همه گروههايي که معتقدند در راستاي مصالح مردم، نظام يا خودشان کار ميکنند، به اين نکته مهم نيز توجه داشته باشندکه با تدبير و آيندهنگري و عقلانيت رفتارکردن در حوزههاي مختلف مخصوصا لزوم مطالبات مردم امري مهم است. درحقيقت اگر باز هم زمينه فراهم شود و اعتماد از دست رفته را به مردم برگردانند و گروههاي مختلف با عقلانيت رفتار کنند، همان شور و شوق گذشته مشارکت در انتخابات برخواهد گشت. چنانچه مردم احساس کنند و مطمئن شوند گروهها و احزابي در راستاي منافعشان تلاش ميکنند، مشارکت رقم خواهد خورد. با اينکه رئيسجمهور اصولگرا به خاطر همگرايي با مجلس فعلي نسبت به رئيسجمهور اصلاحطلب در پيشبرد امور اجرائي احتمالا موفقتر خواهد بود و اصل بر اين است که در يک انتخابات آزاد مجلس و دولت هسو و از يک حزب وگروه باشند، تا بيشتر مسائل را پيش ببرند و در اين صورت مسئوليت برعهده يک حزب يا گروه خواهد بود اما چون در کشور ما هنوز اين راهحل اتفاق نيفتاده، نبود يک دولت اصلاحطلب با پشتوانه اکثريت مردمي قطعا موجب ريزش نيروها و بيتفاوتي بيشتر مردم ميشود. اکنون با سردي فضاي حاکم، تلاش درجهت بازشدن فضاي سياسي بيش از هر چيز ديگري ضروري به نظر ميرسد تا به دلسردي و بيتفاوتي جامعه منجر نشود.