لوکاشنکو رهبر حزب کمونیست بلاروس بیش از 26 سال است که با قاطعیت و اقتدار بر بلاروس حکمرانی میکند. وی اخیرا در انتخابات ریاستجمهوری بلاروس که روز ۱۹ مرداد برگزار شد با کسب بیش از ۸۰ درصد آرا به پیروزی رسید؛ امری که سایر کشورهای اروپایی آن را غیرقانونی خواندهاند. مردم بلاروس نیز در مخالفت با آن دست به تظاهرات خیابانی زدهاند. البته در این میان کمترین چیزی که میتوان گفت آن است که بسیاری از مردم بلاروس از تداوم حکومت وی دیگر به تنگ آمدهاند. بحث بر سر آن نیست که لوکاشنکو و همکاران وی در 26 سال گذشته چه کردهاند و چه کارنامهای داشتهاند؟ بیشتر بحث بر سر آن است که مردم بلاروس بهخصوص اقشار و لایههای جوانتر و تحصیلکردهتر بلاروس خواهان تغییر و تحول، آزادی بیان و مطبوعات هستند و از یک نظام توتالیتر اقتدارگرا واقعا دیگر به تنگ آمدهاند. اما نکته جالب نقش روسیه است. متاسفانه به نظر میرسد که عزم پوتین رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه بر آن است که اجازه ندهد تغییر و تحولاتی از طریق صندوق رای در بلاروس بهوجود آید. پوتین و رهبران روسیه ترجیح میدهند که در حقیقت مینیاتور حکومت توتالیتر و اقتدارگرای روسیه در
بلاروس همچنان بر سر قدرت باشد. حدود یک هفته پیش وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد که پوتین دستور داده نیرویی گرد هم آید که در صورت لزوم این نیرو به بلاروس اعزام خواهد شد. البته همه ما میدانیم که مقصود از این نیرو یعنی چه؟ این نیرو در حقیقت تلاش خواهد کرد که اگر خود نیروهای امنیتی و نظامی بلاروسی در سرکوب معترضین مینسک و سایر مناطق موفق نشوند، پوتین به کمک بشتابد و درحقیقت نیروهای ویژه روسیه ادامه کار لوکاشنکو را انجام دهند. البته مشکل اساسی پوتین در حقیقت اتحادیه اروپاست. اتحادیه اروپا قرص و محکم خط و نشان کشیده که پشت مردم بلاروس خواهد ایستاد و اجازه نخواهد داد که تداوم حکومتهای اقتدارگرا و توتالیتر دستکم در بلاروس ادامه پیدا کند. سرنوشت مردم بلاروس بستگی به ظرفیت آنها در قبال پذیرش فشارهایی دارد که از سوی دیکتاتوری بلاروس بر آنها وارد میشود. اما واقعیت امر برآن است که اگر حتی پوتین و لوکاشنکو موفق شوند جنبش مردمی بلاروس را سرکوب کنند؛ در نهایت مردم بلاروس نشان دادهاند که مستحق آزادی هستند و دیر یا زود چه پوتین بخواهد و چه نخواهد آزادی را به دست خواهند آورد.