بستن

کم‌لطفی‌های بسیاری دیدم

کم‌لطفی‌های بسیاری دیدم

نام «فلورا سام» هميشه در کنار «مجيد اوجي» ديده و شنيده مي‌شد و اين دو در اغلب کارهاي موفق و پرمخاطب‌شان در کنارهم و همراه يکديگر بودند. «سام» کارگردان و اوجي تهيه‌کننده سينما و تلويزيون بود. از همکاري‌هاي مشترک اين دو مي‌توان به سريال‌هاي «بي‌قرار»، «رازونياز»، «رازپنهان»، «باغ سرهنگ» اشاره کرد. اين شب‌ها سريال «مرضيه» از شبکه دو سيما پخش مي‌شود. سريالي که آخرين همکاري اوجي با همسرش را در قاب تصوير ماندگار کرد.«فارس»، به بهانه پخش مجدد اين سريال و سالگرد درگذشت «مجيد اوجي» با «فلورا سام» همسرش گفت‌وگويي انجام داده که در ادامه مي‌خوانيد.

خانم «سام» در اين يکسال اخير و بعداز ساخت «مرضيه» مشغول کار ديگري نشديد؟

نه، شرايطش پيش نيامد.

حتي نگارش؟

در اين شرايطي که همه بيشتر در خانه هستيم براي خودم طرح‌هايي مي‌نويسم اما سفارشي ندارم که طبق آن بخواهم بنويسم.

بعداز فوت آقاي «اوجي» نخواستيد کاري انجام دهيد؟

هرچند که کارکردن آن‌هم الان و در اين شرايط براي من نوعي دارو است، با اينکه يک کار تصويب شده هم دارم اما شرايط براي توليدش مهيا نبوده است.

سال گذشته سريال «مرضيه» پخش شد و در همان سال تعدادي مخاطب داشت و امسال که دوباره از شبکه دو پخش مي‌شود، نيز عده‌اي ديگر مخاطبش شده‌اند و مخاطبان جديدي پيدا کرده است. فکر مي‌کنيد دليل اين موفقيت چه بوده است؟

خيلي خوشحالم از اينکه سريال «مرضيه» مخاطبان خود را دارد و خيلي‌ها هم دوباره مي‌بينند و عده‌اي بازپخش آن را تماشا مي‌کنند و اينها را از پيام‌هايي که برايم مي‌فرستند مي‌گويم.

براي انتخاب بازيگر نقش «مرضيه» چقدر هماهنگي شخصيت با نقش «مرضيه» برايتان اهميت داشت؟

انتخاب بازيگران بسيار مهم است و يکي از چالش‌هاي مهم در شروع هر کاري براي من انتخاب بازيگر بوده است. بازيگرهايي که در کنارشان هم حس خوبي داشته باشيد و هم اينکه کارشان را بلد باشند. من هميشه در تمام کارهايم براي انتخاب بازيگران و حتي عوامل پشت صحنه اين دو نکته را در نظر مي‌گيرم. زماني‌که مي‌خواستم کار را شروع کنم «ماه‌چهره خليلي» در لندن بود و ما از قبل تجربه مشترکي در يک فيلم سينمايي داشتيم که تجربه شيريني بود. با او تماس گرفتم و گفتم که مي‌دانم ايران نيستي اما يک کاري مي‌خواهم بسازم که دوست دارم تو هم در آن بازي کني و اين را هم مي‌دانستم که زياد سريال بازي نمي‌کند و بيشتر در سريال‌هاي الف ويژه بازي مي‌کند. در ادامه با همان روي‌خوش هميشگي‌اش تشکر کرد و گفت که فيلمنامه را برايش بفرستم. پنج قسمت فيلمنامه که آماده بود را برايش فرستادم و خواند و گفت که کار را دوست داشته و همان زمان گفت که دنبال بليت هستم که به ايران بيايم. در نهايت اينکه بعد چند روز «ماه‌چهره» به ايران آمد و در کنار او شخصيت‌هاي ديگر هم انتخاب شده و قرارداد بستند و همه اينها ظرف مدت کوتاهي انجام شد.

به‌طور معمول افرادي که در کارهاي مناسبتي آن‌هم مناسبتي مثل محرم که بسياري به آن ارادت خاصي دارند، به نحوي حضور دارند، از حال و هواي اين کارها مي‌گويند. حال‌وهواي کارهاي مناسبتي آن‌هم ماه محرم براي شما هم رنگ‌وبويي ديگر داشت؟

توليد اين کار خيلي براي خودم عجيب و غريب بود. انگار يک نيرويي داشت اين کار را پيش مي‌برد. زماني‌که کار را شروع کردم گفتم که قول نمي‌دهم بتوانيم تا ماه محرم به پخش برسيم اما در زمان بسيار کوتاهي توانستيم کار را به پخش برسانيم و تا جايي که در توانمان بود از کيفيت کم نکرديم و در همه زمينه‌ها حساسيت‌هاي خودمان را هم داشتيم.

از حس‌وحال خودتان حين نگارش و توليد اين سريال بگوييد. شما چند ماه زمان براي تصويربرداري تخمين زده بوديد و ظرف چند روز ضبط انجام شد و به توليد رسيديد؟

در ارديبهشت سال گذشته از شبکه دو با آقاي اوجي تماس گرفتند و گفتند ما يک سريال محرمي ‌مي‌خواهيم. همسرم گفته بود طرح يا متني داريد؟ و آنها گفته بودند نه، ما فقط آقاي اوجي را داريم. خلاصه اينکه «مجيد» به خانه آمد و ماجرا را براي من تعريف کرد. از طرفي دخترم پا به ماه بود و «مجيد» هم حال جسمي ‌خوبي نداشت و بايد به‌هر دو رسيدگي مي‌کردم. به همين خاطر به همسرم گفتم من واقعا نمي‌توانم متن بنويسم و از «مجيد» خواستم که به دوستان بگويد متن را بدهند تا کمي ‌جلوتر باشيم. اما «مجيد» آنقدر کارش را دوست داشت، وقتي مي‌گفتند يک کاري بساز، از صدبار شيمي‌درماني براي روحيه‌اش بهتر بود و روحيه‌اش خيلي خوب و سرپا مي‌شد و من هم ديدم که چه بهتر از اين براي اين آدم؟ به «مجيد» قول دادم کار را بسازم اما همان زمان هم گفتم من مي‌دانم تا متن را بنويسم و تصويب شود و مراحل اداري‌اش انجام شود به محرم امسال نمي‌رسد. اما شما فکر کنيد متن را نوشتم و در يک جلسه تصويب شد و گفتند نگارش را آغاز کنيد و به کمک تعدادي از دوستانم نگارش شروع شد. خيلي از قسمت‌هاي سريال را وقتي شب‌ها بعداز شيمي‌درماني کنار «مجيد» در بيمارستان مي‌ماندم، در لپ‌تاپ مي‌نوشتم. دخترم فرزندش را به‌دنيا آورد و از طرفي مراقبت از «مجيد» را هم به عهده داشتم و وقتي وارد توليد شديم حال جسمي «‌مجيد» هم بدتر شد. يادم است روزهايي که بايد ساعت 7 صبح سرصحنه حاضر مي‌شدم، از 4 صبح بيدار مي‌شدم و نهار و صبحانه «مجيد» را آماده مي‌کردم بعد مي‌رفتم. نکته مهم اينجاست که در تمام اين مدت اصلا احساس خستگي نمي‌کردم و در طول همان سه ماه از نگارش تا پايان تصويربرداري شبي سه ساعت بيشتر نمي‌خوابيدم و انگار نيرويي بود که مرا راه مي‌برد. حتي چندبار لوکيشن پيدا نمي‌کرديم و زمان‌مان هم کم بود، اما در دقيقه آخر بهترين مکان برايمان پيدا مي‌شد.

در مورد انتخاب بازيگران هم به همين صورت بود؟

براي انتخاب بازيگران که واقعا عجيب بود. همان اول واقعا نمي‌دانستم به کدام بازيگر بگويم تا متن را بخواند و قبول کند. در مورد «ماه‌چهره» که سه روزه خود را به ايران رساند و در مورد بقيه بازيگران هم همينطور. خانم خيرانديش، آقاي ارجمند، بازغي، صديق و... همه به من لطف داشتند و براي حضور در اين کار که براي محرم بود با دل و جان آمدند و به‌خاطر مناسبت محرم هر روز حس و حال خاصي در فضاي پشت صحنه حاکم بود و همين به جلوي دوربين هم منتقل شد.

هنوز هم از برکت‌هاي اين سريال در زندگي‌تان جاري است؟

به‌نظرم يکي از برکت‌هايش همين پخش مجدد آن است، چه ياد خوبي شد از «ماه‌چهره» و مطمئنم خيلي از بينندگان که اين سريال را تماشا مي‌کنند، براي شادي روح او و آقاي اوجي فاتحه مي‌خوانند و چه برکتي بزرگتر و بالاتر از اين؟

«مرضيه» اولين سريال مناسبتي ماه محرم شما بود؟

براي من بله، اما آقاي اوجي سريال «سفرسبز» را براي محرم چند سال پيش داشتند.

با توجه به اينکه شما خانم هستيد و علاوه بر کارگرداني، نويسندگي اغلب کارهايتان را به عهده داريد، شرايط براي کارگرداني خانم‌ها مهياست؟

اينکه چقدر دعوت به کار بشوم و چقدر به من اجازه کارگرداني داده شود؛ متفاوت است.

در تلويزيون شايد پنج کارگردان خانم هم نداشته باشيم.

نمي‌خواستم اين را بگويم اما به‌عنوان تنها خانم کارگردان و نويسنده تلويزيوني که البته در کارهايم مولف هم بوده‌ام، کم‌لطفي‌هاي بسياري ديدم. در هر صورت مشخص است که کارهاي من نگاه متفاوتي از مردان دارد و شايد به همين دليل است که نمي‌خواهند کار کنم يا شايد اين نوع نگاه را دوست ندارند.

خوبي سريال‌هايي که يک خانم کارگرداني آنها را به عهده دارد، همين زنانگي موجود در کارهاست.

هميشه اين را گفته‌ام خانم‌هايي که روح زنانه دارند و نويسنده و کارگردان هستند، نتيجه کارهايشان کاملا متفاوت است. در خيلي از کارها مي‌بينيم که آقايان کارگردان هستند و نقش اصلي را يک خانم به عهده دارد، اما وقتي ما به‌عنوان يک خانم کار را مي‌بينيم متوجه اين مي‌شويم که حسي که در کار هست اشتباه است و نبايد به اين صورت رفتار کند و در خيلي از موارد به‌نظرم به‌خاطر نوع نگاهي که به خانم‌ها و خانواده دارند، به بنيان خانواده ضربه مي‌زنند. من نيز هميشه در کارهايي که مي‌سازم سعي کردم تا روح زنانگي را درست بيان کنم. به همين خاطر است وقتي الان سريال را مي‌بينيد، حس «مرضيه» درست است، حسش در از دست‌دادن همسرش، بزرگ‌کردن فرزندش و... براي نشان‌دادن همه اينها با افراد بسياري مشورت کردم. صرفا نمي‌خواستم قصه‌اي بسازم که مردم را هيجان‌زده کنم، بلکه در کنار قصه مي‌خواستم مسائل ريز روانشناسي و رفتار مادر با فرزند بعد از چنين اتفاقي را درست بيان کنم. حتي درباره اينکه دختر «مرضيه» بعداز مرگ پدرش، پدر را مي‌ديد هم از چند روانشناس پرسيدم و براساس نکته‌هاي روانشناسي رفتارهاي «مرضيه» را جلو ‌بردم.

اگر به کارگردان‌هاي خانم ميدان داده شود، کارهاي بهتري هم خواهند ساخت.

بله، يادم است در دوران رياست آقاي ضرغامي‌ خيلي سعي کردند تا به خانم‌هاي کارگردان ميدان داده شود و آن زمان خانم شهره لرستاني و مرضيه برومند از اين افراد بودند. نمي‌دانم چرا اين ارتباط قطع شده و وقتي به من که در اين سال‌ها تعداد بسياري سريال براي تلويزيون ساختم بي‌اعتنايي مي‌شود، ديگر جايي براي مابقي دوستان باقي نمي‌ماند و انگار عده‌اي محدود مدام در حال ساختن و توليد هستند. الان مدتي است افرادي که شاخص بودند ديگر در تلويزيون کار نمي‌کنند و اين جاي تعجب دارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی