اظهارات پرويز فتاح که جنجال زيادي به پا کرد از چند منظر قابلبررسي است. اولين نکتهاي که در اين ماجرا جلب توجه ميکند رويهاي نخنما شده است که پيش از اين از سوي محمود احمدينژاد به نمايش گذاشته شده بود. يعني افراد براي معروف شدن وارد مقابله با افراد بزرگتر ميشوند. من به خاطر ميآورم زماني که به احمدينژاد گفتند تو چرا با دولتي که استاندارش بودي درافتادي گفت من بهتر از هاشميرفسنجاني کسي را پيدا نکردم که با آن مقابله کنم. بنابراين نگاه اول اين است که آقاي فتاح به روش احمدينژاد ميخواهد در صدر اخبار باشد. نکته دوم اين است که با اطلاعات موثقي که وجود دارد تيم آقاي فتاح به دنبال کارهاي انتخاباتي براي 1400 است و در پي آن است تا مقدماتي را براي آن فراهم کند، اما بايد اين موضوع را مورد توجه قرار دهد که راه رئيسجمهور شدن چنگ انداختن به صورت ديگران نيست. لذا پرويز فتاح يا اين صحبتها را از روي ناپختگي مطرح کرده است يا اينکه هوشمندانه اين رويه را انتخاب کرده تا با پاسخها و تکذيبيههاي پيدرپي او براي مدتي در صدر اخبار قرار بگيرد. به نظر ميرسد مجموعهاي از هر دو، در رفتار رئيس بنياد مستضعفان قابلمشاهده بود. نکته سومي که وجود دارد اين است که در اين رفتار نوعي فريب به چشم ميخورد؛ فارغ از هرگونه نيتخواني مدتي پيش وقتي پرويز فتاح ميهمان برنامه ماه عسل بود، بدون آنکه مراعات تصوير و دوربين را بکند از جيبش مهري درآورد و سجده کرد؛ گويي که در مسجد حضور دارد. رفتارهاي اينچنيني، پوپوليستي و خام است که نهتنها باعث جذب جامعه نميشود؛ بلکه پالس مثبتي به جامعه ارسال نميکند. نکته بعدي اين است که در بيان يک واقعه تاريخي بايد مقدمات آن را در نظر گرفت. مثلا در ماجراي کودتاي 28 مرداد بايد همهجوانب را گفت از مقدمه تا موخره. لذا نميتوان بدون مقدمه شرح داد. بنابراين آقاي فتاح که سابقه فعاليت بعد از انقلاب دارد (قبل از انقلاب را نميدانم) بدون آنکه مقدمات جرياناتي را که نظام و انقلاب طي کرده است بگويد، ميگويد فلان فرد زمين و ملک گرفته است و ما آن را پس گرفتهايم يا حرفهاي عجيب و غريبي که درباره کاخ مرمر مطرح شده است. در همين يک مورد بايد گفت پيش از آنکه مجمع در کاخ مرمر باشد قوه قضائيه آنجا بود و مرحوم آيتا... اردبيلي و آيتا... يزدي در آنجا حضور داشتند. زماني هم که آقاي هاشميرفسنجاني رفتند آنجا اين انتقال به ميل خودشان نبوده است و برخي مسائل از جمله موضوعات امنيتي و حفاظتي مطرح بوده که اين مکان انتخاب شده است يا درباره حدادعادل مواردي را مطرح کرده که آقاي حداد عادل هم به آنها پاسخ داده است. بنابراين يا آقاي فتاح اين موارد را بررسي نکرده بود يا اينکه ميدانسته و تعمدا براي برجسته کردن نقش خود دست به تخريب ديگران زده است. بنابراين هرچند برخي تصور کردند که يک منجي براي اموال بيتالمال پيدا شده، اما فتاح در اين مسير رفتار خامي داشته است. البته اين نکته مثبتي است که بنيادي به نام بنياد مستضعفان پيگير املاک باشد اما اينکه از افرادي نام برده شود کار درستي نبوده و تنها ميتوان از آن به عنوان يک خوراک مسموم تبليغاتي نام برد.