اگر ما توان نظامي خود را ارتقا دهيم قطعا توان بازدارندگي کشور نيز به همان اندازه افزايش پيدا ميکند. اما اگر اين توان نظامي ما با جار و جنجال همراه شود به جاي آنکه توان بازدارندگي کشور را به همراه داشته باشد، ميتواند هزينههاي سياسي و ديپلماتيک ما را افزايش دهد خصوصا آنکه ما شاهد بوديم شوراي همکاري خليجفارس، عربستانسعودي و برخي ديگر از کشورهاي حاشيه خليج فارس اخيرا در همراهي و حمايت از ايالاتمتحده براي تمديد تحريمهاي تسليحاتي بهصورت جداگانه و بهکرات نامههايي را براي واشنگتن، مقامات سازمان ملل و شوراي امنيت ارسال کرده و از افزايش توان نظامي ايران به عنوان تهديد اول منطقه خاورميانه ياد کردند. آيا جايز بود دست به اين تبليغات و جار و جنجال رسانهاي بزنيم؟! بايد ميان افزايش توان دفاعي کشور که بهشدت جايز است با تبليغات تفکيک قائل شويم. در اين شرايط که ايالاتمتحده تقريبا از دو سال گذشته تلاشها و تحرکات ديپلماتيک گستردهاي را در جهت همراه کردن کشورهاي جهان با خود بهمنظور تمديد تحريمهاي تسليحاتي در دستورکار قرار داده و رژيمصهيونيستي، عربستانسعودي و برخي ديگر از کشورها، ايرانهراسي را بهطور وسيعي در منطقه غرب آسيا طي ماههاي گذشته ترويج کردهاند و حتي همين ايرانهراسي سبب شده به عنوان بهانه براي عادي شدن روابط ديپلماتيک امارات متحده عربي و برخي ديگر از کشورها با رژيمصهيونيستي بدل شود، قطعا اين مساله اگر درست مديريت نشود ميتواند کمکي به تبليغات مدنظر واشنگتن، تلآويو، رياض، منامه و اين دست بازيگران باشد.
معتقدم نه فقط ايران بلکه همه کشورها با توجه به تهديداتي که براي امنيت آنها در سطح منطقه و جهان از جانب برخي کشورها يا گروههاي تروريستي وجود دارد ناگزير از آنند که به دنبال افزايش توان دفاعي خود بهمنظور بازدارندگي هرچه بيشتر در تقابل با اين تهديدات باشند، اين مهم امري گريزناپذير و اجتنابناپذير براي همه کشورهاست، خصوص آنکه جمهوري اسلامي ايران در منطقه بهشدت حساس، ملتهب و همواره درگير خاورميانه قرار دارد که گويا هيچگاه قرار نيست روي آرامش را به خود ببيند. چون همواره منطقه غرب آسيا با تهديد جنگ ميان کشورها يا ظهور هرازگاه برخي از گروههاي تروريستي همراه بوده است که متاسفانه مرکز و کانون فعاليت آنها طي چهار دهه گذشته تقابل با نفوذ جمهوري اسلامي ايران در منطقه بوده است. بنابراين ايران لازم و واجب ميداند که افزايش توان دفاعي خود را چه از مسير بوميسازي دانش و توان نظامي و چه با خريد برخي جنگافزارهاي راهبردي به صورت مداوم در دستورکار قرار دهد. ما اگر بهجاي جنجالهاي رسانهاي با هوشمندي سياسي جلو برويم ميتوانيم ورق را به سود خود بازگردانيم. چون در آنسو باور دارم در صورت عدم تمديد تحريمهاي تسليحاتي بعد از مهرماه ميتوانيم از طريق چين و روسيه اقدام به خريد برخي جنگافزارهاي راهبردي و استراتژيک کنيم و از آن در کنار فعال کردن و ارتقاي دانش و توان بومي ساخت برخي جنگافزارها مانند صنعت موشکي و پهپادي کمال استفاده را برد.
به عبارت ديگر اگر بتوانيم بهصورت محدود برخي جنگندههاي پيشرفته، زيردرياييها و نظاير اين جنگافزارها را خريداري کنيم ميتوانيم با مهندسي معکوس دانش و توان توليد بومي آن را نيز به دست آوريم. بايد قدري انعطاف ديپلماتيک و هوشمندي سياسي به خرج داد تا پس از پايان تحريمهاي تسليحاتي بتوانيم از امتياز خريد برخي جنگافزارها استفاده کنيم و آن را در راستاي افزايش توان بازدارندگي کشور به کار گيريم. به نظر من در همين مدت برخي از جريانهاي راديکال داخلي در نهايت هماهنگي، همراهي و حمايت از ترامپ براي نابودي توافق هستهاي و فعال شدن مکانيسم ماشه گام برداشتهاند. به نظر ميرسد هم ترامپ و هم نيروهاي راديکال در نهايت همراهي و هماهنگي با همديگر به دنبال پايان دادن به عمر برجام با فعال کردن مکانيسم ماشه هستند. از آنسو اگر اين سازوکار فعال شود به واسطه همين طرح دو فوريتي نمايندگان مجلس امکان خروج ايران از توافق هستهاي وجود خواهد داشت و اينجاست که کشور دوباره به شرايط قبل از سال 92 بازگشت؛ شرايط مطلوبي که ميتواند نهايت کمک را به برخي از نيروهاي راديکال داخلي در رسيدن به برخي اهداف و منافعشان داشته باشد. معتقدم اين دست اقدامات نمايندگان مجلس يازدهم به جاي آنکه يک طرح فکرشده و حاصل يک رايزني در اتاقهاي فکر باشد بيشتر يک واکنش و اقدام احساسي در چارچوب همان شعار انقلابيگري است بدون آنکه اين طرحها بتواند از ابزارهاي لازم و واقعبينانه در جهت دستيابي به منافع ملي استفاده کند. بنابراين برخي مواضع، اقدامات و تصميمات سياسي طيفي، جناحي، باندي و حتي فردي نميتواند جوابگوي شرايط کنوني باشد. اين طرحها راهگشا نخواهد بود. در صورتي که اقدامات نمايندگان بايد در راستاي خنثي کردن تهديدات و تحقق منافع ملي باشد.