حذف برخي افراد از سيستم جرياني و حزبي در نظام بدون آنکه افراد دخالتي در قدرت داشته باشند موضوع عجيبي در ايران نيست، هرچند که به هر دليلي هر کدام از سياسيون يک روز از قطار سياست و انقلاب پياده ميشوند و جاي آنها با نيروهاي جوانتر و کارآمدتر تعويض ميشود. ضعف يک سيستم حکومتي است که نيروهاي آن به جاي آنکه با گذشت زمان اميدوارتر شوند و کارآمدي بيشتر داشته باشند حذف ميشوند؛ البته که فقط اصلاحطلبان حذف نميشوند و بسياري از فرزندان ملت ايران به يک مرحلهاي از بينش ميرسند، امکان خدمت به کشور براي آنها فراهم نيست، در واقع وقتي دانايان يک کشور را تحويل نگيريم و نسبت جاي شايستهسالاري را بگيرد بسياري از نيروهاي دلسوز نظام حذف ميشوند، چارهاي هم جز اين ندارند چراکه به هر طريقي که ميخواهند به کشور خدمت کنند به يک طريق آنها را حذف ميکنند يا براي آنها مانعتراشي ايجاد ميشود، شرايط امروز به شکلي است که متاسفانه شايستهسالاري در کشور به پايينترين ميزان خود رسيده و اين موضوع باعث شده جوانان و نيروهاي شايسته کشور در خدمت مردم ايران قرار نگيرند و بهناچار مهاجرت کنند. امروز در بسياري از ارکان حکومت و روشهاي کشورداري نيازمند بازنگري هستيم. اگر نهادها و دستگاههاي مسئول اتفاقاتها را رصد کنند به اين نکته ميرسند که مجريان و متوليان امور مربوطه وظايف خود را بهخوبي انجام نداده و بايد با بازنگري در ساختارها و عملکردهاي خود بپردازند تا شايد بخشي از سرمايه ازدسترفته را بتوان بازگرداند. برخي نيازهاي امروز که ميتواند بخشي از بحرانها را جبران کند از شعارهاي سابق اصلاحطلبي است اما همين شعارها اصول اصلي و اساسي کشورداري هستند که از نمونههاي آن همين شايستهسالاري است، شايد در اصلاحطلبان هم افرادي باشند که به نفع کشور عمل نکردند و از قطار انقلاب پياده شدند اما بهجرات بايد گفت که اين افراد اصلاحطلب واقعي نبودهاند اما غالبا افرادي حذف ميشوند که به کار گرفته نميشوند و مجبور به ترک کشور يا کنارهگيري از توسعه کشور ميشوند. جريان اصلاحطلبي جرياني فقط رسمي نبوده است و فقط احزاب آن مطرح نيستند، در واقع احزاب فقط ظاهر اين جريان هستند، زماني که احزاب شروع به کادرسازي ميکنند به عناوين مختلف براي آنها مانعتراشي ميشود و بهناچار از اين مسير بازميگردد، چرا که کادرسازي براي تربيت نيروهايي شکل ميگيرد که بتوانند به مردم خدمت کنند و به کار گرفته ميشوند اما ساليان طولاني است که به هر روش ممکن اجازه هيچگونه فعاليت و حضور در قدرت به اصلاحطلبان داده نشده است. باطن اصلاحطلبي بهسوي ناامني پيش ميرود و آنها مردمي هستند که در انتخابات شرکت نکردند و حتي به اصلاحطلبان هم اميدي ندارند باطن ملت جريان ظاهري اصلاحطلبي را امروز نميپذيرد و به نظر نميرسد به سمتوسوي خوبي پيش برود. دولت هم نميتواند کاري در اين فرصت باقيمانده انجام بدهد، دولت براي هر اقدامي نياز به تعامل با مجلس دارد و تعامل با مجلس يازدهم ساده به نظر نميرسد، هرچند که در زمان مجلس دهم هم تعامل مجلس و دولت چندان نتيجهبخش نبوده است.