آرمان ملی- جواد باقری: «جمنا»، «شانا»، «پایداری» و شورای ائتلاف اصولگرایان، نامهای گروهها و طیفهایی است که از اردوگاه راست برای اجماع بر سر انتخابات تشکیل شده است. در بین این گروهها نام پایداریها هم به چشم میخورد. اعضای پایداری از بدو تشکیل خود ساز جداگانه را زدند و خود را تافته جدا بافته از اصولگرایان را میدانند. هرچه که به شمارش معکوس خرداد 1400 نزدیک تر میشویم ، مشاهده میکنیم که مباحث و نفرات مختلفی برای کاندیداتوری در انتخابات معرفی میشود، اما نکتهای که در این بین وجود دارد این است که جریان راست با چالشهای درون گروهی روبهرو بوده و هنوز به ساز وکار مشخص در این بین در درون خود نرسیده و گواه این موضوع را میتوان در ارائه لیست بلند بالایی دانست که از سوی برخی از طیفهای اصولگرایان برای حضور در کارزار خرداد مطرح شده است. بعد از انتشار این لیست بود که برخی که نام خود را در این فهرست مشاهده کردند عملا با برخی تحرکات خود گمانهزنیها مبنی بر حضورشان در انتخابات را قوت بخشیدند ولی معدود چهرههایی از این لیست بهطور رسمی به اعلام مواضع پرداختند. اما هنوز مکانیزم اردوگاه راست برای خرداد 1400 در
هالهای از ابهام است. در همین راستا و بررسی وضعیت اردوگاه اصولگرایان،«آرمان ملی» با سید کمالسجادی، سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری و دبیرکل جامعه اسلامی کارمندان به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
جریان اصولگرا چه مکانیزمی برای انتخابات ریاستجمهوری پیش بینی کرده است؟
تا جایی که من اطلاع دارم در بین احزاب اصولگرا از جمله جبهه پیروان خط امام و رهبری که یکی از احزاب جریان اصولگرایان به حساب میآید، در بین 17 تا 18 حزب رسمی و شناسنامهدار قدیمی و بعضا حتی احزابی که در سالهای اخیر تشکیل شدهاند، بحثی در ارتباط با ریاست جمهوری 1400 مطرح نیست. فعلا میتوان گفت که در جبهه پیروان خط امام رهبری در مورد مطرح شدن افراد و مطالبی از این دست هیچ صحبتی نشده است. چون بعد از اتمام انتخابات مجلس و با شروع کار مجلس جدید بیشترین فعالیتها حول محور همین مساله بود و هنوز ایدهای در ارتباط با ریاستجمهوری مطرح نشده است. اما این مساله منافاتی با نظر مستقل احزاب در این مورد ندارد و بعضا برخی نظریهها در این بین وجود دارد. اما ازآن طرف در شورای مرکزی مانعی بر این مساله وجود ندارد. من دبیرکل جامعه اسلامی کارمندان هستم، در این بخش موضوع یعنی ریاست جمهوری مباحثی باز شده است. چون مخاطبان ما عموما کارمندان شاغل و بازنشسته و بخش خصوصی و دولتی هستند. لذا ما مخاطبان زیادی در این زمینه داریم و این حق را برای خود قائل هستیم و چهرههایی که به نوعی نشانههایی از آمادگی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری
در حرکتهای آنها وجود دارد و در تحرکات سیاسی آنها علایمی مشاهده میشود مورد بحث قرار بگیرد. میتوان گفت که در شورای مرکزی جامعه اسلامی کارمندان این بحث بهطور جدی شروع شده و در مورد انتخابات 1400 و حتی شوراهای شهر نظراتی وجود دارد. ولی در جبهه پیروان خط امام و رهبری چنین مباحثی مطرح نیست. شاید اگر با دبیران کل تکتک این احزاب صحبت کنید امکان دارد بگویند که در درون احزابشان چنین گفتوگوهایی داشته و یا نداشتهاند. هر یک از احزاب فعلا در درون خود مباحثی را مطرح میکنند و بهطور رسمی نمیتوان نظراتی که پیرامون افراد مطرح شده را بهعنوان نظر نهائی جریان اصولگرایان قلمداد کرد.
امروز بحث حضور آقای فتاح در انتخابات 1400 قوت گرفته، معرفی ایشان بهعنوان گزینهای از جناح راست را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر بهصورت سر انگشتی حساب کنیم شاید بیش از بیست نفر در اردوگاه اصولگرایان در این موقعیت باشند. ولی من از نام بردن معذورم چون قطعا رضایتی از جانب آنها وجود ندارد و من مجاز نیستم مگر اینکه خودشان پیش بینیها را تایید کنند. امروز ذهن ها به سمت حدود بیست نفر میرود که معرفی آنها از امروز بار حقوقی دارد ولی این افراد حرکتهایی در ارتباط با ریاستجمهوری انجام میدهند و این تکاپو احساس میشود. در مورد شخص ایشان باید منتظر بود که خودشان چه تصمیمی میگیرند، اما آنگونه که گفتم هنوز فردی بهعنوان کاندیدا نهائی معرفی نشده و در حد گمانهزنی بوده و نظر شخصی برخی افراد به حساب میآید، باید منتظر بود تا در آینده چه رویدادی رخ خواهد داد.
در داخل اردوگاه اصولگرایان دو بحث وجود دارد اصولگرایان راست سنتی و نو اصولگرایان، نقش کدامیک از این دو طیف در جریان انتخابات مفیدتر و موثرتر ارزیابی میشود؟ آیا این احتمال وجود دارد که فردی نظامی از اردوگاه راست گرایان برای ریاست جمهوری معرفی شود؟
من باید ملاحظاتی به این تقسیم بندی اضافه کنم. من شخصا اصولگرایان را یکپارچه میبینم. آنها سلیقههای مختلفی دارند. جمنا یا شورایی که فهرست انتخابات مجلس را ارائه کرد، مجموعههایی از میانسالان و جوانان هستند و به لحاظ سنی و طرز تفکر در این جمع تنوع وجود دارد، ولی همه مسلمان هستند و قانون اساسی و ولایت فقیه را قبول دارند. همگی به جمهوری اسلامی وفادارند و لذا در تقسیمبندیها نباید به پیر و جوان و قدیمی و جدید ختم شود. اصولگرایان از قدیمی تا جدید طرز تفکری دارند که در مجموعه اصولگرایی مشترک است ما احزابی چون زنان و جوانان و دانشگاهیان و فرهنگیان و کارمندان و کارگران را داریم که شاید سلیقههایی در میان آنان وجود داشته باشد ولی من فکر میکنم اعتقاد به اجماع راهبرد مهمی برای اصولگرایان است. اگر اجماعی وجود نداشته باشد به داستانهای قبلی برمیخوریم. پیشتر از این نیز سه اصولگرا کاندید ریاست جمهوری بودند و هر کدام چندمیلیون رای آوردند. در جبهه پیروان خط رهبری شاید چند نفر کاندیدای ریاست جمهوری باشند ولی در نهایت باید به یک نفر رسید و اجماعی ایجاد کرد، بهنظر من بیشتر اصولگرایان و بهویژه جبهه پیروان خط امام و
رهبری به این اندیشه معتقدند. امروز 17 تا 18 حزب از موتلفه با سابقهای طولانی تا برخی احزاب جوان که در این سالها به جبهه ما پیوستهاند چنین اعتقادی وجود دارد. اما باید در نهایت به یک اجماع واحد دست یافته و وارد کارزار شوند اگر چنین موضوعی رخ ندهد قطعا تجربه گذشته در انتخابات ریاست جمهوری دامنگیر این جریان خواهد شد.