اگرچه کرونا ويروس نفسهاي جهان را بهشماره انداخته ولي چنانچه زورش به کنکور سراسري ايران نرسد، بهزودي شاهد يورش ويروس کنکور 1399، به خانه و مدرسه بيش از يک ميليون دانشآموز خواهيم بود؛ ويروسي که در مباني نظري سند تحول بنيادين هيچ جايگاهي ندارد و به نظر ميرسد ساخته دست انسانهايي است که در يک قمار فراگير، تنها منافع خود و موسسات تحتسلطه خود را در نظر گرفتهاند. اگرچه در چند سال اخير در مسير حذف آزمونهاي زايد و موسسات شعبدهباز تست و کنکور، تعدادي از وزراي آموزش و پرورش قدمهايي را برداشتهاند، اما اين گامهاي کوچک آنها نه تنها هرگز منجر به تحولات بزرگ نشده؛ بلکه آموزش و پرورشي تخيلي و دور از دسترس را بر اساس سند تحول بنيادين در اذهان ايجاد و بايگاني کرده و منتظر ماندهاند تا معجزهاي شود و دانشآموز مطلوب سند را تحويل جامعه دهند. چندي پيش کتاب جامعهشناسي نخبهکشي را ميخواندم، فکر ميکردم بايد دوباره در مورد سياستهاي بريتانياي استعمارگر که استعدادهاي مملکتم را به تاراج برده، بخوانم، اما واقعيت چيز ديگري بود. ما خودمان استعدادهايمان را از بين ميبريم. دلم به حال فرزندان مستعد سرزمينم ميسوزد که تا چند روز ديگر تمام استعدادشان در يک چشم به هم زدن محک خواهد خورد. تا چند روز ديگر نظام آموزشي بدونتوجه به اسناد بالادستي خودش (سند تحول، برنامه درس ملي) نخبههايش را قهرمانانه در قتلگاه کنکور قرباني خواهد کرد. واقعيتها هم نشان ميدهند که کنکور پايان استعدادکشي در نظام آموزشي ايران نيست؛ اما فراموش نکنيم اين آموزش و پرورش طي ساليان متمادي هر بار کابوسي طراحي کرده تا اجازه ندهد استعدادها کشف، پرورش و هدايت شوند. در کدام نظام آموزشي به شما ميگويند به جاي آنکه چند کتاب بخوانيد کتابهاي ما را چند بار بخوانيد؟!در کجاي اين گيتي پهناور نخبگان يک مملکت را براي موفقيت، عادتشان ميدهند 20 الي 30 بار موضوعهاي محدود را مرور کنند؟! درکدام سيستم آموزشي دانشآموزان را درگير رقابتهاي شديد وطاقتفرسا ميکنند؟! درکدام آموزشوپرورش، دانشآموزان با استعداد را قرنطينه ميکنند و از آنها ميخواهند تا پرخواني و تکرار مکررات کنند بدون اينکه تفکري يا تفحصي داشته باشند! درکدام نظام آموزشي با آزمونهاي چهار گزينهاي استعدادها را اسير کرده و قابليتها را به حاشيه راندهاند؟ بعضي وقتها با خود فکر ميکنم در اين آموزش و پرورش اگر مدارس استعدادهاي درخشان بهطور کامل بسته شوند، اگر آزمونهاي سراسري و کنکور حذف شوند، اگر زمينه براي بازگشت استعدادهاي مهاجر فراهم شود و اگر هزاران طرح استعداديابي اجرا شود باز هم کابوسهاي نوظهوري براي نخبهکشي استعدادها طراحي ميشود. راست گفتهاند نخبهکشي عادتمان شده است!