بستن

جایی برای متهم نیست

جایی برای متهم نیست
یاسمن خلیلی‌فرد داستان‌نویس

فضايي که ژان ژيرودو رمان‌نويس و نمايشنامه‌نويش مشهور فرانسوي در داستان کوتاه «مردي که خودش را فروخت» براي خواننده خلق مي‌کند تلفيقي‌ است از دو فضا: ادبيات و نمايش. داستان قابليت دراماتيک بالايي دارد. شکل، شيوه و ساختار داستان کاملا تداعي‌کننده‌ فضايي است که حين خواندن يک نمايشنامه با آن مواجه مي‌شويم و شخصيت‌ها همچون الگوهاي شخصيتي آشناي نمايشنامه‌ها خودشان را به مخاطب معرفي مي‌کنند.

علاوه بر ساختار، فضاسازي و طرح و پرداختِ شخصيت‌ها، در داستان «مردي که خودش را فروخت» شيوه‌ ديالوگ‌نويسي نيز تداعي‌کننده‌ نمايشنامه‌هاست. ابتدا به حجم ديالوگ‌ها بايد توجه کرد. داستان کوتاه ژيرودو عملا بر پايه‌ ديالوگ‌ها بنا شده و اين گفتار کاراکترهاست که داستان را پيش مي‌برد. شخصيت‌ها، اهداف، مقاصد، آرزوها و انگيزه‌هاي خود را نه در قالب «اکت» و «کنش» که عموما در قالب ديالوگ بيان مي‌کنند و همين تعدد ديالوگ‌ها، خود مهر تاييدي ا‌ست بر ساختار نمايشنامه‌گونه‌ داستان که البته با در نظرگرفتن پيشينه‌ ژيرودو اتفاق عجيبي هم نيست.

نويسنده، قرار نيست گره مهم و اصلي داستان را در قالب رخدادها و واقعه‌ها شرح دهد، بلکه کاراکتر اصلي خود را در قالب يک راوي، بي‌وقفه و با صراحت، شرح ماوقع به زبان مي‌آورد. درواقع معارفه شخصيت‌ها، بحران، نقاط عطف و درنهايت گره‌گشايي تماما در قالب ديالوگ‌ها شکل مي‌گيرند و متهم در قالب مونولوگي طولاني پرده از راز داستان برمي‌دارد.

لحن، از تعيين‌کننده‌ترين و مهم‌ترين عناصر هر داستان و البته اثر نمايشي است. ژان ژيرودو، لحني طنزآلود را در فضايي کاملا رعب‌آور و درعين‌حال پرتعليق حفظ مي‌کند. ردپاي اين لحن از ابتداي داستان به چشم مي‌آيد و در ادامه پررنگ‌تر مي‌شود و هنگام مونولوگ‌گوييِ متهم به اوج خود مي‌رسد.

اين درحـــــالي است که جنــــبه‌ نمايشي (دراماتيک) قصه نيز همزمان رعايت مـــي‌شود و خواننده مي‌تواند هر آنچه را متهم شرح مي‌دهد در قالب تصويري شفاف در ذهن خود تجسم کند.از نکات مهمي که هنگام خواندنِ متن داستان به چشم خواننده مي‌آيد رعايت برخي اصولِ نمايشنامه‌نويسي در شيوه‌ نگارش آن است. مثلا ذکر حالات کاراکترها در پرانتز (مثلا آنجايي‌که نوشته شده: «سينه‌اش را صاف مي‌کند») از همان الگوهاي ثابت نمايشنامه و فيلمنامه‌نويسي است که در اين داستان کوتاه به‌چشم مي‌خورد. همين ريزه‌کاري‌ها و گذرهاي مداوم از شيوه‌هاي نوشتار داستان به نمايشنامه خواندن داستان را براي خواننده جذاب‌تر و البته عيني‌تر مي‌کند.

ژان ژيرودو با پررنگ‌سازي الگوهاي نمايشنامه‌نويسي در داستان کوتاه خود، سختي‌هايي را نيز به خود تحميل کرده. در چنين شرايطي حفظ ريتم بسيار دشوارتر است. در اثري که سراسر ديالوگ است، نويسنده بايد بتواند بخش عمده‌اي از جذابيت متن را در همان ديالوگ‌ها برجسته کند. چرخش پينگ‌پنگ‌وار ديالوگ‌ها ميان شخصيت‌هاي اصلي داستان اين ويژگي را تا حدودي به داستان بخشيده است. خصوصا با در نظرگرفتن پتانسيل بالاي دراماتيک اثر و تصويرسازي درست نويسنده از شخصيت‌ها و موقعيت‌هايشان مخاطب از خواندن مکرر ديالوگ‌ها خسته نمي‌شود. مونولوگ نهايي کار که درواقع داستان با آن به پايان مي‌رسد هم به جهت هوشمندانه‌بودنش ضرباهنگ مناسبي هم دارد. درواقع نويسنده با چيدن خشت‌به‌خشت داده‌ها، تکميل واقعه‌ها و عدم‌گره‌گشايي ناگهاني و غيرمنتظره داستان را در دل همين مونولوگ تکميل مي‌کند و اين از امتيازات داستان اوست. «مردي که خودش را فروخت» ظاهرا در يک مکان مي‌گذرد که يک دادگاه است، اما شخصيت اصلي با شرح مبسوط رخدادهاي زندگي‌اش داستان را در ذهن خواننده به چندين مکان بسط مي‌دهد و شخصيت‌هاي جديدي را نيز به او معرفي مي‌کند که در مکان اصلي شکل‌گيري داستان حضور ندارند. درواقع نويسنده از موقعيت‌هاي محدود مکاني و زماني خود استفاده‌اي بهينه برده. اشاره‌ به مساله‌ «خودفروختگي» و تعبير مردِ خودفروخته از مضمون اين واژه نه‌تنها کليد اصلي درک معماي داستان است، بلکه از طنزآلودترين قطعات گم‌شده‌ پازل داستان نيز به‌شمار مي‌رود. با اينکه اين «خودفروختگي» در ابتدا عامل رونق کسب‌وکار زندگي اوست اما به‌تدريج عامل اضمحلال او مي‌شود؛ او را از خود دور مي‌کند و شخصيتش را تخريب. اين رويکرد به ظرافت در قالب همان مونولوگ شکل مي‌گيرد و سير دگرديسي و افول مرد را به تصوير مي‌کشد. درواقع پايه‌ فروپاشي رواني مرد و عامل تخريب عزت نفس او همان تصميمي‌ است که گرفته؛ تصميم به خودفروختگي! که درنهايت از او يک قاتل هم مي‌سازد.

در نگاهي کلي‌تر اين خودفروختگي مي‌تواند بر يک خودويرانگري جمعي دلالت کند؛ مردِ داستانِ کوتاهِ ژيرودو مي‌تواند مشتي باشد نمونه‌ خروار از افرادي که با تحت سلطه درآمدن آنقدر دچار اضمحلال مي‌شوند که به ناگاه طغيان مي‌کنند؛ طغياني که مي‌تواند به قيمت زندگي خودشان يا ديگري تمام شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی