چند روز قبل، محسن رفيقدوست از مسئولان اوليه سپاه عنوان کرد سيدمحمد غرضي در آن دوران، مانع از گذاشتن محافظ براي حراست از انقلابيون و شخصيتها شده بود. در پي اين اظهارات، غرضي واکنش نشان داد و گفت: آقاي رفيقدوست پاسخ دهد آيا در زمان وقوع حوادث تروريستي هفتم تير و هشتم شهريور بنده مسئول بودم يا آقاي منصوري مسئول بود؟! رفيقدوست در جوابيهاي نوشت: ايشان (غرضي) به لطف خدا آنقدر مسن نشده است که حافظه تاريخياش را از دست بدهد و دعا ميکنم اين حافظه انشاءا... بيدار شود. سپس غرضي هم به جوابيه رفيقدوست جواب داد و آورد: «جناب آقاي محسن رفيقدوست به من اتهام فراموشکاري زدند؛ درحاليکه کساني از فراموشکاراناند که حقوق عامه را فراموش و به حقوق خاصه خود ميچسبند. سرانجام روشن خواهد شد که چه کساني بار انقلاب را به دوش کشيدند و چه کساني بر هزينههاي انقلاب افزودند. اين مطالب، جواب امروز ملت ايران نيست. اينکه چه کسي در چه زماني فرمانده سپاه بوده نه تنها مشکل جوانان ما را برطرف نميکند بلکه تاکيد بر اين قبيل موضوعات مساله اصلي امروز جامعه ما را به حاشيه ميبرد. نتايج اعمال هر شخص يا مسئولي مشخص و واضح است. هر کسي با نيتهاي خودش محشور خواهد شد. برادر گرامي جناب آقاي رفيقدوست؛ امروز کشور با کروناهاي بهداشتي، اطلاعاتي، اقتصادي، سياسي و... درگير است. اميدوارم عزيزان به رفع مشکل کروناهاي مختلف بپردازند، نه دنبال اختلافنظر در روايتهاي گذشته باشند.» حالا نوبت رفيقدوست بود که پاسخ دهد. او گفت: «سپهبد قرني ترور شد، آقاي [محمد]غرضي فرمانده عمليات سپاه بود. به او گفتم: بايد از فردا براي همه شخصيتها محافظ بگذاريم. ايشان توجهي نکرد. وقتي آقاي مطهري را هم شهيد کردند، با غرضي دعوايم شد. ايشان را در شوراي بعدي انتخاب نکرديم. تا اينکه ابوشريف فرمانده عمليات شد. من خودم در پادگان خليج دستبهکار شدم. ماشينها را ضدگلوله کردم، و به اصرار براي آقاي خامنهاي، شهيد بهشتي، آقاي رفسنجاني و شخصيتهاي ديگر محافظ گذاشتم. اگر بچههاي محافظ دوره اول را ببينيد، همه بچههاي تدارکات هستند. بعد از حادثه انفجار نخستوزيري، من و محسن رضايي همان شب خدمت آقاي هاشمي رفسنجاني رفتيم و از ايشان خواستيم که امنيت مجلس، رياستجمهوري، و نخستوزيري و همه اماکن حساس را به سپاه بدهد. قرار شد تصميمگيري بکنند. ما روي اين مساله خيلي اصرار کرديم و آقاي هاشمي هم با ما موافق بود - ˜å ÈÚÏ Èå ÝÇÕáå ˜ãí ÍÝÇÙÊ Çíä ãÑÇ˜Ò ÑÇ Èå ãÇ ÊÍæíá ÏÇÏäÏ.»
پاسخ غرضي به رفيقدوست
ديروز محمد غرضي با اشاره به اين موضوع گفت: اينکه من با گماردن محافظ براي شخصيتها مخالفت ميکردم، حرفي است که آقاي رفيقدوست چندين سال قبل هم ادعا کرده بود. ايشان کلا هر چند وقت يکبار دنبال اينگونه مسائل ميروند و نميدانم منظورشان چيست و دنبال چه چيزي است که از قول ايشان مطالبي اينچنيني بيان ميشود. او در ادامه سخنانش گفت: جالب است بدانيد، وقتي که من در سپاه مسئوليت داشتم، آقاي رفيقدوست اصلا آنجا کاري نداشت. در واقع ايشان زماني وارد سپاه شد که من از آنجا رفته بودم. به همين دليل ادعاي ايشان درباره اينکه بعد از شهادت سپهبد قرني با من وارد مجادله شده است، از اساس کذب است. من بعد از اينکه آقاي منصوري فرمانده سپاه شد، از آنجا جدا شدم و آقاي رفيقدوست هم در زمان منصوري در سپاه سمت به عهده گرفت. وي توضيح داد: زماني که من در سپاه بودم، کشور در جوي انقلابي بود و بعد از شروع ترورها، براي عزيزان محافظ گذاشته شد تا آنها در امان بمانند. يعني شرايط به گونهاي بود که خطر را هميشه احساس ميکرديم و به همين دليل عقل حکم ميکرد، از افراد شاخص و تاثيرگذار نظام مراقبت کنيم. محمد غرضي در پايان سخنانش گفت: براي اينکه اين بحث براي افکار عمومي روشن شود، بهتر است به آقاي رفيقدوست بگوييد و اين سئوال را بپرسيد، در دوران رفيقدوست 4 نفر در محراب به شهادت رسيدند، چرا براي آن 4 شهيد بزرگوار محافظ نگذاشتيد و از جانشان نگهداري نکرديد.