بستن

تغيير نام شوراي عالي دردي را دوا نمي‌کند

تغيير نام شوراي عالي دردي را دوا نمي‌کند

مهدي آيتي در گفت‌وگو با«آرمان ملي»:

تغيير نام شوراي عالي دردي را دوا نمي‌کند

اصلاحات به نوسازي سياسي نياز دارد

شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان نمايندگان مردم نيستند

آرمان ملي - عليرضا پورحسين: اينکه اصلاح‌‌طلبان نسبت به دوره گذشته دچار ريزش بدنه اجتماعي و کاهش محبوبيت شدند، امري طبيعي و غيرقابل اجتناب بود اما اينکه اين کاهش راي تا چه ميزان است و اصلاح‌طلبان در انتخابات چه موضعي بايد اتخاذ مي‌کردند، مساله ديگري است. اصولا يک نظر در حوزه سياست اين است که اگر اصلاح‌طلبان مي‌خواهند خود را به عنوان يکي از دو قطب سياسي جامعه در حوزه رسمي تثبيت کنند، نبايد حضور را به موفقيت گره بزنند و در انتخاباتي که احساس شکست مي‌کنند، حضور نيابند يا آنکه شرايطي براي حضور بگذارند که قابل تحقق نيست. اين وضعيت در انتخابات مجلس اتفاق افتاد و عملکرد شوراي سياستگذاري نيز با اما و اگرهاي زيادي همراه بوده است. بسياري معتقدند در انتخابات مجلس يازدهم، شوراي‌عالي سياستگذاري اصلاح‌‌طلبان اثرگذاري خود را از دست داد و منجر به استعفاها گرديد. قطعا آنچه مشخص است مساله اصلي اصلاح‌‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري1400، شوراي‌عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان نيست. عملکرد اصلاح‌طلبان در حوزه دولت، مجلس و احزاب با حضور در انتخابات مجلس قدري هيجاني و منفعلانه بود و مي‌‌شد با تدبير بهتري عمل کرد. اگر اصلاح‌طلبان بخواهند مانند انتخابات مجلس يازدهم حضور جدي و رسمي در انتخابات نداشته باشند، طبيعتا از صحنه رسمي سياست دست‌کم براي کوتاه‌مدت حذف مي‌گردند. اگر اجماعي صورت گيرد و برنامه و ايده درست و قابل قبولي براي مردم وجود داشته باشد، در فاصله زماني کوتاهي در اواسط يا اواخر زمستان 99، مي‌توان يک شخصيت را به جامعه معرفي کرد. مشکل اصلاح‌‌طلبان بيش از شخص روي راه، فکر و برنامه است و بايد آن را حل کنيم. در راستاي بررسي اين مسائل «آرمان ملي» گفت‌وگويي با مهدي آيتي، نماينده دوره ششم مجلس شوراي اسلامي و فعال سياسي اصلاح‌طلب داشته است که در ادامه مي‌خوانيد.

تشکيل پارلمان اصلاحات را چه آفت‌هايي تهديد مي‌کند؟

تغيير اسم مساله‌اي را حل نمي‌کند. اگر نام جبهه اصلاحات به شوراي عالي يا پارلمان اصلاحات تغيير کند. البته گاهي عنوان مي‌شود که ممکن است مردم از يک نام و برند پس از مدتي خسته شوند و نياز باشد تا عنوان آن تغيير کند. به صورت طبيعي تغيير نام مشکلي ندارد اما نبايد صرفا به تغيير نام محدود شود. اصلاحات در شوراي عالي نبايد صرفا در تغيير نام خلاصه شود. در همين راستا، بازسازي و نوسازي يکي از ضروريات جدي اين عرصه است. اصلاحات نياز به نوسازي سياسي دارد. ضرورت اين اتفاق نيز اين است که تمامي اقشار جامعه را پوشش دهد.

بزرگ‌ترين اشتباه در اين عرصه چه مقوله‌اي است و چگونه مي‌توان از آن دور شد؟

يکي از اشتباهاتي که سران يک جبهه سياسي مرتکب مي‌شوند اين است که مردم را فراموش مي‌کنند، در صورتي که توجه نمي‌کنند تمامي قدرت سياسي از مردم نشات مي‌گيرد. اگر به سال 76 بازگرديم مشاهده مي‌کنيم که قدرت اجتماعي و فرهنگي در اقشار مختلف جامعه بود که منجر به پيروزي در دوم خرداد شد. در انقلاب 57 در روز 22 بهمن حاصل انفجار جمعيت و حاصل اراده مردم بود. پس همواره قدرت اجتماعي و سياسي مردم است که در نقاط عطف تاريخ تعيين‌کننده مي‌شود. بسياري اوقات سياستمداران ما از اين نکته غافل هستند و تصور مي‌کنند که اگر 50 نفر در اتفاق‌هاي بسته دور يکديگر جمع شوند تبديل به نمايندگان مردم مي‌شوند، در صورتي که چنين مقوله‌اي صحيح نيست. شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان نمايندگان مردم نيستند. اگر همين فردا پارلمان اصلاحات شکل گيرد و همين افراد در اتاق‌هاي در بسته گروه‌هاي جديد تشکيل دهند باز هم نمايندگان مردم نخواهند بود. به علت اينکه نماينده مردم نيستند اقبال عمومي به آنها نخواهد شد و آنها در هيچ عرصه‌اي موفق نخواهند شد. اگر جبهه اصلاحات قصد دارد تا به نوسازي روي آورد و آسيب‌شناسي کند و به صورت حقيقي طرفدار مردم باشد و حرف مردم را بزند و انتقال دهد و محبوبيت مردمي پيدا کند چاره‌اي جز پديدآمدن و شکل گرفتن از دل مردم و از درون طبقات مردم ندارد و يک جناح سياسي بزرگ را در کشور به‌وجود آورد.

براي رسيدن به چنين حزب قدرتمندي بايد چه مسيري طي شود؟

اشتباهي که مديران سياسي معمولا مرتکب مي‌شوند اين است که از طرف مردم و بدون پرسيدن نظر آنها تصميم‌گيري و تصميم‌سازي مي‌کنند. در حال حاضر شوراي عالي اصلاحات با آن تجربه شکستي که در انتخابات مجلس يازدهم به دست آورده است و با آن تجربه ناخوشايند اگر قصد دارد يک پارلمان اصلاحات تشکيل دهد بايد يک مکانيزمي را تعريف کند که تمام طبقات مردم بتوانند در آن جبهه حضور داشته باشند و راي بدهند و نهايتا افرادي که به عنوان سران جبهه اصلاحات برگزيده مي‌شوند و پارلمان اصلاحات را تشکيل مي‌دهند نماينده واقعي مردم باشند. اين هنر بزرگي است که بايد رقم بخورد. اگر اين اتفاق رقم نخورد صرفا شاهد يک تغيير اسم خواهيم بود و با اين تغيير اسم مشکلي حل نخواهد شد و دردي از مردم را دوا نمي‌کند و قطعا مردم نيز حمايت نخواهند کرد. افرادي که در پارلمان اصلاحات نيز در آينده حضور يابند نماينده مردم نخواهند بود. تغيير اسم به‌تنهايي است که سبب مي‌شود تفکر دولتمردان کشور حزبي نباشد. عملا گروه‌ها و محافل سياسي در کشور به جاي احزاب تصميم‌گيري مي‌کنند. حزب تعريف مشخصي دارد و بر پايه يک اساسنامه شکل مي‌گيرد. حزب بايد همواره فعال باشد و در عرصه اجتماعي و سياسي همه روزه فعال باشد. اينکه برخي گروه‌ها در ايام نزديک به انتخابات آغازبه‌کار کنند را نمي‌توان عنوان حزب بر آنها اطلاق کرد. با وجود اين شرايط عمل نمي‌توان اميدي داشت که احزاب بتوانند نقشي مفيد ايفا کنند .

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی