وقتي اداره راهنمايي و رانندگي به شخصي گواهينامه ميدهد، او را مجاز به راندن اتومبيل ميکند و زمانيکه مهلت تعيينشده در گواهينامه پايان مييابد، راننده موظف است که درخواست تمديد گواهينامهاش را به اداره مربوطه تقديم کند و آن اداره هم بايد با رعايت ضوابطي اين کار را انجام دهد. ضوابط معمولا از اين قرار است که متقاضي تمديد نبايد شرايطي را که در موقع اخذ گواهينامه داشته از دست داده باشد، ولي ديده و شنيده نشده که از متقاضي بخواهند براي تمديد گواهينامه بايد شرايط جديدي را تحصيل کند. بهعنوان مثال، اگر ماشينش پيکان بوده، ملزم باشد که آن را به بنز تبديل کند. در مورد ساير اصناف هم ظاهرا همين روال صادق است، براي مثال، بقالها براي تمديد جواز نياز نيست که آن را به سوپرمارکت تبديل کنند يا مسافرخانهدارها هم براي تمديد جواز لازم نيست مسافرخانه خود را به هتل پنجستاره تبديل کنند و غيره. آيا ميشود کسي را به بهانه اينکه در شغلش ترقي نکرده است از نان خوردن و کار کردن محروم کرد؟ در يک زماني بانک مرکزي شرايطي را براي دادن مجوز تعيين کرد و افرادي هم بهواسطه داشتن آن شرايط موفق به کسب مجوز شدند، آيا بعد از چند سال ميشود شرايط جديد را براي دارندگان مجوز هم تعميم داد؟ قانون که اجازه نميدهد، عطف به ماسبق کردن و تحميل شرايط سخت به پيشينيان را، عقل و منطق هم حکم نميکند. من نميدانم کدام صرافي هست که اين شرايط را و اين مصوبه را قابل قبول بداند. بهشخصه با عده زيادي از صرافان طرف صحبت و مشورت هستم تاکنون مدافعي براي مصوبه مذکور در بين آنها نديده و نشنيدهام، بهجز معدودي که صرافي را براي خود شغلي تزئيني قرار دادهاند براي نيل به اهدافي ديگر، يا رانتخواراني که اگرچند هفته به آنها رانت داده نشود نميتوانند به حيات خود ادامه دهند. يا نوکيسههايي که از طرق عجيب و از راههاي ميانبر به ثروتهايي دست يافتهاند و حالا دنبال شغلي ميگردند که بگويند ما ميتوانيم و شما نميتوانيد يا صرافي بانکها يا احتمالا عدهاي از سر ناچاري. به هر حال، همکاران اصيل ما با اميد و توکل به خداوند، عدهاي را از بين خود بهعنوان نماينده به عضويت شوراي عالي کانون برگزيدهاند تا با مذاکره و توضيح به مسئولان رده بالاي بانک مرکزي و اقتصادي کشور بتوانند آنها را مجاب به بازنگري و اصلاح آن مصوبه غير قابل قبول کنند، ولي با گذشت نزديک به سه سال هنوز اثر مثبتي از فعاليتهاي نمايندگان صرافان مشاهده نميشود. آيا اعضاي محترم شورا وعدههاي خود را فراموش کردهاند؟ آيا خود را در انجام آن وعدهها ناتوان ميبينند؟ آيا ديگر حوصله پيگيري خواسته به حق موکلان خود را ندارند؟ آيا خاصيت ميز و مقام اينست که انسان را بهگونهاي مست ميکند که مدهوش ميشود؟ اميدوارم من در اشتباه باشم و دوستان واقعا در تلاش. البته، چند سال پيش چند نامه توسط شورا به مقامات نوشته شده و چند جلسه هم با بزرگواران داشتهايم و مهمترين دستاورد از اين جلسات مژدهاي بود که يکي از مقامات بانک مرکزي داد و آن اينکه مطمئن باشيد هيچ صرافي به جرم عدم تطبيق پلمپ و تعطيل نميشود که البته اين مطلب مهمي بود ولي کافي نبود و نيست و همکاران از شورا و ما از مقامات انتظارات بسيار بيشتري داشتهايم. متاسفانه اخيرا باز تصميمات سختتري براي فشار به صرافان گرفته شده، ازجمله افزايش مجدد 300 درصدي سرمايه و اجباريکردن استفاده از سيستم نورونتا به جاي اينترنت معمولي.