در هيچ کجاي دنيا نميتوان درآمدهاي مردم را به صورت دقيق محاسبه کرد، در ايران هم همينگونه است و بنابراين از لحاظ آماري ميتوان با بررسي جامعه آماري مشخص به اين نتيجه رسيد که ميزان درآمدها و هزينههاي خانوار چه شهرنشين و چه ساکن در مناطق روستايي چقدر است. آمارهايي که از کل کشور گرفته ميشود که نشان ميدهد شرايط و وضعيت درآمدها و هزينه به چه صورت است. اينکه اعلام شده هزينههاي خانوارها در سال گذشته 48 و درآمدها 54 ميليون تومان است و شش ميليون تومان افزايش يافته چيزي است که آمارها نشان ميدهد و بهنظرم درست است. تمام سعي متخصصان آمار اين است که بتوانند اطلاعات درست و دقيقي از جامعه بهدست آورند. روزهاي دوشنبه هر هفته ماموران آمار قيمت کالاهاي مصرفي مردم را جمعآوري ميکنند، يک مثال ملموس درباره افزايش قيمت کالاهاي مصرفي مردم اندازه نان سنگک است، بدين معنا که اگر اندازه نان کوچک شود و قيمت آن ثابت مانده باشد بدين معناست که قيمت آن افزايش يافته است. آمارگيران سعي ميکنند آمارهاي خود را درباره شاخص قيمتها و درآمدهاي جامعه دقيق بهدست آورند تا در کشور مورد استفاده قرار بگيرند. آمارها نشان ميدهد هزينه تعداد زيادي از مردم بيشتر از درآمدهاي آنان شده و با حداقلها زندگي ميکنند و بنابراين اينگونه نيست که همه بتوانند پسانداز کنند. اين موارد و خيلي بيشتر در آمارهايي که از جامعه استخراج ميشود، وجود دارد. آمار نشان ميدهد که وضعيت واقعي مردم چگونه است. زمانيکه در اين آمارها ميزان نرخ تورم، درآمدها و هزينهها در مقايسه با سالهاي مختلف مشخص شد ميتوان فهميد که آيا مردم فقيرتر شدهاند يا غنيتر. برخي از برقراري عدالت اقتصادي يا دسترسي همه مردم به درآمد به يک اندازه صحبت ميکنند، اما بايد اين را مورد توجه قرار داد که در اقتصادي چيزي به نام عدالت وجود ندارد. عدالت اين نيست که همه مردم درآمدي شبيه هم داشته باشند. عدالت اين است که مردم درآمدهاي مختلفي داشته باشند يعني فردي که زحمت بيشتري ميکشد بايد درآمد بالاتري نسبت به کسي که توانايي کمتري دارد، داشته باشد. عدالت در مساوي بودن مردم نيست بلکه در عدم تساوي مردم در درآمدهاست. عادلانه نيست که به عنوان مثال ورزشکاراني که همه عمرشان براي رسيدن به موفقيت تلاش کرده يا ثروتمنداني که با سرمايهگذاري درآمدهاي بيشتري کسب ميکنند با کساني که براي رسيدن به موفقيت تلاشي نکردهاند يک درآمد داشته باشند. درنهايت اين آمارها وضعيت کشور را نشان ميدهند و اين تنها آمار موجود نيست. دولت بايد آمارهاي زيادي را در نظر بگيرد و سياستهاي خود را نسبت به اين آمارها تغيير دهد. بنابراين يکي از ابزارهاي مورد نياز دولتها همين آمارها هستند و تمام کشورها چنين کاري ميکنند. آمار مانند آزمايشگاه پزشکي براي اقتصاد عمل ميکند و ميتواند مشکلات اقتصادي و جامعه را نشان دهد.