بستن

روانگردان‌ها بعد از 4 سال «زنان» را به آخر خط مي‌رسانند

روانگردان‌ها بعد از 4 سال «زنان» را به آخر خط مي‌رسانند

معاون پژوهشي موسسه کادراس با تاکيد بر تاثير والدين در پيشگيري از اعتياد، مي‌گويد: تحقيقات حاکي از آن است که نظارت ضعيف والدين و ساعت‌هاي طولاني تنها در خانه ماندن فرزندان به شدت با مصرف مواد در ارتباط است. منصور براتي در دومين روز از هفته مبارزه با مواد مخدر در گفت‌وگو با ايسنا، نقش خانواده را هم در حوزه پيشگيري و هم در درمان اعتياد انکارناپذير مي‌داند و با اشاره به تاثير سبک فرزندپروري بر اعتياد اقشار آسيب‌پذير مي‌گويد: روش‌هــاي فرزندپــروري در ابتــلاء افراد بــه اعتيــاد نقــش دارند. در خانواده‌هايــي کــه روش فرزنــدپــروري آنهــا آســان‌گيري اســت و فرزنــد در ايــن خانواده‌هــا حکومــت مي‌کنـد، خطـر ابتـلا بـه اعتيـاد بيشـتر اسـت، زيـرا کنترل خانواده بـر فرزنـد خـود کم است. همچنيــن در خانواده‌هايــي کــه بسـيار سـختگيري مي‌کننــد و شــرايط ســختي را بــراي فرزنـدان بــه وجــود مي‌آورنــد نيز خطــر ابتــلاي فرزنــد بــه ســوءمصرف مــواد بيشــتر اســت. پـس محيـط خانـواده بـا توجـه بـه شـرايط فعلـي زندگـي اجتماعـي بايـد از تعــادل برخــوردار باشــد؛ به عبارتي والدين نــه مســتبد و نــه آســان‌گير باشنــد. معاون پژوهشي موسسه کادراس معتقد است که والدين بايد مهارت‌هاي زندگي اجتماعي مانند آموزش «نه گفتن»، اعتماد به نفس، سازگاري محيطي، انتخاب دوستان و... را آموزش دهند، چراکه گسترش اين امر نقش مهمي در ايجاد و محافظت از خطر ابتلاء به اعتياد دارد. از سويي ديگر وجود پيوند عاطفي قوي بين فرزندان و والدين به ويژه مادر باعث رشد شخصيتي مناسب و سازش‌يافته در نوجوان مي‌شود و مي‌تواند به عنوان نيرويي قوي از نوجوان در برابر مصرف مواد محافظت کند. بنابر اظهارات براتي، والديني که ارزش‌هاي مشخصي ندارند، مهرباني و عطوفت کمتري دارند يا مادراني که آرامش رواني کافي ندارند و کنترل کمي بر کودکانشان دارند، فرزنداني تربيت مي‌کنند که ممکن است در دوره نوجواني در معرض مشکلات متفاوتي قرار گيرند. بنابراين فقدان حمايت والدين و نظارت آنها منجر به پيوند خانوادگي ضعيف، مشکلات شخصيتي و ارتباط فرد با همسالان مصرف‌کننده مواد و سوء‌مصرف مواد مي‌شود. وي با بيان اينکه فرزندان به شدت به نظارت والدين وابسته‌اند، ادامه مي‌دهد: تحقيقات حاکي از آن است که نظارت ضعيف والدين و ساعت‌هاي طولاني تنها در خانه ماندن فرزندان به شدت با مصرف مواد در ارتباط است. البته نظارت زماني موثر است که زمينه ارتباطي مناسب والدين با فرزندان فراهم شده باشد. زماني نظارت مي‌تواند مفيد باشد که روابط گرم و صميمانه‌اي بين والدين و فرزندان وجود داشته باشد؛ اعمال نظارت در غير اين شرايط نتيجه مناسبي نخواهد داد و منجر به عکس‌العمل‌هاي شديدي در نوجوان مي‌شود. اين پژوهشگر حوزه اعتياد مي‌افزايد: نظارت بر رفتار فرزندان يکي از مهارت‌هاي ارتباطي است که والدين متناسب با رشد فرزندان به کار مي‌برند تا با آنها در مورد نگراني‌هاي خود از بعضي رفتارها صحبت و از رفتار و فعاليت‌هاي فرزندشان آگاه باشند اما نظارت به مفهوم مراقبت از فرزندان است، مراقبت از اينکه فرزندشان با چه کسي در ارتباط است و طي روز چه کارهايي انجام مي‌دهد، در اين معنا نظارت مهارتي است که دربردارنده‌ي ارتباطات و نظم خانوادگي صحيح است. اين کار شامل تبادل اطلاعات، شفاف‌سازي انتظارات از فرزندان، تعيين حد و حدود در مواقع لازم و انتخاب شيوه‌ صحيح براي نگه داشتن آن حد و حدود است.براتي در بخش ديگري از اين گفت‌وگو به موضوع اعتياد زنان اشاره مي‌کند و در پاسخ به اين سوال که آيا نگاهي که در حوزه اعتياد مردان وجود دارد را مي‌توان به اعتياد زنان نيز تسري داد؟ بيان مي‌کند: اعتياد زنان امروزه به عنوان گروهي که بسيار حساس و آسيب‌پذير هستند ابعاد متفاوتي را دربرگرفته است. به طور کلي اعتياد زنان در مقايسه با مردان به دليل اختلافات جنسيتي و اجتماعي، متفاوت و داراي اثرات شديدتري بر فرد و جامعه است.

عواقب سوءمصرف مواد در زنان

به گفته معاون پژوهشي موسسه کادراس و بر اساس مطالعات انجام شده، مردان بيشتر از زنان به مصرف مواد گرايش دارند اما زنان در مقايسه با مردان، بيشتر تحت‌تأثير عواقب سوء‌مصرف مواد قرار مي‌گيرند. زنان با سرعت بيشتري در نتيجه افزايش استرس و اضطراب پس از سوانح و رويدادهاي سخت به احتمال زياد وابسته به انواع مواد مي‌شوند. از اين رو زناني که دچار سوء مصرف مواد مي‌شوند مشکلات روحي و جسمي شديدتري را تجربه و نسبت به مردان با عواقب منفي بيشتري در حوزه سلامت فردي و اجتماعي مواجه مي‌شوند. همچنين، زنان اغلب در قطع مصرف مواد اعتيادآور با مشکلات بيشتري روبه رو و مستعد عود مجدد هستند.

وضعيت آماري زنان معتاد

براتي در دومين روز از هفته مبارزه با مواد مخدر که توسط موسسه کادراس با عنوان «خانواده،اقشار آسيب پذير و اعتياد» نامگذاري شده است، به ارائه وضعيت آماري اعتياد زنان در کشور پرداخت و با بيان اينکه در ايران طي دو دهه گذشته شاهد تغيير ناگهاني در تعداد زنان معتاد هستيم، ادامه مي‌دهد: در سال 1380، حدود 35 هزار زن معتاد وجود داشت که متاسفانه در سال 1385 اين رقم دو برابر شد. در سال 1392 و پس از بررسي‌هاي کارشناسي تعداد معتادان زن نسبت به سال 1380 چهار برابر و نسبت به سال 1385 دو برابر شده است. اين روند افزايش دو برابري به هر پنج سال ختم نشد و در آماري نگران‌کننده که در سال 1393 اعلام شد، تعداد معتادان زن در جامعه به 138 هزار نفر رسيد که اين خود مي‌تواند زنگ خطر جدي باشد. وي با تاکيد بر تفاوت‌هاي جنسيتي ميان زنان و مردان تصريح مي‌کند: وضعيت زنان در بحث گرايش به انواع مواد و حتي پروسه ترک آن به مراتب دشوارتر و خطرناک‌تر نسبت به مردان است. سازگاري بيشتر برخي مواد با هورمون‌هاي زنانه احتمال افزايش اعتياد در شرايط يکسان براي زنان را تا 19 برابر بيشتر از مردان کرده است. علاوه بر اين تحقيقات نشان مي‌دهد زناني که مواد محرک استفاده مي‌کنند، بسيار زود مهارت‌ها و کارايي‌شان را از دست مي‌دهند؛ چراکه اگر مصرف مواد سنتي 8 تا 10 سال زمان مي‌برد تا فرد معتاد به آخر خط برسد، در مورد مواد محرک و روان‌گردان اين زمان به 2 تا 4 سال کاهش مي‌يابد. از طرفي ناهنجاري‌هاي مصرف مواد در زنان مانند تغيير زودهنگام چهره، از دست دادن شغل و موقعيت اجتماعي و خانوادگي، طرد شدگي، روابط خارج از عرف و... از موانع پيش روي اين گروه است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی