مجلس دهم طی چهار سال گذشته مانند تمامی مجالس پیشین نقاط قوت و نقاط ضعفی داشت. شاید در وهله اول بتوان نخستین نقطه ضعف مجلس را در فراکسیونهای آن جستوجو کرد. این نقطه ضعف ربطی به جناحها و گروههای سیاسی نداشت و هم در میان فراکسیون امید و هم در فراکسیونهای اصولگرایی به خوبی دیده میشد. ضعفی که بهواسطه عدم انسجام نمایان شد. این عدم انسجام همواره مجلس دهم را مورد آزار قرار میداد. این عدم انسجام نشأت گرفته از عدم وجود رهبری مقتدر در راس این فراکسیونها بود که عملا کار را برای پیشبرد اهداف آنها ناممکن ساخته بود و سبب شده بود تا سطح کیفی مجلس کاهش یابد و به دنبال آن جایگاهش نیز در میان اقشار مختلف تنزل یابد و به همین دلیل نتوانست کارکرد اصلی خود را در چهار سال گذشته داشته باشد. از سوی دیگر شاهد بودیم که برخی از نمایندگان مجلس دهم، بدون مطالعه قبلی و بدون دانش کافی نسبت به امر تقنین در صحن علنی مجلس حاضر شده بودند. تعداد کمی از نمایندگان برای وظایف خود و مجلس وقت صرف میکردند و غالبا نسبت به لوایح و طرحهایی که در مجلس مطرح میشد، تاثیرگذار بودند. این ایرادی است که به تمامی مجالس ایران وارد بوده است و صرفا مختص به این مجلس نیست. در لوایح سنگین، سخت و بسیار مهمی همچون برنامه توسعه کشور و یا برنامه بودجه کشور، تعداد محدودی از نمایندگان نسبت به آنها مطالعه و یا در روند شکلگیری آنها دخالت داشتند. به مرور و در مصوبات مختلف مشاهده شده است که تعداد کمی از نمایندگان در روند تصویب و یا عدم تصویب آنها نقشآفرینی میکنند.این عدم دانش، آگاهی و مطالعه سبب شده بود تا عملکرد نمایندگان مجلس حرفهای نباشد و بیشتر با نگاه سیاسی با امور مجلس برخورد میکردند. برخورد و نگاه سیاسی مقولهای بود که دامان مجلس دهم و وقت آن را به صورت گسترده هدر داد و مانع از کارآیی و عملکرد مفید مجلس شد. در این میان حتی چهرههای کلیدی، موثر و حرفهای نیز تحت تاثیر این برخوردهای نمایندگان نتوانستند از ظرفیتهای عظیم خود به خوبی استفاده کنند. از طرفی ارتباطات خارجی مجلس نیز به خوبی شکل نگرفت. مقولهای که شاید عدم تحقق آن را باید در ضعف دیپلماسی پارلمانی جستوجو کرد. همچنین باید تصریح کرد که روابط دولت با مجلس نیز چندان حسنه نبود. این ارتباط ناخوشایند دولت با مجلس بود که سبب شد تا دو مرتبه خواسته دولت مبنی بر شکلگیری وزارت بازرگانی با مخالفت مجلس رو به رو شود؛ امری که میتوانست با تعامل بهتر با مجلس تحقق یابد. از طرفی روابط مجلس به لابیهای منطقی و چارچوبمند و اخلاقی نیاز داشت که متاسفانه این لابیها شکل نگرفت. این عدم ارتباط کارآمد بود که منجر به عزل وزیر صمت شد که میتوانست رقم نخورد و در این زمینه به دولت نیز انتقاد وارد است. اینگونه اقدامات در اذهان عمومی به صورت منفی به یادگار میماند.