بستن

دشمنان واقعي، راهبرد غيرواقعي

دشمنان واقعي، راهبرد غيرواقعي
کوروش الماسی محقق و پژوهشگر

 

 

 

پر بيراه نيست اگر گفته شود، انديشه يا فرض وجود دشمنان خارجي بنياد نه تنها راهبرد روابط خارجه بلکه قطب نماي مديريت کلان سياسي در همه امور کشور بوده و است. اينکه، «تمامي» امور اجتماعي و ملي بر اين پايه مديريت و برنامه‌ريزي شده است. به‌دليل اينکه روابط ميان کشورها از هيچ‌سازوکار حقوقي پيروي نمي‌کنند، ايران دشمنان بالفعل و بالقوه اي دارد. شهروندان و نخبگاني که نتوانند وجود دشمنان خارجي را درک يا به هر دليل انکار کنند، کشور را در معرض انواع مخاطرات اجتناب‌ناپذير و پرهزينه قرار خواهند داد. بنابراين، دشمنان خارجي وجود دارند، اما بنابر شواهد متعدد از عرصه‌هاي اقتصادي، روابط خارجه، معيشت شهروندان و... راهبرد مقابله با دشمنان موفقيت‌آميز و مطلوب نبوده است. اگر روزي قرار باشد با دشمنان تقابل سخت(نظامي) داشته باشيم، آنگاه، اراده ملي که تجسم آن در فرزندان شجاع ايران زمين در ارتش، سپاه و...نهفته است در خط مقدم بايد دشمن را خنثي يا شکست دهند بنابراين، براي حفظ جان فرزندان پاک و شجاع ايران زمين، وظيفه اخلاقي، ملي، تاريخي و وطن پرستانه سياست‌ورزان و صاحب منصبان است تا براي مقابله و خنثي کردن دشمنان بالفعل و بالقوه؛ کم‌هزينه، کاربردي و واقع بينانه‌ترين راهبرد را تدبير کنند. دشمنان وجود عيني دارند، اما راهکارها و راهبرد مقابله با آنها بايد واقع‌بينانه باشد، چرا؟ اولين انديشه‌اي که به ذهن خطور مي‌کند اينکه براي مقابله با دشمنان بايد قوي باشيم. راهکارها، راهبردها و طرح‌هايي که در چند دهه گذشته به منظور مقابل با دشمنان تدوين، تدبير و اجرا شده، ما را در مقابل دشمنان قوي‌تر کرده است. تبييني مختصر قدرت در راستاي اينکه چرا راهبرد مقابله با شمنان ما را قوي تر کرده در ادامه ارائه مي‌شود. قدرت چيست؟ قدرت در جهان معاصر برخلاف قرون پيشين متشکل از مولفه‌هاي متعددي است. توانايي دفاعي، آموزش و پرورش و دانشگاهاي مولد، خودکفايي صنعتي و کشاورزي، مديريت کارآمد محيط زيست، دسترسي مناسب شهروندان به بهداشت و درمان، رفاه، آرامش و امنيت نسبي و... مولفه‌هاي قدرت در جهان معاصر و توسعه يافته تلقي مي‌شوند. براي تقابل و خنثي کردن دشمنان، تکيه صرف بر توان دفاعي دقيق نيست. قبل از ارزيابي و قضاوت راهبرد روابط خارجه ضروري است تا تبيين مختصري در راستاي درک مشترک، از چيستي، ضرورت و اهميت روابط خارجه ارائه شود. بدين معني که اساسا چرا کشورها با يکديگر ارتباط برقرار مي‌کند؟ اينکه، چرا کشور‌هاي دور خود ديوار يا حصار نمي‌کشند؟ اساس روابط خارجه، برطرف کردن انواع نيازهايي است که به دلايل گوناگون امکان تهيه و تامين آنها در داخل کشور وجود ندارد، يا تهيه آنها از خارج از کشور ارزان‌تر از توليد آنها در داخل است. با اين مقدمه، مي‌توان اين پرسش را مطرح کرد، آيا دستاوردهاي اقتصادي، روابط خارجه، صنعتي، تجاري علمي و... راهبرد روابط خارجه مبتني بر تقابل با دشمنان خارجه، مطلوب بوده است؟ احتمالا برخي مدعي خواهند شد که مهم‌ترين دستاورد روابط خارجه، امنيت داخلي و منطقه‌اي است. اما اين بزرگواران به نکته‌اي کليدي(سهوا يا عامدا) توجه ندارند. اينکه رابطه‌اي علت و معلولي ميان منافع ملي و امنيت ملي وجود دارد. اينکه امنيت ملي بدون منافع ملي نه تنها بي‌معني است بلکه در بلندمدت ناممکن است. اگر تبيين مختصر فوق‌عقلاني تلقي شود آنگه مي‌توان ادعا کرد که راهبرد روابط خارجه، هزينه‌هايي بسيار گزاف‌تري از دستاوردهاي مورد انتظار داشته است. به عبارتي، کشور داراي دشمنان بالفعل و بالقوه واقعي است، اما بنابر دستاوردهاي عيني راهبرد مقابله با دشمنان کاربردي و واقع‌بينانه نيستند. اينکه بنابر، شواهد فراوان از زيست بسيار پرچالش شهروندان، عملکرد و دستاوردهاي عيني و قابل ارزيابي مديريت و خنثي کردن دشمنان خارجي حاکي از اين است که راهبرد مقابله با دشمنان خارجي نيز به روز شدن دارد. اينکه به منظور تضعيف و خنثي کردن دشمن ضروري است تا راهبرد مقابله با دشمنان از اساس متحول شود. بدين معني که راهبرد تقابل نرم (توسعه و تقويت اقتصادي، علمي، صنعتي، تجاري، فرهنگي، اخلاق سياسي و...) به ضرورت درکنار راهبرد سخت قرار گيرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی