شيوع گسترده ويروس کرونا در آمريکا و قرار گرفتن آن در جايگاه نخست جهاني از حيث تلفات همه نگاهها را به سمت اين کشور چرخانده است؛ البته علت آن نه پيگيري روزانه اعداد و ارقام مبتلايان و قربانيان کرونا بلکه رصد تاثيرات احتمالي آن بر تحولات داخلي و سياست خارجي اين کشور است که با توجه به سهم بالاي 50درصدي آمريکا در اقتصاد جهاني و گره خوردن معادلات و مناسبات بينالملل به جايگاه ابرقدرتي آن، تقسيم جهان به دو دوره پيشاکرونايي و پساکرونايي بسته به حجم و اندازه تاثيرات و تغييراتي است که بر اقتصاد و سياست آمريکا بر جاي ميگذارد. فعلا سطح اين تغييرات در حدي نيست که بتوان از اين تقسيم جهاني سخن گفت، تا ببينيم در ماههاي آتي چه اتفاقي ميافتد. فارغ از اين مساله، آنچه امروز نقل محافل و رسانههاست بحث تاثير کرونا بر انتخابات رياست جمهوري آمريکا آن هم در دو شق است: يکي نفس برگزاري انتخابات و احتمال تعويق آن در صورت تداوم شيوع گسترده اين ويروس و ديگري آينده دونالد ترامپ است. در مورد نخست، عدهاي از اين احتمال سخن ميگويند که ترامپ ممکن است از اعلام شرايط اضطراري بيسابقه در تاريخ آمريکا در جهت تعويق يا لغو انتخابات بهرهبرداري کند، اما واقعيت اين است که چنين کاري به اين سادگي نيست و ترامپ تنها تصميم گيرنده نيست و پروسه پيچيدهاي دارد. در طول تاريخ آمريکا تا به حال سابقه نداشته است که انتخابات رياست جمهوري آن به تعويق بيفتد. به هر حال، قانون اساسي آمريکا اجازه تعويق يا لغو انتخابات رياست جمهوري را جز در شرايط بسيار استثنائي نميدهد. اما درباره آينده شخص دونالد ترامپ خيليها از روي رغبت با تحليل بر اين باور هستند که کرونا رياست جمهوري وي را با توجه به دست کم گرفتن اين ويروس در ابتداي کار و تبعات آن، يک دورهاي خواهد کرد. اما واقعيت اين است که طرح چنين گمانهاي آن هم با چاشني قطعيت بسيار زودهنگام است و اثباتا يا انکارا نميتوان درباره آن با قاطعيت و حتي ظن غالب سخن گفت. بله! وضعيتي که امروز در آمريکا در نتيجه شيوع گسترده کرونا و افت شديد قيمت نفت حاکم شده است، با دوره قبل از اين شيوع و افت متفاوت است؛ زماني که شکست دموکراتها در عزل او و به تبع آن رشد قابل توجه بازار سهام و کاهش نرخ بيکاري به کمترين حد خود در چند دهه گذشته شانس پيروزي مجدد ترامپ را بالا برده بود، اما اکنون شاخصهاي اقتصادي آمريکا روندي معکوس را طي ميکنند و اين مساله ميتواند نتايج انتخابات را تحت الشعاع خود قرار دهد، ولي هنوز برآيند ملموس و مستمري در آخرين نظرسنجيهاي صورت گرفته نداشته است. فعلا همه چيز بسته به روند شيوع اين بيماري و پيامدهاي آن در ماههاي آتي قبل از انتخابات نوامبر است، اما نبايد از اين واقعيت تاريخي غفلت کرد که آمريکاييها معمولا در شرايط بحراني علاقهاي به تغيير رئيسجمهور ندارند. از جمله اينکه آبراهام لينکلن در جريان جنگ داخلي براي دور دوم نيز پيروز شد و فرانکلين روزولت در آستانه جنگ جهاني دوم براي سومين دوره انتخاب شد. در آن سو نيز کرونا فعلا آنچنان منفعتي براي دموکراتها و جو بايدن نداشته است و فضاي کنوني در نتيجه محدوديتهاي کرونايي، تعويق انتخابات حزبي در برخي ايالتها، تعطيلي ميتينگهاي انتخاباتي و غيره به مانعي فراروي بايدن براي مطرح کردن خود و تشريح سياستهايش تبديل شده است. به هر حال، پايان بحران کرونا قبل از انتخابات رياست جمهوري هم ميتواند باعث شود که ترامپ آن را بهعنوان يک دستاورد مورد بهرهبرداري قرار دهد و نيز ممکن است بر عکس آن روي دهد و اکثريت مردم آمريکا در شرايط پايان بحران و تداوم تبعات آن، ترامپ را مقصر شناخته و در روز انتخابات از او انتقام بگيرند و اين مساله به نفع بايدن تمام شود و همان اتفاق تلخ براي جمهوريخواهان در دوره دوم جرج بوش پسر تکرار شود که تاوان شيوه برخورد بوش با طوفان کاترينا را در انتخابات مياندورهاي کنگره در سال 2006 با باخت بزرگ در برابر دموکراتها دادند. مخلص کلام اينکه پيشداوري درباره آينده سياسي ترامپ و نتايج انتخابات آتي رياست جمهوري آمريکا بسيار زود است و اين مساله تابع متغيرها و فاکتورهاي زيادي است که در هفت ماه آينده هم ميتواند متغيرهاي جديدي به آنها اضافه شود و هم عوامل کنوني به نفع يا به ضرر وي تغيير کند.