در روزهاي اخير افراد زيادي درخصوص کرونا، ابعاد آسيب آن و بحرانهاي پساکرونا صحبت کردهاند، اما بايد ديد آيا واقعا پساکرونايي وجود دارد؟ آيا روزهايي خواهد رسيد که جهان عاري از اين بيماري باشد يا مجبور ميشويم به اين ويروس بهعنوان جزئي از زندگي خود عادت کنيم. شايد هم کرونا مثل بيماريهاي ديگر هميشه باقي بماند و ميزان شيوع آن کاهش يا افزايش يابد. درواقع کرونا يک اپيدمي است که تبديل به يک واقعه تاريخي با ابعاد نامشخص شده است. پساکرونا تاريخ مشخصي ندارد که در رابطه با آن برنامهريزي شود و بيشتر بهنظر ميآيد مثل بيماري آنفولانزا ماندگار است. بحران کرونا در حال حاضر واکسن ندارد و حتي براي آن هم زمان مشخصي وجود ندارد که بتوان اميدوار بود اين اپيدمي در چه زماني کاهش پيدا ميکند. در هر صورت تمام ابعاد اين بحران نامشخص است. شعارها فعلا حولمحور درخانه ماندن ميچرخد اما نميتوان آن را مدت زمان طولاني عملي دانست. کسبوکار مردم را نميتوان بهشکل طولانيمدت تعطيل کرد. فردي که گرسنه است از گرسنگي تلف شود يا کرونا برايش تفاوتي ندارد و نميتوانيم به او بگوييم خانه بمان. در هر صورت اگر اين وضعيت ادامه پيدا کند تاثيرات بسيار مهمي را بهجا خواهد گذاشت. بهلحاظ سياسي نهادهاي دموکراتيک تضعيف و اختيارات قوهمجريه تقويت شده است؛ چراکه در مواقع بحراني، ماهيت بحران اقتضا ميکند تصميمات در جايي متمرکز گرفته شود. در تمام کشورها، دولتها و هسته مرکزي قدرت هستند که اين تصميمات را ميگيرند. کسبوکارها بايد با رعايت موارد بهداشتي بهحالت عادي خود بازگردند، محدود کردن آزادي شهروندان اثر ديگر اين ويروس است. کارهايي که در جهت حفظ سلامت مردم صورت ميگيرد آزادي فردي شهروندان را هم بهنوعي محدود ميکند، اما در عوض سلامت آنان را تضمين ميکند. چارهاي هم نيست و در راستاي حفظ سلامت مردم بايد از تصميمات دولتي بهجاي تصميمات فردي پيروي کرد. تا زماني که اين محدوديتها براي حفظ جان مردم و گذرا باشد جاي نگراني نيست. از لحاظ اقتصادي کرونا آسيبهاي زيادي بهجاي گذاشته است که جذب توريست و گردشگري بخشي از آن هستند. بايد مردم بدانند کرونا تحولي را در تمام شئونات زندگي مردم اعم از وجوه فردي و اجتماعي پديد آورد. اين تغييرات فقط براي جامعه ايراني نيست و در سطح جهاني رخ داده است. در واقعيت بايد راهي را پيدا کرد که از اين بنبست اقتصادي خارج شويم، در چنين اوضاع و شرايطي دولت تصميم گرفته کمکي از لحاظ معيشتي بهخانوادههاي کم درآمد و قشر آسيب ديده کند. اين اقدام هم با توجه بهوضعيت اقتصادي خود دولت بلاعوض نبوده، لذا تصميم براين شد که، کمک يک ميليونتوماني بهشکل يک وام قرضالحسنه باشد. وام يک ميليونتوماني دولت براي افراد نيازمند يک گام مثبتي است تا حداقل بتوانند مايحتاج اوليه زندگي خود را تامين کنند. اين مبلغ زياد نيست که بگوييم براي مخارج يکماهه يک خانواده کفايت کند، اما يک کمکهزينهاي است تا بهنوعي کمکي براي افرادي باشد که توانايي مالي زيادي ندارد و نياز بهحمايت دولت داشتند.