بستن

«اگر این نیز انسان است» به روایت هاوارد جاکوبسن برنده جایزه بوکر

«اگر این نیز انسان است» به روایت هاوارد جاکوبسن برنده جایزه بوکر
مونا آلاشتی مترجم زبان انگلیسی

با گذر زمان خطر آن چيزي است كه ما را از شنيدن راجع به هولوكاست بيزار و خسته مى‌كند؛ اين درحالي است كه اين رخوت نه‌تنها در حال رشد بوده بلكه غيرقابل باور است و البته خارج از اين بيزارى گاهى چهره شك به خود مى‌گيرد. خواننده در ابتدا كمتر و درنهايت با ديدن صحنه‌هاى بيشتر به‌طور خودكار يا پيش‌فرض آگاهانه وحشت و نابودى حاكم بر اردوگاه‌ها را انكار مى‌كند. بسيارى از اين خاطرات از نظر كساني كه آنها را تجربه كرده‌اند محو مي‌شود.

اجبار و التزام به خاطرآوردن اين صحنه‌ها در همه‌جاى خاطرات هولوكاست به چشم مى‌خورد، اما حتى عبارات «هرگز فراموش نكنيد» درنهايت عبارتى ناخوشايند به‌نظر مي‌رسد.

بارها و بارها اثر پريمو لوى به‌عنوان اثرى ضرورى، اصيل و بكر و لازم معرفى مي‌شود. هيچ‌كدام از اين عبارات البته در مورد اين اثر اغراق‌آميز نيست، اما درعين‌حال خواننده را به شيوه‌اى جديد آماده رويارويى با تجربه‌اى ترسناك و آموزنده كرده و تصويرى از لوى نشان مي‌دهد كه به‌رغم ديگر نويسندگان تجربه خواننده از مطالعه اثر او همانند همخوانى گروه آواز است.

اكثر ناشران و خوانندگان اين اثر به‌دليل زبان صميمي بسيار مناسب اين اثر بسيار مشتاق اين اثر ادبى هستند. تمامى آنها متفق‌القول‌اند كه اين اثر صرفا اثرى «خواندنى» يا «سرگرمى ورق‌زدنى» نيست و لوى نويسنده‌اي است كه خواننده حين خواندن اثرش نمي‌تواند خود را در مكان اتفاق داستان تصور نكند يا در بخش‌هايى از اثر نفس در سينه او حبس نشود.

«اگر اين نيز انسان است»، ضبط يازده‌ماه اسارت نويسنده در اردوگاه آشويتس، اثرى فراتر از داستان، از آن دست آثاري است كه درواقع باعث مي‌شود خواننده لحظاتى كتاب را به كنارى گذارده و نفس عميقى بكشد.

ضمن اينكه ناشيانه است كه او را نويسنده سرگرم‌كننده بدانيم؛ با وجود اين، او توجه خواننده را به داستان، روشنگرى‌هاى آن، شخصيت‌ها و توضيحات و غيره معطوف مى‌كند ، درست همانند آنچه كه ساير نويسندگان آثار تخيلى به آن مي‌پردازند.

محور و موضوع اصلى آثار اين نويسنده خلق تصاوير اغراق‌شده و افراطى از انسانى است كه درنهايت باز هم ماهيت انسانى دارد. او برخلاف ساير نويسندگان روايتى فريبنده از زندگى انسان ارائه نمي‌دهد؛ البته كه اين شيوه پايان روايت او نيست؛ حوادث و اتفاقات «اگر اين نيز انسان است» در زير پوست تجربه‌هاى روزمره زندگى عادى اتفاق مى‌افتد، اما انگار اين ما هستيم كه باعث اتفاق‌افتادن آنها هستيم و آنچه درنهايت پايان و نتيجه آثار لوى است درواقع تفاوتى با نوع كنكاش شكسپير در «شاه لير» يا جوزف كنراد در «دل تاريکي» ندارد.

بنابراين هنگامي‌كه با اين اثر بيشتر ارتباط برقرار مى‌كنيم، به‌نوعى تحقيق و بررسى تاريخى از ظهور نازيسم و قدرت استيلاى آن بر مردم آلمان و حقيقتى راجع به طبيعت و منشا پيدايش شيطان برمى‌خوريم كه بسيار كم راجع به آنها مي‌دانيم و بسيار زياد در اين موارد به سوالات ذهنى برمي‌خوريم. اين درحالي است كه لوىِ نويسنده نه مورخ و نه متخصص علوم غريبه و متافيزيك است. موضوع قابل بحث و متمايز و افتخارآميز داستان جداىِ شان و محبوبيت نويسندگى اثر، درحقيقت نوع نگاه به جايگاه و منزلت بشر است كه درواقع آن را از شكوه و بزرگى دينى و فلسفى جدا كرده است.

از صفحات اول كتاب نويسنده به توصيف روند اصلى اردوگاه‌ها مي‌پردازد و در كلام او به يك عبارت كوتاه خلاصه مي‌شود: «نابودى انسان» اين نابودى با اتفاقات كوچك و بزرگ رقم مي‌خورد؛ مثل نابودى اميد، ارزش، رفاه ضروريات و خود، نزول شان انسانى تا نزاع بر سر قرص نان و كاسه‌اى سوپ، محصورشدن به يك تخت باريك در فضايي كه اصلا نمي‌توان آن را اتاق ناميد و اتاق‌هايي ترسناك با غريبه‌اى كه به زبان تو حرف نمي‌زند و قوانينى كه باعث مي‌شود بيشتر از منفعل‌بودن زندانيان بيزار شويم تا ظلم زندان‌بانان و هنگامى كه يكى از اين عذاب‌ها را پشت سر مي‌گذارى عذابى ديگر از راه مي‌رسد و اين تنها واقعيت موجود در اين اردوگاه‌هاست. با حيرتى اندوهناك و خالى از ترحم، لوى، اتفاقات تاريخى، شخصى و اجتماعى اردوگاه‌ها را روايت مى‌كند كه نه‌تنها عامل اصلى ترفيع مقام و هنر نويسندگى اوست، بلكه دليل تخفيف‌گرفتن برخى از زندانيان و محكوم‌شدن برخى ديگر به مردن با گاز كه همانند قطره‌هاي باران روى دريا مى‌افتند.

لوي تمام زندگي‌اش را وقف شناسايي حجم زيادي از اين جنايات مي‌کند؛ چون‌ آنها چيزي نبودند که براي خارج از اردوگاه‌ها باشند و در ميان ديوارهاي اردوگاه‌ها هم وجود داشتند. آن جنايات بدون شک باقي مي‌ماندند اگر فرد گناهکار راهش را به درون تخيلات و روياهاي مرداني مثل او باز مي‌کردند؛ مرداني که آنها را به سخره مي‌گرفتند که دلخوش به وعده‌هايي هستند که هيچ‌گاه ازشان چيزي نخواهند شنيد و حتي آنجا اگر هم به گوششان بخورد باورشان نخواهند کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی