آرمان ملي- عليرضا پورحسين: رئيسجمهوري در ستاد هماهنگي اقتصاد خبر از واريز مرحله دوم بسته معيشتي در اواخر فروردين ماه داد. بستهاي به ارزش يک ميليون تومان که در اختيار خانوارها قرار ميگيرد و در طول بيست و چهار ماه از يارانهها آنها کم ميشود. از سوي ديگر نيز 5 هزار ميليارد تومان براي صندوق بيمه بيکاري در نظر گرفته شده است تا به افرادي که طبق معيارها بيکار شدهاند اختصاص يابد. مجموع اين تصميمات و صحبتها انتقادات زيادي را در پي داشت و بسياري نيز به مقايسه کمکهاي دولت ايران با ساير کشورها پرداختند و معتقد بودند در شرايط بد اقتصادي عملا اين کمکها گرهي از مشکلات مردم باز نخواهد کرد. از سوي ديگر به نظر ميرسد اين کمکها توفيق چنداني براي در خانه نگه داشتن مردم ندارد و عدهاي قابل توجه براي گذران زندگي مجبور هستند به سمت مشاغل و فعاليتهاي اقتصادي خود بروند و اين امر سبب ميشود تا در خيابانها باز هم با انبوه جمعيت مواجه شويم. «آرمان ملي» در راستاي بررسي اين مساله و جست و جوي راهکارهاي تشويقي ديگر براي بهبود وضعيت جامعه و عبور از بحران کرونا گفتوگويي با جلال خوشچهره، فعال سياسي اصلاحطلب داشته است که در ادامه ميخوانيد.
آيا تمهيداتي همچون اعطاي بسته معيشتي از سوي دولت ميتواند در اين ايام گرهگشا باشد؟
بسته معيشتي با توجه به آنچه که رئيس جمهوري عنوان کردند که بايد فعاليتهاي اقتصادي از سر گرفته شود و دو سوم نيروها بايد از هفته آينده در محل کار حاضر شوند، در تعارض قرار ندارند به علت اينکه بسياري از مراکز توليدي و کسبه و اقشار کمدرآمد در ماههاي اخير دچار آسيبهاي جدي شدهاند و کمکهاي معيشتي در اين برهه زماني يک امر واجب است و بايد دولت در راستاي اعطاي آنها تمام تلاش خود را بکند. در اين ميان اين مساله پيش ميآيد که دولت بايد در نظر بگيرد که با اين مبلغ مردم تا چه ميزان ميتوانند سبد خانوار خود را تامين کنند و چه ميزان ميتوانند مواد غذايي و ضروري زندگي خود را تامين کنند. وجود اين بستههاي معيشتي ذاتا مفيد است اما با توجه به تورم و گرانيها اين مبلغ قطعا پاسخگوي نيازهاي مردم نيست و مردم را براي در خانه ماندن مجاب نميکند. از سوي ديگر نيز شاهد هستيم با صحبتهاي اخير رئيس جمهوري قرنطينه به نحوي شکسته شده است و مراکز توليدي و تجاري دوباره نيروهاي خود را براي اشتغال فراخوان دادهاند. فاصلهگذاري اجتماعي نيز با اين صحبتها فسخ شد زيرا در وسايل حمل و نقل عمومي عملا محقق نميشود. قشر کمدرآمد جامعه مجبور است براي گذران زندگي حتما به خيابان بيايد و اين را دولت بايد بداند که با اين مبالغ نميتوان زندگي را اداره کرد.
برخي نسبت به کم بودن بستههاي معيشتي اعتراض دارند و آن را با کشورهاي اروپايي مقايسه ميکنند، در اين رابطه نظر شما چيست؟
آنچه که مسلم است اين بستهها گره چنداني از مشکلات مردم باز نميکند و صرفا مرهمي بر دردهاي آنهاست اما بايد توان اقتصادي دولت را نيز در اين ميان سنجيد و اين مساله را مدنظر قرار داد که هيچ کشوري در جهان مثل ايران درگير تحريمها نيست و دولت نيز بدين واسطه به شدت تحت فشار است. بنابراين دولت بايد در کنار اين مسائل اقتصادي با مردم صحبت کند و از سختيهاي امور آنها را آگاه کند تا بتوانند با همبستگي اين مشکلات را حل کنند. از روز اول هفته جاري شاهد بوده ايم که خيابانها مجددا شلوغ شدهاند و ترافيک به شهرها بازگشته است قطعا اين نيز بهخاطر عدم کمکهاي درخور دولت است اما ميتوان با يک همبستگي و اتحاد ملي اين مساله را مديريت کرد و مردم نيز قطعا شرايط سخت دولت را درک خواهند کرد.
علاوه بر مسائل اقتصادي چه علل ديگري را ميتوان برشمرد که موجب شده است مردم از خانههاي خود خارج شوند؟
متاسفانه در ميان رسانهها، دستگاههاي دولتي و مسئولان صداي واحدي وجود نداشت و پيامهاي چندگانهاي به مردم داده ميشد. براي مثال رئيسجمهوري بحثي را مطرح ميکند که وضعيت از حالت بحراني عبور کرده است و در آستانه نزديک شدن به شرايط عادي هستيم از سوي ديگر وزارت بهداشت همزمان فشار وارد ميکند و اعلام ميکند در شرايط بسيار خطرناکي قرار گرفتهايم، نهادي ديگر در اين رابطه نظري ديگر ميدهد. اين چندصدايي متعارف و گاه متنقاض نميتواند مردم را مجاب کند که از يک فرامين پيروي کنند و همين موجب بي نظمي ميشود. در ساير کشورها شاهد هستيم که همواره يک پيام مشترک به مردم رسانده ميشود و همگي ملزم هستند آن را اجرا کنند. همين چندصدايي است که در مردم اين باور را ايجاد کرده است که با بيرون رفتن اتفاق خاصي نميافتد و به اين بيماري مبتلا نميشوند. اين پيامهاي چندگانه و متناقض مردم را سردگم ميکند و باعث ميشود تا در ميان آنها بياعتمادي نسبت به صحبتهاي دولتمردان ايجاد شود. در ادامه بياعتمادي مساله بينظمي بوجود ميآيد امري که در اين برهه زماني بسيار براي کشور ميتواند مخرب باشد.
همکاري مردم با دولت را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
مردم ايران همواره تعطيلات و طبيعت گردي را دوست داشتهاند و هميشه آن را در برنامه خود ميگنجاندهاند اما با نگاهي به تعطيلات نوروز مشاهده ميکنيم غالب مردم از سفر کردن خودداري کردهاند و حتي مراسم سيزده بدر را نيز انجام ندادند و به ديد و بازديد هم نرفتهاند. يک همبستگي و يک همکاري تاريخي در ميان ملت ايران بوجود آمد و مردم توانستند اين مراسم و اين ايام را به خوبي مديريت کنند و همکاري کامل را با دولت انجام دادند اما زماني که همين مردم از سوي مسئولان بلند پايه ميشنوند که خطر برطرف شده است قطعا اين بحران را دست کم ميگيرند و باز هم در خيابانها حاضر ميشوند. مردم به توصيهها عمل کردهاند اما مسئولان نتوانستند به خوبي اطلاع رساني کنند و حرف خود را يکي کنند تا همگان از آن پيروي کنند.