دستوريها و ادباي زبان فارسي دو کلمه در کنار هم را ترکيب ميخوانند و با تقسيم آن به اضافي و وصفي؛ مضاف و مضاف اليه و صفت و موصوف ميسازند تا آموزش دستور را مديريت کنند که چنين کردند و اين مبحث؛ جايگاه ويژهاي در دستور زبان فارسي دارد تا جايي که هر سال سر و کله يکي دو سوال مربوط به ترکيبات در کنکور هم پيدا ميشود. با استفاده از همين آموزش آنها، دو واژه مديريت و آموزشي را در کنار هم قرار داديم و ديديم صرفا يک ترکيب اضافي نيست، بلکه بخشي از نياز امروز جامعه در آموزش است که اگر نگاه علمي به آن شود، بسياري از معضلات يا ريشه کن و يا کم ميشوند. نکته ظريف در کنار هم قرار گرفتن اين دو کلمه که البته فقط دو کلمه نيستند و در بطن خويش مفهومي فراتر از چندين کتاب دارند، ترکيب معکوس آنهاست؛ يعني نه تنها مديريت آموزشي بايد جدي گرفته شود؛ بلکه آموزش مديريت از آن هم جديتر است؛ بهگونهاي که اگر با ادبيات حوزوي: اهم فالاهم کنيم، براي اقدام مستحبي مديريت آموزشي؛ آموزش مديريت يک امر واجب است. امروز اگر با ضعيفترين نت ممکن، از طريق موتورهاي جستوجوگر اينترنت بهدنبال ترکيب مديريتآموزشي بگردي؛ ميبيني تقريبا همه سايتها ميگويند: نوعي از مديريت است که در مراکز آموزشي اجرا ميشود تا فعاليتهاي دسته جمعي را براي رسيدن به هدف مطلوب سازماني با حداکثر کارايي هماهنگ و کنترل نمايد. اگر اين تعريف با همه نواقصي که دارد، پذيرفته شود، آنچه که قبل از آن لازم و ضروري مينمايد، پرورش و آموزش کساني است که ميخواهند يک سازمان آموزش، ولو يک دبستان کوچک و چند پايه در يک روستاي دور دست و يا يک دانشگاه بزرگ مجازي را در گستره بينالمللي مديريت نمايند.