نشست زندگي تئاتري همزمان با هشتادوپنجمين سالگرد تولد علي نصيريان شب 19 بهمنماه به همت کانون کارگردانان خانهتئاتر در سالن عباس جوانمرد خانه تئاتر برگزار شد. در اين مراسم ايرج راد، داريوش مودبيان، فرهاد آييش، مجيد گياهچي، شهرام گيلآبادي درباره علي نصيريان صحبت کردند و در نهايت نيز کيک تولد نصيريان همراه با صحبتهاي او درباره زندگي حرفهاي خود بريده شد. در ابتداي اين برنامه شهرام گيلآبادي مديرعامل خانهتئاتر بهعنوان اولين سخنران، گفت: مرور عمر شريف استاد نصيريان براي ما دستاوردهاي فراواني دارد و نياز است که تبارشناسي شوند. بهعنوان يک پژوهشگر بايد فراتحليلي درباره استاد نصيريان داشته باشيم که ميتوان سالها دربارهاش صحبت کرد. وي در ادامه با بيان اينکه ما بهراحتي از کنار بزرگانمان عبور ميکنيم و پژوهش درباره آنها نميکنيم، افزود: با ديدهاي مختلف ميتوان درباره استاد نصيريان پژوهش کرد و اين پژوهشها ميتواند آموزههاي فراواني براي ما داشته باشد. گيلآبادي يادآور شد: استاد نصيريان کسي است که از مردم شروع ميکند و به مردم برميگردد و اين در تمام آثارشان ديده ميشود. ما بايد به سمت توليد انديشهاي برويم که از تبارشناسي اين بزرگان بهدست ميآوريم. مردم در آثار استاد نصيريان موج ميزند. وي ادامه داد: با استاد نصيريان ستايشگونه بايد برخورد کرد يا سنجشگونه که نوع دوم موثرتر است. سپس ايرج راد رئيس هياتمديره خانهتئاتر و يکي از اعضاي گروه تئاتر «مردم» درباره تجربه و همکاري خود با علي نصيريان در تئاتر، گفت: افتخار من است که در اداره برنامههاي تئاتر در گروه تئاتر «مردم» به سرپرستي استاد انتظامي و نصيريان بودم. همه استاد نصيريان را از طريق آثارشان ميشناسيم؛ ايشان يکي از پايهگذاران اصلي تئاتر نو در ايران هستند. وي با اشاره به روند تاريخي تعطيلي تئاتر لالهزار و شکلگيري اداره هنرهاي دراماتيک، توضيح داد: در اداره هنرهاي دراماتيک که دولتي بود، هنرمندان با تفکرات مختلف و براي هنر تئاتر در اين اداره بودند. آقاي نصيريان از سال 1336 تا 1339 در سالن کوچک اداره مستمر فعاليت ميکردند. راد ادامه داد:70 سال کار ارزشمند و مستمر انجام دادند و يکي از پايهگذاران اداره هنرهاي دراماتيک بود. استاد نصيريان با تئاترهايي که اداره براي اجرا در تلويزيون توليد ميکرد، مردم را بيشتر با تئاتر آشنا کردند و اين مرحلهاي براي توسعه تئاتر بود. بعدها استاد نصيريان يکي از پايهگذاران تماشاخانه سنگلج شد. وي يادآور شد: او سنتهاي نمايش ايراني را بهصورت مدرن روي صحنه ميبردند. نظم و گروه از ارکان اساسي تئاتر بود و اگر حالا تئاتر ما شکل نميگيرد بهخاطر اين است که گروه نداريم. همه در گروه در خدمت تئاتر و فرهنگ بودند.اين کارگردان و بازيگر تئاتر تصريح کرد: شرافت ذاتي ويژگي بزرگاني چون استاد نصيريان بود. ايشان شخصيتي زلال دارند و به همين خاطر روي مردم تاثيرگذار هستند. براي من خصايص انساني آقاي نصيريان ارزشمندتر از هنر و تواناييشان در کارگرداني، بازيگري و نمايشنامهنويسي است. مجيد گياهچي در ادامه توضيح داد: اخيرا کتابي بهنام آقايهالو درباره زندگي علي نصيريان به چاپ رسيده که ميتواند منبع خوبي براي علاقهمندان به هنر باشد. وي درباره تحول تئاتر در دهه چهل نيز توضيح داد: آن دوره يک پيوستگي بين دستگاهها و نهادها وجود داشت. تلويزيون هر هفته کار تئاتر زنده پخش ميکند، ارشاد گروها را در اداره هنرهاي نمايشي جمع ميکرد و حداقلهاي زندگي آنها را تامين ميکرد، اين سيستم پيوسته باعث شد تئاتر در آن دهه درخشان و مورد توجه باشد.
نصيريان منشور تئاتري ما است
در ادامه داريوش مودبيان طي صحبتهايي عنوان کرد: من مثل ايرج راد سخنور نيستم از روي نوشتههايم ميخوانم ابتدا درود بر همه شما دوستان و دوستداران و اصحاب رسانه، علي نصيريان ستودني است، منشوري بلورين و درخشان با صدها جلوه و رنج بر رخ و هزاران پرتو رنگارنگ. وي با بيان اينکه ابتدا به نصيريان نويسنده اشاره ميکند که بايد او را ستود، افزود: آثار او سرآغاز نمايشنامهنويسي نوين در کشور ماست. تنوع ساختار و رنگارنگي بافت دراماتيک و گوناگوني مضامين که نشان از آشنايي او با هنر نمايشي و عمق او در مسائل اجتماعي دارد. آشنايي من با نصيريان به «بلبل سرگشته» و اجراي آن در سال 37 باز ميگردد. او اين نمايشنامه را در 22سالگي نگاشته است حتي الان که اين نمايشنامه را ميخوانيم همچنان پيشتاز است آن هم براي يک جوان در اين سن و بدون امکانات کار حيرتانگيزي است. مودبيان با ارائه فهرستي از نمايشنامههاي علي نصيريان گفت: بازيگري نصيريان از همه اينها شگفتانگيزتر است. او از فعالترين اعضاي گروه تئاتر مدرسهشان بود و در کلاسهاي جامع باربد کارآموزي و خود را براي صحنه آماده کرد. سپس در هنرستان حضور يافت و خود را محدود به هيچ مکتب و فن نمايشي نکرد. اخلاق حرفهاي، وقتشناسي، گشادهرويي، مهارت تغيير لحن و... از ويژگيهاي اوست. وي همچنين توضيح داد: بخش کارگرداني او هم ستودني است شوق و ذوقش يه بازيگري آنقدر است که بهخاطر بازي در تئاتر دست به نوشتن برد اما کارگردانيهاي او هم قابل اعتنا است. 44 نمايش تلويزيوني و 25نمايش صحنهاي او کار کرد. من از ساليان پيش از معدود نزديکان علي نصيريان بودم او انساني تمام شايسته عنوان انسان است. علي نصيريان منشور تئاتري ما است.
نصيريان الگوي پدري من بود
فرهاد آييش نيز طي صحبتهايي درباره علي نصيريان گفت: ما هر کسي را با نگاه خود ميبينيم بنابراين تصميم گرفتم درباره خودم صحبت کنم. من اين شانس را داشتم بعد از انقلاب با آقاي نصيريان تئاتر کار کنم و سفرهاي دو نفره و چند نفره برويم و روابط خانوادگي با هم داشتيم. وي در ادامه افزود: من از نوجواني عاشق علي نصيريان بودم در آن دوره جرأت تئاتر رفتن نداشتم اما شنيده بودم آقاي نصيريان در يک سالني تئاتر کار ميکند، يک شب رفتم آنجا و به او سلام کردم و او هم جواب مرا با محبت داد اما وقتي فيلم آقايهالو را ديدم بهشدت تحتتاثير قرار گرفتم. من فکر ميکردم اگر همه آدمهاي دنيا مثل آقايهالو بودند، چه دنياي خوبي ما داشتيم. آييش اظهارکرد: من چون پدرم را زود از دست دادم علي نصيريان را يکي از الگوهاي پدري خودم قرار دادم و الگوي ديگرم هم آقايهالو بود. بعد از آن دوره براي تحصيل به آمريکا رفتم اما نيروي عجيبي مرا به سمت تئاتر ميکشيد و من هم يک گروه تئاتر ايراني درست کردم. جالب است بگويم که اسم علي نصيريان بين ما هميشه جريان داشت. وي با اشاره به اينکه آرزوي من هميشه اين بود که يک روز روبهروي علي نصيريان بنشينم و با او حرف بزنم، توضيح داد: اين آرزو باعث ايجاد يک طرح نمايشي دو نفره در ذهن من شد و من شجاعت به خرج دادم و با او تماس گرفتم و مطرح کردم و اسم آن نمايش هم «هفت شب مهمان ناخوانده» بود . من نه تنها آن دو ساعت را جلوي آقاي نصيريان بودم بلکه بارها علي نصيريان بر صحنه همين نمايش پيشاني مرا بوسيد تا اينکه من هم تا حدي به يک سادگي ايشان رسيدم. چيزي که برايم جالب است، او در اوج سادگي بهلحاظ خرد و دانش پيچيده است. آييش در پايان گفت: من بعد از آشنايي با علي نصيريان واقعا وارد فاز جديدي از زندگيام شدم، واقعا از علي نصيريان ممنونم و تولدشان را تبريک ميگويم.
عضو هيچ گروه و فرقهاي نيستم
در پايان اين نشست علي نصيريان با تشويق حضار پشت تريبون قرار گرفت و چند دقيقه حضار ايستاده او را تشويق کردند. نصيريان در صحبتهايي گفت: از دوستانم که اين برنامه را ترتيب دادند تشکر ميکنم اينها که گاه سراغم ميآيند، ديدنشان مرا سرحال ميآورد، اما من از ايرج راد براي ايجاد اين خانه تشکر ميکنم انشاءا... اين خانه هميشه آزاد باشد. وي در ادامه افزود: کارکردن ما فقط کار نيست حس دوستداشتن است. من سفرهايي را که با آييش به آمريکا و اروپا ميرفتم، فراموش نميکنم که در واقع يک زندگي پر لطف بود. الان هم که گاه به کوه ميرويم خوش ميگذرد. نصيريان همچنين توضيح داد: بچه بودم تازه راديو آمده بود در راديو يکسري پيش پردهخوان بودند، اينها تصنيفهايشان را چاپ ميکردند. در لالهزار يک قرون ميفروختند من اينها را ميخريدم و خودم ميخواندم. خلاصه در اين جشنهاي فاميل من ميخواندم و اين باعث شد من به اين سمت کشيده شوم. در «سربداران» از عمد پرطمطراق ديالوگ ميگفتم تا به چشم تماشاگر بيايد، خلاصه کار ما با تخته حوضي و تعزيه در محرم و صفر آغاز و به علاقه به سينما رسيد. وي با بيان اينکه دانشآموزان در آن دوران در مدارس کمتر درس ميخواندند بيشتر کارهاي سياسي ميکردند، افزود: من هم به همين دلايل از مدرسه اخراج شدم و تئاتر کار ميکردم. وقتي ديدم عشق و علاقه به تئاتر دارم دنبال کلاس رفتم، يک روز ديدم جامعه باربد فراخوان کلاس زده است. کلاس رفتم و چند نقش کوچک بازي کردم و به تئاتر سعدي رفتم. نصيريان با اشاره به اينکه پس از آن دوره به هنرستان هنرپيشگي رفته، افزود: من عضو هيچ حزب و فرقهاي نبوده و نيستم، تئاتر را هم دروني ميدانم نه ژست و ادا! اين بازيگر با سابقه سينما و تئاتر درباره نحوه آشنايي و حضور خود در فيلم «گاو» مهرجويي، گفت: مرحوم جعفر والي به اشتباه گفته بود که فيلم «گاو» را ما در تلويزيون کار کرديم و بعد آقاي مهرجويي دوربين آورد و کار آماده را گرفت. اينگونه نبود، مهرجويي زحمت بسيار کشيد و يک فيلم درخشان ساخت و با هدايت درست آقاي انتظامي، بازي درخشاني از او گرفت. نصيريان اولين دستمزد خود را 250 تومان ذکر کرد و افزود: بيشترين دستمزدم 7 هزارتومان بابت کارگرداني بود. قيمت بليت تماشاخانه سنگلج در بالکن 4 تومان و همکف 6 تومان بود. من يک نمايشنامه داشتم به اسم «سياه» که چهارصد تومن بابت کارگرداني آن گرفتم. وي در ادامه سخنان خود تصريح کرد: ما هر کار موفقي انجام داديم با گروه بود ولي نميدانم الان با شرايط اقتصادي، اينترنت، ارتباط با دنيا و رشد جمعيت گروه ميتوان شکل داد يا نه. آنچه مسلم است تئاتر جريان و گروه ميخواهد. اين هنرمند تئاتر تاکيد کرد: بايدي ندارد که فقط تئاتر ايراني يا سنتي داشته باشيم. ما نياز به تئاترروز هم داريم. وي در پايان عنوان کرد که در سالهاي اخير موفق نشده بهجز نمايش «ميسيسيپي نشسته ميميرد» همايون غنيزاده کار ديگري ببيند اما از وضع تئاتر نااميد نيست.