سال 98 يکي از سالهاي سخت و پرالتهاب براي اقتصاد ايران بوده، آن هم به اين دليل که تحريمهاي سختي از جانب دولت آمريکا عليه اقتصاد تحميل و فشار زيادي به مردم وارد شده است. شايد بتوان گفت سال 98، از سالهاي بسيار حساس در تاريخ ايران است. البته با توجه به فشارهاي وارده توسط آمريکا شايد اينکه ايران توانست روي پاي خودش بايستد، نرخ ارز را کنترل و همچنين نرخ تورم را مديريت کند، يکي از کارهاي بسيارسنگين و غيرقابل انتظار بوده است. ولي در عين حال با توجه به شرايطي که ما امروز در آن به سر ميبريم و فشارهايي که به اقتصاد ايران وارد شده است، دولت توانسته با برداشتن يک قدم مثبت نرخ ارز را ثابت نگه دارد و از افزايش قيمتها جلوگيري کند. همچنين، بانک مرکزي نيز توانسته با اجراي برخي سياستها و برنامهها ابرتورمي که برخي اقتصاددانان در سال 97، پيشبيني ميکردند کنترل و مهار کند. برخي ميگويند دولت درصدد است نرخ ارز را در سال آتي بالا ببرد تا هزينههايش را جبران کند، به اعتقاد من الان هر گونه اظهارنظري در اين زمينه در حد گمانهزني است و خود دولت هم تاکنون حرفي در اين باره نزده است. من فکر نميکنم دولت بخواهد از محل افزايش قيمت ارز، هزينههايش را جبران يا کسري بودجهاي که پيشبيني ميشود بسيار سنگين خواهد بود، تامين کند؛ به اين دليل که افزايش نرخ ارز باعث افزايش قيمتها و بالا رفتن نرخ تورم ميشود و مخالف سياستهاي دولت است. بنابراين، من فکر ميکنم غير از افزايش قابلقبول نرخ ارز در حد نرخ تورم جهاني، اين کار خيلي پسنديده نخواهد بود. معتقدم يک اقتصاد قوي براي سالهاي آتي در چارچوب سياستهاي مديريتي اقتصاد رقابتي حاصل ميشود. اينکه گفته ميشود در اين راستا لازم است به قانون اساسي برگرديم، قانون اساسي براي ما مانعي ايجاد نميکند و ما ميتوانيم از طريق تقويت بنيانهاي اقتصادي، جذب سرمايهگذاري داخلي و خارجي، افزايش توليد، کنترل نرخ تورم، مهار رشد نقدينگي، کاهش نرخ بيکاري و افزايش اشتغالزايي، تحقق يک رشد اقتصادي قابل قبول و دستيابي به يک ضريب جيني مناسب که نشانگر عدالت اقتصادي است، روي پاي خودمان بايستيم و اين امکان براي ما وجود دارد که متناسب با ظرفيتها و منابع موجود در کشور حرکت رو به جلويي داشته باشيم. البته در اين مسير فشارهايي به مردم تحميل ميشود و يک مقداري براي مردم سخت است اما چاره ديگري وجود ندارد. با توجه به فشارهايي که از سوي آمريکا به اقتصاد ايران وارد ميشود، من معتقدم بايد به تواناييهاي داخل اتکا کنيم. در اين مسير بايد بنيانهاي اقتصادي را تقويت کنيم، جلوي فساد و رانت را بگيريم، به بخش خصوصي مقداري ميدان بدهيم، رقابتزايي را در اقتصاد ايجاد کنيم و زمينههاي همکاري با کشورها بهويژه همسايگانمان را فراهم کنيم. در اين صورت شايد بتوانيم به اقتصاد مقاومتي که تاکيد شده است، دست پيدا کنيم.