يک روانشناس ميگويد: براي آنکه والد سبک فرزندپروري مناسب داشته باشد بايد بين ميزان پذيرش نسبت به فرزند خود و کنترل بر او تعادل ايجاد کند. مجتبي عباسياصل درباره سبکهاي فرزندپروري با بيان اينکه سبکهاي فرزندپروري ترکيبي از ميزان پذيرش و کنترل فرد در خانواده است، گفت: براي آنکه والد سبک فرزندپروري مناسب داشته باشد بايد بين ميزان پذيرش نسبت به فرزند خود و کنترل بر او تعادل ايجاد کند، يعني کنترل ما بر فرزندمان نبايد صفر يا 100 باشد. اگر والد سختگير و بيش از اندازه کنترل داشته باشد، سبب ميشود عزتنفس و اعتماد به نفس فرزندش به شدت افت کند و در آينده فرد مضطربي باشد. در مقابل اگر کنترل صفر يا بسيار کم شود، فرزندي لوس و پرتوقع بار خواهد آمد که در برابر کوچکترين مشکلات شانه خالي ميکند و آسيبپذير ميشود. وي ادامه داد: در روانشناسي مثالي با اين محتوا وجود دارد که زماني که در جيب خود پولي نداريد نميتوانيد به کسي قرض بدهيد، بنابراين اگر والدي هستيم که رفتار مخربي داريم، نميتوانيم فرزند شايسته تربيت کنيم، چراکه فرزند ما بيشتر از رفتار ما ميآموزد تا از گفتار ما. پيشنهاد ميشود والدين کتابهاي مفيد بيشماري را که در اين حوزه به چاپ رسيده مطالعه يا به مشاور مراجعه کنند تا مهارتهاي مورد نياز را کسب کنند. اين روانشناس و مشاور خانواده در پاسخ به اين سوال که مادران چگونه ميتوانند سبک دلبستگي ايمن در کودکان خود ايجاد کنند؟ گفت: پژوهشها حاکي از آن است که زماني که سبکهاي دلبستگي شکل ميگيرند، در آينده به سختي تغيير مييابند. بر اساس آمار، 10 درصد جمعيت جهان سبک دلبستگي ناايمن دارند. گرچه 90 درصد دلبستگي ايمن درصد خوبي است اما 10 درصد جمعيت جهان نيز عدد قابلتوجهي است. عباسياصل که در برنامهاي راديويي صحبت ميکرد معتقد است که مادر علاوهبر برطرف کردن نيازهاي فيزيولوژيک کودک خود مانند به موقع شير دادن و...، بايد نيازهاي عاطفي فرزند خود را رفع کند. از جمله اين نيازها بهموقع در آغوش گرفتن، نوازش و محبت کردن است که بسترهاي لازم براي امنيت رواني کودک را فراهم ميکند. زهرا کماليدهقان، مجري طرح گفتوگوي ملي خانواده نيز با بيان اينکه خانواده يکي از بنياديترين نهاد اجتماع است که وظيفه آن اجتماعي کردن اعضا و آماده کردن آنها براي پذيرش نقش در جامعه است، اظهار کرد: خانواده مانند هر نهاد ديگري در جامعه طي زمان چه از نظر ظاهري و چه به لحاظ فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي تغيير مييابد. وي ادامه داد: يکي از اين تغييرات، تغيير در نگرش افراد، تحصيل، عقلانيت، فردگرايي و گسترش رسانه به ويژه در بانوان است. همه افراد در جامعه رشد ميکنند و تربيت ميشوند و اين پرورش، زمينه جامعهپذيري و پاسخگويي به انتظارات جامعه در مراحل بعدي زندگي افراد را فراهم ميکند. هر پدر و مادري عادات فرهنگي خود را به کودکش آموزش ميدهد و بسياري از عادات مسير زندگي فرد را تعيين ميکند. در کنار اين موضوع، آموزش مدرسه نيز در تغيير و رشد اخلاق و رفتار افراد نقش مهمي دارد. مجري طرح گفتوگوي ملي خانواده که در برنامهاي راديويي صحبت ميکرد، درباره چگونگي نهادينه کردن گفتوگو در خانواده گفت: مادر نقش بسيار مهمي در بهنجار کردن افراد برعهده دارد. مادر امروز مادري تحصيلکرده است که وارد حوزه عمومي شده و قدرت تصميمگيري را در خانواده و اجتماع تجربه ميکند. از سوي ديگر نظارت بر فرزندان در محيط خانواده به شکل ديگري تغيير کرده است. براي مقوله گفتوگوي خانواده کارگاههايي براي نوجوانان و جوانان برگزار شده که بيشترين موردي که افراد از آن گله داشتهاند عدماعتماد والدين مخصوصا مادر به آنها بوده و زماني که دليل اين بياعتمادي را از والدين جويا ميشديم آنها ميگفتند احساس ميکنيم دوستاني که فرزند ما با آنها در ارتباط هستند قابلاطمينان نيستند و همين موضوع سبب ميشد فرزندانشان به سمت دروغگويي و پنهانکاري حرکت کنند. بنابراين لازمه گفتوگو در خانواده بسترسازي براي اعتماد است. در ادامه مهناز عسگريان، روانشناس کودک نيز گفت: آنچه در سالهاي نخستين تولد فرد بسيار اهميت دارد و عموما نسبت به آن بيتوجهي ميشود، سبک دلبستگي است که از سوي مادر به فرزند القا ميشود. نخستين سال زندگي کودک مرحله اعتماد در برابر بياعتمادي است که براي رشد اجتماعي کودک بسيار حياتي است. در اين برهه از زندگي فرد، مادر مهمترين نقش را بر عهده دارد تا بتواند سبک دلبستگي ايمن را براي فرزند بر جاي بگذارد و فرزند او ثمرات اين اعتماد را تا بزرگسالي و هنگام حضور در اجتماع و زمان ارتباط با ديگر افراد جامعه بروز دهد. به گفته اين روانشناس، در صورتي که سبک دلبستگي ايمن در کودک نهادينه نشود، در دو حوزه اضطرابي و اجتنابي خود را نمايان ميکند و به تبع آن در روابط او تاثيرات مخربي خواهد داشت و همواره هنگام برقرار ارتباط نگران و پريشان است.