پس از اقدام ضد ديپلماتيک آمريکا در تحريم دکتر ظريف، وزير امور خارجه کشورمان، او در سفر مهرماه خود به نيويورک براي حضور در نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل، با محدوديتهاي سخت ترددي مواجه شد. مقامات آمريکايي حتي در رفتاري غيرانساني، اجازه ندادند دکتر ظريف به ملاقات نماينده دائم کشورمان در سازمان ملل که بهخاطر عارضه سرطان در بيمارستان بستري بود، برود. هدف آمريکا از تحريم دکتر ظريف و محدوديتهاي اعمالي، جلوگيري از شنيده شدن صداي حقانيت ايران به واسطه حضور و سخنراني فعال دکتر ظريف در نشستهاي علمي و دانشگاهي و گفتوگو با رسانههاي مهم آمريکايي بود. حضور فعال و موثر دکتر ظريف در نشستهاي جهاني و منطقه اي، صداي رساي تعامل و گفتوگوي ايران با جهان را به گوش جهانيان ميرساند و اين خوشايند سردمداران رژيم تروريستي آمريکا نيست. دکتر ظريف خود تصريح ميکند: «دليل قرار دادن من در فهرست تحريمها از سوي آمريکا، اين است که من سخنگوي اصلي ايران در اطراف جهان هستم». آمريکا در حرکتي ديگر و برخلاف تعهدات خود در توافقنامه 1947 با سازمان ملل، اخيرا پا را فراتر گذاشته و از صدور رواديد براي سفر دکتر ظريف به نيويورک به منظور شرکت در جلسه شوراي امنيت با موضوع حمايت از منشور سازمان ملل متحد، خودداري کرد. جلسه شوراي امنيت در 19 ديماه ميتوانست به دکتر ظريف فرصت ويژهاي براي انتقاد عمومي از ايالات متحده در پي ترور سردار شهيد سليماني بدهد و اين نميتوانست به نفع آمريکا باشد. البته وزير امور خارجه کشورمان بر اين باور است: «آمريکاييها وحشت دارند که کسي بيايد و حقايق را براي مردم آمريکا بازگو کند. البته اشتباه ميکنند چون دنيا در نيويورک خلاصه نميشود و ما از تهران هم ميتوانيم با دنيا صحبت کنيم». ظاهرا در کنار کج فهمي مقامات آمريکايي، نقش حسادت هم در اتخاذ چنين تصميماتي بيتاثير نيست؛ چراکه ترامپ و پومپئو از اقبال رسانههاي جهاني بهويژه رسانههاي آمريکايي نسبت به وزير امور خارجه کشورمان ناراحت هستند. آخرين پرده از تلاشهاي آمريکا براي محدودسازي فعاليتهاي ديپلماتيک ايران را ميتوان در اجلاس کنوني داووس در سوئيس ديد. بهنظر ميرسد برگزارکنندگان اين نشست، نتوانستهاند در مقابل فشارهاي آمريکا دوام بياورند، بنابراين با اقدامي به دور از شئونات ديپلماتيک و اخلاقي، برنامههاي دکتر ظريف را بهگونهاي تغيير دادهاند که او از شرکت در نشست، منصرف شود. ظاهرا ترامپ، پومپئو و طرفداران جنگ و تحريم، توانستهاند مانع ديگري در مسير فعاليتهاي ديپلماتيک وزير امور خارجه کشورمان ايجاد و از شنيدن صداي حقانيت مردم ايران جلوگيري کنند. شايد هدف آنها جلوهگري بيشتر در غياب وزير امور خارجه کشورمان در اين نشست است و شايد هم بهدنبال بستن تمامي پنجرههاي ديپلماسي عليه کشورمان هستند تا پنجره جنگ باز شود. ميدانيم که در حاشيه چنين نشستهاي مهمي، رايزنيهاي ديپلماتيک گستردهاي ميان چهرههاي مهم سياسي جهان صورت ميگيرد و اين رايزنيها تاثير عمدهاي در تصميمسازيها دارند. رژيم تروريستي آمريکا با فشارهاي خود، اين فرصت يا تريبون را از دست مردم ايران گرفت تا پازل خود را در منزويسازي ايران تکميل کند. آشکار است که در نشست داووس علاوه بر صحنه گرداني مقامات رسمي آمريکا عليه کشورمان، دلقکهاي وطن فروش و گروههاي تروريستي چون منافقين نيز فعال خواهند بود و اين امر ايجاب ميکند که مردم و مقامات کشورمان بيش از هر زمان ديگري مراقب توطئههاي دشمنان خارجي و داخلي باشند. امروز آنچه موجب خنثيسازي توطئههاي دشمنان خارجي و داخلي ميشود، انسجام ملي و وحدت در داخل کشور است. امروز هرگونه حرکتي براي دو قطبيسازي جامعه و کم رنگ کردن حضور مردم در فعاليتهاي سياسي- اجتماعي نظير انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي، آب ريختن در آسياب دشمن بوده و سوخترساني به آنها براي تحميل فشار بيشتر بر کشورمان با هدف فروپاشي خواهد بود. شايسته است ضمن تجديدنظر در برخي از تصميمات و سياستهاي کشور، از کمک به دشمنان ايران خودداري کنيم.