تاريخ ايران روزهايي مثل امروز کم نداشته است. روزهايي که تنها مانده. که دشمن نه فقط تا پشت دروازههايش آمده بلکه نفوذ کرده است. روزهايي که آدمها ترسيدهاند براي نانشان، براي نامشان، براي جانشان. روزهايي که به شک افتادهاند و حتي راه دادهاند به دشمن که بيايد و دنياي بهتري برايشان بسازد... چيزي در مايه: «هرچي باشه از اينا بهترن». تاريخ ايران پر است از اين ماجراها. مقابل مغول، مقابل مقدوني، مقابل عرب حجاز، مقابل عثماني، مقابل روس، مقابل پرتغالي... اتفاقا آنها که تن دادهاند به تسليم که دروازهها را باز کردهاند، جايزه و صله هم گرفتهاند احتمالا. اما آنها که ايستادگي کردهاند سر دادهاند، دهانشان را دوختهاند، بر سر دار رفتهاند و در زندان تنشان پوسيده... اين روزها دفاع کردن از ايران تاوان دارد. متهم ميشوي به جيرهخواري، به مزدبگيري، به همدستي با کساني که براي مردم زخم و رنج آفريدهاند. به فراموشي خونهاي به ناحق ريخته. به استحکام پايههاي قدرت. ميگويند سکوت کنيد! چيزي نگوييد! حتي خوشحال باشيد! جوري مينويسند، حملهور ميشوند، خائن خائن ميکنند که کسي جرات نکند از ترس حرف بزند. با چند توئيت آدم را ميگذارند روبهروي مردم. دستمريزاد! جادهاي که شما صاف ميکنيد، ترامپ نميتوانست باز کند. فقط لوله تفنگ را اشتباهي گرفتهايد سمت ايران! در دفاع از ايران شرمي نيست، اما در تاييد و ايستادن کنار دشمني که ميکُشد و با افتخار ميگويد من کُشتم شرمساري بسيار هست. جلالالدين خوارزمشاه مقابل لشکر چنگيز رشادت بسيار به خرج داد. پسرش هفت سالهاش به دست مغولان افتاد و به امر چنگيز کشته شد. مادر و همسرش به شيون از جلالالدين خواستند که قبل از اينکه به دست مغولان بيفتند آنان را بکُشد. جلالالدين نيز امر کرد که آنان را در آب رود سند غرق کنند... براي نجات همين يک ذره خاک، آدمهايي اينطور از جان خود و عزيزان گذاشتهاند، شما جز چند توئيت و لايک و فحش براي اين سرزمين چه کردهايد؟ چه تاواني دادهايد؟ با خودمان تکرار کنيم: هرکس اين روزها اندوهگين است، جان فداي همه تصميمات غلط چهلساله نيست. هرکس که سکوت ميکند، صلحطلب نيست. هر کس هم از ترور يک ايراني توسط يک تروريست وقيح خوشحالي ميکند لزوما روشنفکر نيست. اما هرکس که منتظر است ترامپ سوار بر يک اسب سفيد دموکراسي، آزادي، خوشبختي و رفاه بياورد و ما را از دست اينها نجات بدهد، خيالپرداز است. آمريکاييها قبلا ملت افغانستان و عراق را هم نجات دادهاند! در دفاع از ايران، سهم ما چند فحش و برچسب است، سهم آنها که شجاعترند گلوله، داغ و درفش. اين سرزمين را ترسوها بارها به تاراج دادهاند، اگر چيزي از آن مانده، محصول فداکاري و ايستادگي فرزندان وفادارش است که در توفانها روي دوشش گرفتهاند. تنهايش نگذاريم. سمت درست بايستيم. سمت مادر. ميهن. سرزمين مادري.