آرمان ملي- حميد شجاعي: انتخابات اين دوره از مجلس متاثر از برخي متغيرها مثل افزايش قيمت بنزين، ناآراميهاي اخير و عملکردهاي انتقادآميز دولت و فراکسيون اميد باعث شده که جريان رقيب از ابتدا به تخريب و تخطئه اصلاحطلبان بپردازد و به نحوي آنها را به گوشه رينگ ببرد. مويد اين سخن سخنان اخير احمد توکلي فعال سياسي اصولگرا است که در نامهاي خطاب به محمدرضا عارف اصلاحطلبان را به برائت از اصلاحطلبان بدلي و نامزدهاي سال 88 دعوت کرده است. پرسش اينجاست که آقاي توکلي پس از گذشت نزديک به 7 سال از کنار رفتن دولت تحت حمايتشان به صورت خاص، هنوز موضع خود را نسبت به احمدينژاد مشخص نميکند؟
اصلاحطلبان برائت بجويند
پنجشنبه بود که رسانهها از نامهاي انتقادي و جنجالي خبرداده و به انتشار آن پرداختند. در اين نامه که احمد توکلي رئيس هيأت مديره ديدهبان شفافيت و عدالت خطاب به محمدرضا عارف رئيس فراکسيون اميد مجلس نوشته شده توصيههايي براي مرزبندي جريان اصلاحات با واکنشهاي برخي افراد نسبت به اتفاقات اخير به چشم ميخورد. مهر نوشت؛ توکلي در اين نامه درخصوص اتفاقات اخير و تبعات آن آورده است: «هزاران افسوس که برخي از افراد مدعي، بر خلاف محکمات صريح مکتب امام خميني(ره) و هشدارها و اصرارهاي حضرت آيتا... خامنهاي و مقتضاي عقل سليم و تعهدات انقلابي و ملي و قانوني، به جاي اعلام تبري، بازهم همصدايي با دشمن را ترجيح دادند؛ مانند دو نامزد انتخابات سال 88، و برخي از فعالان سياسي طرفدارشان که به نوعي در توجيه شرارتها و خسارتها کوشيدند و جفا کارانه مستقيم يا غير مستقيم، نظام اسلامي را به عنوان عامل هدر دادن جان و مال مردم قلمداد کردند.» در بخشي از اين نامه خطاب به عارف آمده: «حتما جنابعالي همچون اينجانب، بر اين باوريد که اصلاحطلب و اصولگراي واقعي، خود را مديون و وفادار به انقلاب و مردم ميدانند و در اين راه حاضرند جان و مال و حيثيت خويش را بر طبق اخلاص نهند. فلذا افراد و گروههايي که به بدخواهان ملت، روي خوش نشان ميدهند و به آنها پاس گُل ميدهند و با طناب پارهشان به ته چاه ميروند، بدلهايي هستند که در ميان جريانهاي سياسي، جا خوش کردهاند، اما در اين هنگامه آزمون تاريخي، اگر همسلکهاي حکومتي و سياسي آنها، آشکارا از اين کجتابيها فاصله نگيرند و علاوه بر تبري از دشمنيهاي شناختهشده، از اين افراد نيز برائت نجويند، شريک جرم در خيانت به ملت و انقلاب محسوب ميشوند و مُهر ابطال بر شناسنامه حکومتي و سياسي خود مينهند. جناب آقاي دکتر عارف! اينک، بار مسئوليت زدودن ساحت اصلاحطلبان واقعي از بدلي در مقابل اين حادثه تلخ بر دوش امثال جنابعالي است.» جاي تعجب است که در اين شرايط که همه به وحدت اشاره ميکنند چرا شخصي مثل توکل بايد به اصلاحطلبان انذار و تبشير دهد و براي آنها تعيين تکليف کند؟
توصيه براي تبليغات عليه رقيب
دلواپسان و اصولگرايان هميشه در شرايط مقتضي و متناسب با شرايط و زمان با انداختن توپ به زمين اصلاحطلبان درصدد حذف رقيب برآمدهاند. اعتراضات ديماه 96 که رخ داد اصلاحطلبان نيز به مانند ساير جريانات اينگونه اعتراضات و آشوب و خشونتها را در شهرهاي مختلف محکوم و به لزوم رسيدگي به وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم تاکيد کردند، اما برخي جريانات مخالف، اصلاحطلبان را همراه اين اعتراضات جلوه داده که البته ناکام ماندند. در اعتراضات هفته آخر آبان 98 نيز چنين ناآراميهايي پيش آمد و بازهم با وجود اعتراض اصلاحطلبان، تمايز اغتشاشگران و مردم معترض و لزوم رسيدگي به مطالبات معترضين بازهم افراد و گروههاي دلواپس و اصولگرا سوژهاي بهتر از اصلاحطلبان براي تخريب نيافتند. هرچند که موضع دگرگونه دو تن از نامزدهاي رياست جمهوري در سال 88 نسبت به حوادث اخير ربطي به جريان اصلاحطلب ندارد. آنهايي که امروز از برائت اصلاحطلبان ميگويند چندان عملکرد در مجالسي کخ حضور داشتند، ندارند که امروز در مقام قاضي نشستهاند و به اصلاحطلبان توصيه و امر و نهي ميکنند.