احمد دستمالچيان در گفتوگو با «آرمان ملي»:
کشورهاي عرب تمام تخم مرغهايشان را در سبد آمريکا نگذارند
امنيت برآيند مشارکت دسته جمعي کشورهاي منطقه است
آرمان ملي- مرتضي رفيعي: طي روزهاي گذشته ديويد گلدفين، رئيس ستاد کارکنان نيروي هوايي آمريکا، در اظهاراتي ضدايراني مطرح کرد که «کشورهاي عربي بايد بر سر تفاوتهايشان به توافق رسيده و در موقعيت افزايش تنشها در ارتباط با ايران، قواي نظاميشان را متحد سازند. هيچ کشوري تمام چيزهاي مورد نيازش را براي دفاع از خود در اختيار ندارد اما در کنار هم، دقيقا چيزي را که براي دفاع جمعي مورد نيازمان است، خواهيم داشت.» در حالي آمريکاييها بر طبل ايران هراسي در ميان کشورهاي منطقه ميکوبند که بسياري از کارشناسان بر اين نظرند که علت اصلي بروز ناامني در منطقه حضور و دخالت کشورهاي فرامنطقهاي است. کارشناسان دو مدل اتحاد و ائتلاف درونزا (با مشارکت کشورهاي منطقه) و برونزا (با حضور و دخالت کشورهاي فرامنطقهاي) بر ميشمارند. اگر کشورهاي منطقه با استمداد از مدل اتحاد و ائتلاف درون زا (با مشارکت کشورهاي منطقه) دست در دست يکديگر دهند به راحتي خودشان ميتوانند مشکلاتشان را برطرف نمايند. اما متاسفانه برخي از کشورهاي منطقه به جاي همکاري با کشورهاي منطقه و همچنين جلب نظر مردم خودشان باشند حيات خودشان را با قدرتهاي فرامنطقهاي گره زدهاند. براي بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي را با احمد دستمالچيان سفير اسبق ايران در لبنان و اردن انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه رئيس ستاد کارکنان نيروي هوايي آمريکا در اظهاراتي ضدايراني مدعي شد «کشورهاي عربي بايد بر سر تفاوتهايشان به توافق رسيده و در موقعيت افزايش تنشها در ارتباط با ايران، قواي نظاميشان را متحد سازند»، آمريکاييها از کوبيدن بر طبل ايرانهراسي آنهم در شرايط کنوني چه اهدافي را دنبال ميکنند؟
با توجه به آنکه آمريکاييها در اعمال فشار حداکثري و تحريمهايي که بر عليه کشورمان تاکنون به کار بردهاند شکست خوردهاند در نتيجه رو به سياست تازهاي آورده تا بلکه بتوانند کشورهاي پراکنده و داراي اختلاف حوزه خليج فارس را گرد يکديگر جمع کرده تا بدين وسيله به خيال خودشان بتوانند فشار تازهاي بر عليه ايران اعمال کنند. از جمله اقداماتي که آمريکاييها در پي آنند رفع و حل اختلاف ميان عربستان و قطر است. در حال حاضر با توجه به ارسال نامه از سوي ايران به سران کشورهاي منطقه به منظور حل و فصل اختلافات و تنشزدايي، آمريکاييها در پي آنند تا شکاف ميان ايران و کشورهاي حاشيه خليج فارس را عميق نمايند. بنابراين اظهارات اخير فرمانده گستاخ آمريکايي در همين چارچوب قابل تحليل و ارزيابي ميباشد. آمريکاييها همواره از بروز اختلافات در منطقه در جهت اهداف خودشان بهرهبرداري ميکنند.
با توجه به آنکه کشورهاي حاشيه خليج فارس به خوبي ميدانند که هرگونه اقدامات ماجراجويانه احتمالي به اقتصاد اين کشورها آسيب وارد ميکند چرا آنها وارد بازي از پيش باخته آمريکاييها ميشوند؟
متاسفانه برخي از کشورهاي عربي حوزه خليج فارس آنچنان خودشان را به ايالات متحده وابسته کرده و اميدهاي واهي به آمريکاييها بستهاند که امنيت ملي خودشان را به واشنگتن گره زدهاند. حوادث اخير در منطقه به خوبي نشان داد که تا چه ميزان اميدهاي اين کشورها واهي است. اين کشورها بايد بدانند که آمريکاييها فقط در پي منافع خودشان هستند و بيجهت به منظور دفاع از عربستان و ساير کشورها هزينه نميکنند. در حمله نيروهاي مردمي يمني به آرامکو به خوبي نشان داده شد که ولو آنکه 50 درصد توليد نفت عربستان متوقف شد اگر آمريکا در جهت مصالح و منافعش نباشد دست به هيچ گونه اقدامي نخواهد زد. بايد منتظر ماند و ديد که کشورهاي مرتجع عربي تا کجا ميخواهند به وابستگي خودشان ادامه دهند. با توجه به واقعياتي که در منطقه پيش ميرود و خودش را تحميل ميکند به نظر ميرسد در حال حاضر زماني است که آنها گزينههاي متعددي را انتخاب کرده و تمامي تخم مرغهاي خودشان را در سبد آمريکاييها نگذارند بلکه آنها بايد گزينههاي متعددي را به کار گيرند. بنابراين به نظر ميرسد سرمايهگذاري چينيها در برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس، سفر پوتين به رياض و ابوظبي اين کشورها بيش از گذشته به واقعيات توجه ميکنند. کشورهاي عربي حوزه خليج فارس از سياستهاي متنوع و متلون ترامپ خسته شدهاند.
با توجه به آنکه دو مدل اتحاد و ائتلاف درونزا (با مشارکت کشورهاي منطقه) و برونزا (با حضور و دخالت کشورهاي فرامنطقهاي) ميتوان نسبت به منطقه متصور بود. کدام يک از اين دو مدل ميتواند به صلح پايدار در منطقه بينجامد؟
امنيت يک پديده قابل خريدن و وارداتي نيست. امنيت برآيند همکاري و مشارکت دسته جمعي کشورهاي همسايه در يک منطقه است. اگر کشورهاي منطقه با يکديگر در جهت دستيابي به امنيت خودشان با يکديگر همکاري نمايند اين امنيت، امنيتي درونزا، ثباتآور و در جهت توسعه کشورهاي منطقه به کار خواهد رفت. الگوي همکاري جامع، مشترک و دسته جمعي کشورهاي منطقه ميتواند نسبت به رشد، توسعه و امنيت منطقه کمک نمايد. اگر همچنان برخي از کشورها همچنان وابستگي خودشان به بيرون منطقه و خصوصا آمريکاييها داشته باشند دخالتهاي خارجي در منطقه همواره ثباتزدا و توام با ناامني و تشنج ميباشد. در نتيجه دخالتهاي قدرتهاي فرامنطقهاي هرگز نتوانسته تضمين کننده امنيت و آرامش باشد. طي ساليان دراز گذشته به تجربه ثابت شده که هر گاه آمريکا و يا ساير قدرتهاي فرامنطقهاي در امور داخلي کشورهاي منطقه دخالت کردهاند امنيت، صلح و آرامش از اين منطقه رخت بر بسته است. بنابراين الگوي همکاري دسته جمعي و مشارکت کشورهاي منطقه در توسعه و عمران اين منطقه الگويي است که ميتواند موفق باشد. ايران تاکنون تلاش فراواني داشته تا باب گفتوگو و تفاهم را با کشورهاي همسايه عربي خود داشته باشد تا بتواند اين الگو سرمنشأ يک گفتوگوي جامع ميان اين کشورها باشد. در همين جهت تهران نامهاي به سران کشورهاي بحرين و امارات ارسال نمود تا همين محتواي پيام استراتژيک جمهوري اسلامي ايران را در مورد همسايگان را تبيين نمايد.