زمين بر دوش لاکپشتها
جان گرين (1977-) از نويسندههاي پرفروش آمريکايي است که مجله تايم در سال 2014 او را بهعنوان يکي از صد چهره تاثيرگذار سال معرفي کرد. آخرين اثر منتشرشده گرين رمان «زمين بر دوش لاکپشتها» است که در سال 2017 منتشر شد و دوسال پياپي بهعنوان پرفروشترين کتاب سال معرفي شد، با فروش بيش از پنجاهميليون نسخه. رقمي که اين روزها دستيافتن به آن کار هر نويسندهاي نيست. اين رمان با ترجمه راضيه عبدلي از سوي نشر روزگار منتشر شده است.
«زمين بر دوش لاکپشتها» از زمان انتشارش تا امروز مورد توجه بسياري از نشريات و چهرههاي معروف قرار گرفته است، از جمله بيل گيتس که آن را بهعنوان يکي از کتابهاي خواندني پيشنهاد داده است. نيويورکتايمز هم آن را يک رمان پر پيچوتاب و الهامبخش توصيف کرد و نوشت: «اين رمان سختخوانترين و شگفتانگيزترين رمان جان گرين است... اين داستان آنچنان شگفتانگيز و در حال حرکت در مسير درست است که هر خوانندهاي را همچون فردي بسته به زنجير در پي خود ميکشد... نيازي نيست مثل آزاي کاراکتر اصلي رمان رنج بکشيد تا او را درک کنيد، تنها چيزي که لازم است انسانبودن است.» وال استريت ژورنال نيز آن را احساساتي، عقلاني و اميدبخش معرفي کرد و گاردين هم آن را يک مدرن کلاسيک جديد.
داستان کتاب از اين قرار است: آزاي شانزدهساله هرگز قصد نداشت بهدنبال راز پنهان ميلياردر فراري راسل پيکت باشد، اما پاداش صدهزار دلاري او را به استقبال از خطر ميکشاند و دوست و بهترين فريبنده او ديزي هم مشتاق تحقيق است و کمکم موضوع ديويس -پسر پيکت- به ميان ميآيد... آزاي فردي است داراي وسواس و بيماري روحي. فردي که اگرچه بهدنبال ميليونري گمشده ميگردد ولي درواقع در جستوجوي خويشتن است. در اصل «زمين بر دوش لاکپشتها» رماني است درباره زندگي روزمره آنلاين و امروزي انسانها و مشکلاتشان بهويژه جامعه آمريکايي با دستگاههاي فلزياب مستقر در مدارس براي جلوگيري از ورود اسلحه.
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
اولينباري که متوجه شدم ممکن است موجودي خيالي باشم بيشتر اوقاتم در مدرسه دولتي در شمال ايندياناپليس به اسم دبيرستان وايت ريور سپري شد، جايي که به اجبار نامعلوم قويتر از خودم بايد ناهار را در زماني مقرر بين سال 12 و 37 دقيقه تا 1 و 14 دقيقه ميخوردم. اگر اين نيروها وقت ديگري براي صرف ناهار تعيين ميکردند يا اگر بغلدستيهايم موضوع ديگري براي گپزدن در آن روز تابستاني ماه سپتامبر انتخاب ميکردند، پايان داستان جور ديري ميشد. اما آموختهام زندگي داستاني است در مورد شما، نه داستاني که شما تعريف ميکنيد...
-چيزي درون آب
کاترين استدمن (1987-) هنرپيشه بريتانيايي است که براي بازي در مجموعه تلويزيوني «دانتون آبي» شناخته ميشود. او در کنار بازيگري رماننويس نيز است. رمان «چيزي درون آب» نخستين اثر اوست که در سال 2018 منتشر شد و ترجمه فارسي آن هم توسط آرش خوشصفا انجام و از سوي نشر روزگار منتشر شده است. «چيزي درون آب» در سال 2018 به فهرست پرفروشهاي نيويورکتايمز راه يافت و توانست عنوان بهترين کتاب سال نيوزويک را از آن خود کند و براي بهترين تريلر سال نامزد شود. نقدهاي مثبت بسياري نيز دريافت کرد، از جمله نيويورکتايمز، که آن را گيرا، با ضرباهنگي زيبا توصيف کرد و نوشت: «کاترين استدمن در اين رمان بهخوبي موفق شده هر سه عامل هوشمندي، زمانبندي و فراست را نمايان کند... «چيزي درون آب» يک اثر خواندنيِ به تمام معناست.» هفتهنامه پابليشزر هم «چيزي درون آب» را رماني نفسگير و جسور توصيف کرد که خالق آن توانسته صحنههاي باارزشي را بيافريند.
داستان کتاب به مستندسازي به نام ارين لاک ميپردازد. ارين دوران نويدبخشي را در حرفه خود ميگذراند و عاشق مردي بلندپرواز به نام مارک ميشود. مارک و ارين براي ماهعسل خود به جزيرهاي بسيار زيبا به نام بورا بورا ميروند. اما ناگهان تعطيلات رويايي آنها به کابوسي ترسناک تبديل ميشود. وقتي آنها خود را براي غواصي اسکوبا آماده ميکردند، چيزي را درون آب مييابند. مارک و ارين انتخابي را پيش روي خود ميبينند: اين راز را پيش خود نگه دارند يا آن را به بقيه نيز بگويند؟ هر کدام از اين دو انتخاب، خطرهاي مختص به خود را دارد و ارين و مارک هر تصميمي که بگيرند، بايد خود را براي مواجهه با اتفاقاتي فاجعهآميز آماده کنند...
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
پيش از آنکه خاکش کنم، تمام جيبهايم را گشتم. فکر کنم دنبال يک سرنخ بودم، يک چيزي که بشود باهاش ثابت کرد تمام آن فکرها يک سوتفاهم گُنده بود و بس، که بفهمم او تا واپسين لحظه هم عاشقم بوده. اميدوار بودم يک چيزي پيدا کنم که بهام بفهماند که مارک تمام آن کارها را براي جفتمان کرده بود. خب، البته من هيچ پيدا نکردم...