بستن

منافع عربستان با آمريکاي ترامپ گره خورده است

منافع عربستان با آمريکاي ترامپ


گره خورده است

عبدالرضا فرجي راد در گفت‌وگو با «آرمان ملي»:

منافع عربستان با آمريکاي ترامپ

گره خورده است

عربستان گرفتار حکام بي‌تجربه است

حکام سعودي گرفتار در باتلاق سناريوهاي آمريکا

آرمـان ملــي - مرتضي رفيعي: سيدعباس عراقچي، در گفت‌وگو با شبکه روسيا اليوم گفت: «برخي طرف‌هاي پنهان از اختلافات ميان تهران و کشورهاي حاشيه خليج فارس حمايت مي‌کنند. تهران از کشورهاي منطقه انتظار دارد که ابتکار ايران در رابطه با حمايت از کشتيراني در خليج فارس را بررسي و نظر خود در اين رابطه را به ما اعلام کنند.» از سوي ديگر سيدحسين موسويان در بخشي از مقاله‌اش در روزنامه المانيتور نوشت: «نيازمند نسخه‌اي جديد براي صلح و دوستي پايدار در مورد هر دو روابط «روابط عربي-عربي» و «عربي-فارسي» هستيم.» تهران بارها دست خود را به منظور ايجاد صلح و دوستي پايدار با کشورهاي منطقه دراز کرده است اما آنچنان که بسياري از کارشناسان تاکيد داشته‌اند برخي از کشورهاي فرامنطقه‌اي از جمله آمريکا مانع اصلي تحقق صلح در منطقه هستند. براي بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفت‌وگوي کوتاهي با عبدالرضا فرجي راد استاد ژئوپوليتيک و سفير اسبق ايران در مجارستان و نروژ انجام داده که در ادامه مي‌خوانيد:

با توجه به آنکه معاون وزير خارجه کشورمان مطرح داشتند «برخي طرف‌هاي پنهان از اختلافات ميان تهران و کشورهاي حاشيه خليج فارس حمايت مي‌کنند.» مشخصا چه کشورهايي با چه اهدافي به دنبال ايجاد تنش در منطقه هستند؟

کشورهايي همچون ايالات متحده آمريکا و رژيم صهيونيستي علاقه‌مند هستند تا روابط تيره ميان کشورهاي منطقه برقرار باشد. چون آنها منافع بسيار زيادي در حفظ تنش و اختلاف ميان کشورهاي منطقه دارند. از سوي ديگر عربستان، امارات و بحرين خود جزوي از بازي آمريکايي‌ها هستند. علت اين مساله نيز آن است که عربستان به نوعي خود را رهبر جهان عرب مي‌داند. بنابراين رياض به شدت مخالف نفوذ ايران در منطقه است. بنابراين عربستان طي حدود يک دهه گذشته تلاش داشته تا از غرب و به‌ويژه صهيونيست‌ها کمک گرفته تا به خيال خام خودشان نفوذ معنوي ايران در منطقه را به نوعي از بين ببرند. در زمان باراک اوباما دستگاه سياست خارجي آمريکا تا حدودي عاقلانه‌تر عمل مي‌کرد. اما به مراتبي که ترامپ روي کار آمد به دليل آنکه دشمني خاصي با ايران داشت طبيعتا اوج مخالفت را با ايران نشان داد در نتيجه کشورهاي حاشيه خليج فارس را نيز تحريک به دشمني با ايران مي‌کرد. بنابراين کشورهاي حاشيه خليج فارس به ترامپ به عنوان رئيس‌جمهور ايالات متحده به‌ويژه بعد از آن شروط 12گانه ضد ايراني پمپئو اميدوار شدند. هر چند با صراحت مي‌توان گفت تمامي سياست‌هاي ضدايراني ترامپ تاکنون ناموفق بوده است. در حال حاضر آمريکايي‌ها به راه‌هاي ديگري متوسل شدند به عبارت ديگر آنچه که در عراق و يا لبنان مي‌بينيم راه‌هاي تازه‌اي است که آنها اختيار کرده‌اند. آمريکايي‌ها چون نتوانسته‌اند خدشه‌اي در روابط دو ملت ايران و عراق ايجاد کنند به‌ويژه در روابط اقتصادي دو کشور که بيش از 10 ميليارد دلار است در نتيجه آمريکايي‌ها به دنبال از بين بردن دولت عراق هستند. بنابراين آمريکايي‌ها با استمداد از فضاي مجازي و پول عربستان و امارات در راستاي تحريک مردم عراق گام برداشتند. هر چند بايد اين نکته را مد نظر داشته باشيم که عراق حدود 5 ميليون بشکه نفت در روز صادر مي‌کند و به علت بالا بودن فساد در اين کشور مردم آنچنان که بايد و شايد بهره‌مند نمي‌شوند. در نتيجه آمريکايي‌ها تلاش دارند تا کساني را در عراق حاکم کنند تا با واشنگتن در اعمال فشارهاي ظالمانه حداکثري به مردم ايران همصدا باشند. از سوي ديگر همين مساله را با همان سازوکار مشابه در لبنان کليد زدند. هيچ‌کس منکر فساد در عراق و لبنان نيست. به نظر مي‌رسد هدف ناآرامي‌هاي عراق و لبنان، اعمال فشار بر ايران است. همچنين رژيم صهيونيستي نيز در اين مسائل و ناآرامي‌ها نقش دارد.

با توجه به آنکه ايران حسن نيت خود را با طرح «صلح هرمز» به کشورهاي حاشيه خليج فارس مطرح داشته است. با چه سازوکاري مي‌توان نقش مخرب کشورهاي فرامنطقه‌اي در بالا بردن تنش در منطقه را از ميان برد؟

بايد بدانيم که عربستان امروز، عربستان ديروز نيست. در حال حاضر ملک سلمان پادشاه عربستان خود را بسيار وابسته به آمريکا و رژيم صهيونيستي کرده است. از سوي ديگر محمد بن سلمان نقاط ضعف فراواني از خود در داخل و خارج عربستان برجاي گذاشته است. به گونه‌اي که وي در داخل عربستان بسياري از شاهزادگان و علماي سنتي را مخالف خود کرده است. از سوي ديگر مساله قتل جمال خاشقجي و ساير اشتباهاتش انتقادات و نفرت آمريکايي‌ها را در سطح کنگره، سنا و رسانه‌ها برانگيخته است. حتي در ميان مقامات اروپايي و رسانه‌هاي کشورهاي غربي مقالات زيادي بر عليه محمد بن سلمان به‌صورت مکرر نوشته مي‌شود. در واقع نقاط ضعفي از خود نشان داده که اگر با سياست‌هاي ضد ايراني آمريکايي‌ها همراهي نکند قطعا آينده حاکميتش با چالش جدي مواجه خواهد شد. حتي اين احتمال وجود دارد که آمريکايي‌ها درصدد جابه‌جايي محمد بن سلمان باشند. به دليل آنکه ملک سلمان پادشاه سعودي بيمار است. در حالت عادي وليعهد کنوني (محمد بن سلمان) به‌صورت طبيعي جاي پدرش را خواهد گرفت اما اين احتمال وجود دارد که آمريکايي‌ها با کمک شاهزاده‌هاي منتقد ايجاد آشوب کنند و به گونه‌اي وي را کنار بگذارند. در نتيجه محمد بن سلمان به دنبال اجراي بي‌چون و چراي اوامر آمريکايي‌هاست. چگونه ممکن است که آمريکايي‌ها اجازه دهند که عربستان به ايران نزديک شود؟ در زمان زمامداري ملک عبدا... و فهد پادشاهان سعودي تا حدودي اختياراتي از خود داشتند اما امروز ملک سلمان و محمد بن سلمان چنين اختياري از خود ندارند. هر چند در چارچوب بازي ممکن است عربستان و امارات پالس‌هاي مثبتي به ايران ارسال کنند ولي تصور نمي‌شود چنين پيام‌هايي راهبردي باشد. تا زماني که ايالات متحده بر طبل ضديت با ايران مي‌کوبد بعيد به نظر مي‌رسد که بتوان بر توسعه روابط ميان ايران و عربستان اميدوار بود. منافع عربستان محمد بن سلمان با آمريکاي ترامپ گره خورده است. هر چند اين مساله را نبايد فراموش کنيم که در بي‌تجربگي حکام سعودي هيچ شکي نيست. چون آنها با بي‌تجربگي و نابخردي خودشان وضعيت نابسماني در منطقه براي خودشان ايجاد کرده‌اند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی