بستن

انقلاب مدیریتی؛ مقدمه‌ای برای اصلاح نظام بانکی

انقلاب مدیریتی؛ مقدمه‌ای برای اصلاح نظام بانکی
آرمان‌ملی- زینب مختاری: اخیرا یک عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه مدیرانی در سیستم بانکی مشغول به کار هستند که حدود ۵۰ سال در این حرفه مشغول به فعالیت هستند، گفته است: این افراد باید در قالب مشاور، به نظام بانکی خدمت دهند. جوان‌گرایی در سطوح مختلف مدیریتی به یکی از شعارهای جذاب این سال‌ها بدل شده است. اکنون که بیش از 40 سال از عمر انقلاب می‌گذرد، بسیاری از مدیران جوان آن سال‌ها پا به سن گذاشته و اصولا باید دوران بازنشستگی خود را طی کنند؛ اما آنچه مشاهده می‌شود نه تنها رفتاری اصولی نیست بلکه به نظر می‌رسد برخی از پست‌های مدیریتی قرار نیست هیچ‌گاه به دست یک مدیر جوان و باانگیزه بیفتد! این عارضه که در بسیاری از سازمان‌ها و ادارات کشور دیده می‌شود، می‌تواند به خمودگی و فرسودگی سیستم منجر شده و به‌ویژه در سیستم بانکی به دلیل تجمع ثروت در آن بخش، حتی مفسده اقتصادی ایجاد کند.

پيتر دراکر -ÇäÏíÔãäÏ Úáã ãÏíÑíÊ- ˜å ÈÑÎí Çæ ÑÇ ÏÑ ãÏíÑíÊ ãÏÑä ãíäÇãäÏ¡ Óåã Úáã æ åäÑ ãÏíÑíÊ ÏÑ ÈåÈæÏ ÇãæÑ ÑÇ ÈíÔ ÇÒ 70 ÏÑÕÏ ãíÏÇäÓÊ. Èå ÈÇæÑ Çæ¡ ãÏíÑ ÈåÚäæÇä í˜ ÚäÕÑ ˜áíÏí ÏÑ ˜ÓÈ æ ˜ÇÑ Úãá ãí˜äÏ ˜å ãíÊæÇäÏ ãåãÊÑíä äÞÔ ÑÇ ÏÑ ÊјíÈ ãäÇÈÚ ãÎÊáÝ ÈÇ í˜ÏíÑ æ ÊæáíÏ ãÍÕæá ÈÇÒí ˜äÏ. ÏÑÇ˜Ñ ãÏíÑ ÑÇ ÚÇãá æíÇíí æ ÚäÕÑ ÍíÇÊÈÎÔ ÏÑ åÑ ÈäÇåí ãíÏÇäÏ ˜å ÈÏæä ÑåÈÑí Çæ¡ ãäÇÈÚ ÊæáíÏ Èå åãÇä ÕæÑÊ ÈÇÞí ÎæÇåäÏ ãÇäÏ æ åíÇå ÊÈÏíá Èå ãÍÕæá (ÈÇÒÏåí) äÎæÇåäÏ ÔÏ. Çíä ÇäÏíÔãäÏ åãäíä ÏÑ äÙÑíÇÊ ÎæÏ¡ ÏæÑåÇí ÑÇ íÔÈíäí ˜ÑÏå ÇÓÊ ˜å ãÇÔíäåÇí ÎæÏ˜ÇÑ ÌÇíÒíä ˜ÇÑÑÇä ÎæÇåäÏ ÔÏ ÇãÇ ãÏíÑÇä åãäÇä ÈÇÞí ãíãÇääÏ æ ÈÏíä ÊÑÊíÈ ÊãÇã ˜ÇÑãäÏÇä Èå ãÏíÑÇä ÊÈÏíá ãíÔæäÏ æ ÇÒ ÌÇãÚå ˜ÇÑÑí Èå ÌÇãÚå ãÏíÑíÊí Çã ÎæÇåíã äåÇÏ. Çíä äÙÑíÇÊ Èå ÎæÈí ÇåãíÊ ãÏíÑ æ ÔíæååÇí ãÏíÑíÊí ÏÑ ÇÝÒÇíÔ ÈåÑåæÑí ÑÇ äãÇíÇä ãíÓÇÒÏ æ ÂËÇÑ í˜ ãÛÒ ãÊÝ˜Ñ ãäÇÓÈ ÏÑ ÇÝÒÇíÔ ÈåÑåæÑí í˜ ÑæŽå¡ ØÑÍ æ ÓíÓÊã ÑÇ ÊÈííä ãí˜äÏ. Çæ åãäíä ÇÒ áÒæã ÊæÌå ãÏíÑÇä Èå ÂËÇÑ ÇÌÊãÇÚí ÝÚÇáíÊåÇíÔÇä ÓÎä ÝÊå æ ÈÑ Çíä ÇãÑ ÊǘíÏ ˜ÑÏå ÇÓÊ ˜å åÑå ÇäÏÇÒå í˜ ÈäÇå íÇ ÓÇÒãÇä¡ ÈÒÑÊÑ ÈÇÔÏ¡ ÂËÇÑ ÇÌÊãÇÚí Âä ÓÊÑÏåÊÑ ÎæÇåÏ ÈæÏ æ ÇÒ åãíä Ñæ ÈÓíÇÑ ÇåãíÊ ÏÇÑÏ ˜å ãÏíÑÇä Èå ÌäÈååÇí ÇÌÊãÇÚí ÝÚÇáíÊåÇí ÎæÏ¡ ÊæÌå æíŽåÇí ÏÇÔÊå ÈÇÔäÏ. ÇÕæáí ˜å ãÊÇÓÝÇäå ÏÑ ÈÓíÇÑí ÇÒ ÓÇÒãÇäåÇ æ Èå ØæÑ ÇÎÕ¡ ÓíÓÊã ÈÇä˜í ÇíÑÇä ãÔÇåÏå äãíÔæÏ æ äÊíÌå Âä¡ ÈíÇÚÊãÇÏí æ ÏáÒÏí ÌÇãÚå ÇÒ ÓíÓÊã ÈÇä˜í æ ÈåæíŽå Ôíæå ÑÝÊÇÑí ÂäÇä ÈÇ ãÔÊÑíÇä ÇÓÊ.

ضرورت ايجاد تحول فکري در مديريت

سال‌هاست که طرح‌ها و برنامه‌هاي زيادي براي ايجاد اصلاحات و تحولات مفيد و اثربخش در سيستم بانکي ارائه مي‌شود و بحث‌هاي زيادي پيرامون آن در مي‌گيرد. اما شايد آنچه کمتر بدان توجه شده و سهوا يا عمدا مورد غفلت قرار گرفته، ضرورت يک انقلاب مديريتي در نظام بانکي است. تغيير مديران البته به معناي حذف افراد باتجربه از سيستم نيست بلکه مي‌توان از نظريات آنان به‌عنوان مشاوراني ارزشمند بهره‌ جست. اما نکته آن است که انتصاب جوانان شايسته در پست‌هاي مديريتي مي‌تواند اصلاح در سيستم بانکي را با سرعت بيشتري پيش ببرد؛ به ويژه آنکه ريسک‌پذيري، خصلت جواني‌ست و در صورتي که بتوان اين ريسک را در سايه مشاوران باتجربه مديريت کرد، زمينه‌ساز يک تحول مثبت در شيوه‌هاي مديريتي نظام بانکي خواهد بود. کارشناسان تمامي حوزه‌هاي اقتصادي را نيازمند تحول فکري مي‌دانند تا از آن مسير بتوان شيوه‌هاي جديد را در مديريت به کار گرفته و از تفکر سنتي که با نظامات کنوني جهاني مطابقتي ندارد فاصله گرفت. يکي از مقدمات اصلاح شيوه بانکداري در ايران و خروج اين سيستم از بنگاهداري به همين اصل يعني تحول فکري بازمي‌گردد.

غفلت از تربيت مديران

قرجه طيار با اشاره به اهميت جوانگرايي در سطح مديران بانکي گفته است: تا دو سال پيش، مديراني در سيستم بانکي حضور داشتند که حدود 50 سال در اين سيستم کار مي‌کردند و اين روند، انگيزه پيشرفت را از نيروهاي جوان مي‌گرفت. اين امر نه تنها به نوعي انحصار در پست‌هاي مديريتي در بانک‌ها اشاره مي‌کند بلکه اين سوال را در ذهن ايجاد مي‌کند که در اين سيستم در اين مدت طولاني چند مدير جوان براي خود تربيت کرده تا بتواند پس از بازنشستگي مديران سابق، آنها را در ادامه مسير به کار بگيرد؟ هر بار که سخن از جوانگرايي به ميان مي‌آيد، جوان‌ترها به بهانه عدم تجربه کافي، کنار گذاشته مي‌شوند؛ حال آنکه بايد پرسيد، سيستم تا چه ميزان توانسته است مديراني را براي تداوم برنامه‌ها و ايجاد اصلاحات لازم براي پيشرفت و نزديک‌شدن به استانداردهاي جهاني بانکداري تربيت کند؟ پيتر دراکر در نظريات خود به دو کارکرد اساسي براي مديريت اشاره مي‌کند؛ او نوآوري و بازاريابي را مطرح کرده اما بيشترين توجه را به نوآوري داشته است. دراکر اما تاکيد مي‌کند که نوآوري موضوعي است که بايد آموزش داده شود! او مي‌گويد: نوآوري اولين کارکرد مديريت است؛ دراکر تاکيد داردکه مديران بايد بر تکنولوژي تکيه کنند. اما به هر ترتيب به نظر مي‌رسد تربيت مديران در سيستم بانکي و حتي سازمان‌هاي اقتصادي ديگر که نيازمند نوآوري و هماهنگي با تکنولوژي هستند، فراموش شده و افراد با استفاده از روابط به پست‌هاي بالاي مديريتي مي‌رسند. اين امر به‌ويژه در سيستم بانکي به دليل دسترسي به منابع پولي کشور از جنبه فسادزايي و نيز تعامل نزديک سيستم بانکي با اجتماع از لحاظ ايجاد نارضايتي اجتماعي بسيار مهم و قابل توجه است.

جلوگيري از خروج نخبگان

اگر چه جهان، مديريت را به‌عنوان يک علم که داراي اصول و فروع خاص خود است پذيرفته اما اين مهم در ايران، آن‌گونه که بايد و شايد به صورت يک علم مورد پذيرش عمومي قرار نگرفته است. اکنون بسياري از پست‌هاي مديريتي طي مناسبات و روابط، به ديگران منتقل مي‌شود. اينگونه به نظر مي‌رسد که هر فرد که در يک پست مديريتي کار کرده باشد، مي‌تواند هر پست ديگري را بدون داشتن تخصص اشغال کند. اين امر که اکنون به صورت پرتکرار و مداوم درآمده است، انگيزه جوانان تحصيلکرده را از بين برده و حتي موجب مهاجرت بسياري از نخبگان شده است. نخبگاني که به دليل وجود فضاي رقابتي و اصولي براي کسب مشاغل، توانسته‌اند در کشورهاي مقصد استعداد خود را نشان داده و مدارج بالايي را طي کنند. بر اساس سرشماري سال 1395، ميانگين سن جمعيت کشور 31 سال است. اين به معناي آن است که بيش از نيمي از جمعيت را جوانان زير 31 سال و حدود 60 درصد را افراد زير 40 سال تشکيل مي‌دهند. از سوي ديگر، بيش از پنج ‌ميليون دانشجوي در حال تحصيل و بيش از هشت ‌ميليون دانش‌آموخته دانشگاهي در ايران وجود دارد و نرخ پوشش آموزش عالي در ايران، بيش از 36 درصد است. تمامي اين آمارها مبين يک ظرفيت بزرگ براي مديريت سازمان‌ها و نهادهاي اقتصادي کشور است که اميد مي‌رود با تربيت و به‌کارگيري آنان، بتوان اصلاحات در نظام بانکي و سيستم اقتصادي کشور را آغاز کرد. اين روند مي‌تواند طليعه دور شدن از تفکر سنتي در مديريت عرصه اقتصادي و بانکي و ايجاد تحولات جديد باشد که در قالب چرخش نخبگان، از ايجاد شبکه‌هاي رانتي، پولشويي، مديريت‌هاي قبيله‌اي و نيز تمرکز قدرت در بخش کوچکي از فعالان اقتصادي جلوگيري کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی