آرمانملي: طي روزهاي گذشته شبکه خبري الميادين گزارش داد «هادي العامري» رئيس ائتلاف «الفتح» گفت: «عراق امروز در برابر فتنه بزرگي قرار دارد و اسرائيل و آمريکا پشت آن قرار دارند». رئيس ائتلاف الفتح عراق تاکيد کرد که «افرادي در عراق هستند که ميخواهند اين کشور را به آشوب بکشانند». شيخ «قيس الخزعلي» دبير کل جنبش «عصائب اهل الحق» نيز در سخناني به دست داشتن آمريکا و رژيم صهيونيستي در دور دوم اعتراضات عراق اشاره کرد و از آن به عنوان يک «فتنه بزرگ» تعبير کرد. وي گفت که آمريکا و رژيم صهيونيستي در برخي اعتراضات عراق دست دارند و آنها «مسئول ريخته شدن خون معترضان هستند». شيخ الخزعلي تاکيد کرد، «اين خوني که ريخته شده است، خون مظلومان است و اين نشان ميدهد بزرگترين فتنه در کشور رخ داده است». براي بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگويي را با قاسم محبعلي مدير کل اسبق خاورميانه و شمال آفريقاي وزارت امورخارجه انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه طي روزهاي گذشته عراق وضيعت نسبتا ناآرامي را سپري کرد. علت اصلي نارضايتي مردم در اين کشور چيست؟
ميتوان گفت در عراق فساد وجود دارد تقسيم قدرت بر اساس منافع خانوادهها و رهبران قبيلهاي است در نتيجه مردم خيلي جايي در ساختار اين کشور ندارند. همچنين مداخلات خارجي همچون آمريکاييها و عربستان در عراق وجود دارد اين کشورها در پي منافع خودشان هستند و آن کساني که آسيب ميبينند شهروندان عراقي هستند.
آمريکاييها چه منافع مشخصي را در عراق دنبال ميکنند؟
بهطور کلي آمريکاييها منافع زيادي را در عراق دنبال ميکنند به گونهاي که آنها پايگاههاي نظامي در اين کشور ايجاد کردهاند. همچنين آمريکاييها از نفت و بازسازي عراق بيشترين منافع را در حال حاضر ميبرند. اما مسائل ديگري نيز در حاشيه آن وجود دارد آمريکاييها علاقهمند هستند که شرايطي بهوجود آورند تا نقش و نفوذ ايران را در عراق بکاهند. بنابراين چنين روندي نيازمند زمينهسازي ايجاد درگيري در عراق است همانگونه که ترامپ در مساله کردها به آن اعتراف کرد برخي مواقع جنگ نيز لازم است. در نتيجه آمريکاييها با هدف تضعيف موقيعت ايران در عراق نيازمند حجم کنترل شدهاي از ناآرامي هستند تا با کمک متحدين خودشان همچون عربستان آن را به سمت و سوي اعتراضات ضد ايراني سوق دهند. يعني آنها با سوءاستفاده از مطالبات اقتصادي مردم عراق آن را به گونهاي به سمت ايران منحرف ميکنند.
عربستان از متشنج کردن وضعيت عراق چه منافعي را دنبال ميکند؟
عربستان از ابتداي مساله اشغال کويت نگران بود که مبادا در عراق يک دولت غير هسمو با سعوديها در اين کشور روي کار آيد. تا بدين ترتيب وزن عربستان در عراق از ميان برود و اين کشور به متحد ايران مبدل گردد و در نتيجه توازن قوا به نفع ايران سوق يابد. بنابراين همان زماني که آمريکاييها در طي عمليات طوفان صحرا در سال 1991 به مرزهاي عراق رسيدند پادشاه وقت عربستان با رئيس جمهور آمريکا تماس گرفته و خواهان توقف عمليات در اين کشور ميشود استدلال پادشاه عربستان در آن زمان اين بود که نتيجه چنين عملي به نفع ايران و به ضرر عربستان تمام خواهد شد. بايد بدانيم که در جنگ سال 2003 نيز سعوديها خواهان برکناري صدام نبودند. بنابراين عربستان در پي آن است تا در عراق يک دولت همسو با رياض سرکار باشد. اما در مقابل ايران خواهان صلح، ثبات و آرامش در عراق است.
با توجه به تحولاتي که در منطقه در جريان است چه آيندهاي را ميتوان براي عراق متصور بود؟
عراق يک مشکل ساختاري-طايفهاي دارد و تا زماني که اين مشکل حل نگردد و تقسيم بندي پستها و مناصب براساس طايفهاي باشد نميتوان انتظار داشت که عراق به سمت ثبات، آرامش و توسعه حرکت نمايد. بايد توجه داشته باشيم هيچ حزبي در عراق وجود ندارد يعني احزاب سراسري به معنا و مفهوم واقعي در اين کشور وجود ندارد. در نتيجه هر جرياني به دنبال منافع طايفهاي، قومي، خانوادگي و يا منطقهاي خود است. اين وضعيت سبب ميگردد تا منازعات مختلفي در عراق شکل گيرد. بنابراين عراق نيازمند ساختار سياسي است که در آن تمامي شهروندان عراقي به يک نسبت احساس اشتراک در منافع کنند همچنين فرصتهاي برابر براي همه آنها فراهم گردد در غير اين صورت هم در داخل اين کشور مشکلات وجود دارد و هم همسايگان احساس ناامني ميکنند. در نتيجه عراق سيستمي ميخواهد که بر اساس ستون پايه شهروندي باشد تا همه مردم عراق احساس کنند به يک نسبت در آن شريک هستند.
با توجه به آنکه مقامات آمريکايي مدعي شدهاند ارتش اين کشور طي عملياتي نظامي در شمالغربي سوريه، «ابوبکر البغدادي» رهبر گروه تروريستي داعش را بهقتل رسانده است. هدف آمريکاييها از چنين ادعايي آن هم در اين مقطع از زمان چيست؟
اين گونه اخبار از آنجايي که شفاف نيست در نتيجه نميتوان تحليل درستي ارائه نمود. به نظر ميرسد ترامپ به نسبت ساير روساي جمهور در آمريکا سياست را شخصي کرده است. در نتيجه ترامپ نياز داشت تا در شرايطي که کنگره به دنبال استيضاحش بود، همچنين اقدام او در مورد خروج نيروهاي نظامي آمريکا از سوريه مورد انتقادات شديد قرار گرفته بود، احتياج داشت تا به نوعي خود را بازسازي نمايد تا فضا را به سمت و سوي ديگري منحرف نمايد تا آثار روند استيضاح را تحتالشعاع قرار دهد و هم اينکه خروج از سوريه را به نوعي يک پيروزي بزرگ جلوه دهد. اين در حالي است که بسياري در آمريکا اين سياست ترامپ را که موجب شد تا ترکها وارد بخشي از خاک سوريه شوند و ارتش سوريه نيز به سمت شرق حرکت کند در نتيجه روسيه بزرگترين برنده اين بازي باشد مورد انتقاد شديد قرار دهند. بنابراين يک جنبه اين مساله تبليغاتي است نکته ديگر آن است که ترامپ نسبت به اوباما عقده دارد در نتيجه تلاش ميکند تا اقداماتي انجام دهد تا اين گونه وانمود نمايد که من از اوباما موفقتر بودهام. اين به اصطلاح عمليات نيروهاي آمريکايي در کشتن ابوبکر البغدادي دقيقا مشابه و شبيهسازي سناريوي کشتن بنلادن صورت گرفت. البته مسائلي وجود دارد که قابل تامل است همان گونه که بن لادن در 500 متري کاخ نخست وزيري و رياست جمهوري پاکستان زندگي ميکرد اما دولت پاکستان مدعي بود هيچ اطلاعي از آن نداشته است به همان ترتيب کشته شدن ابوبکر البغدادي در چند کيلومتري خاک ترکيه آن هم بدون اطلاع ترکها عجيب است. اين خيمه شببازي را ميتوان با خروج آمريکاييها از شرق سوريه و بده بستان ميان ترکها و آمريکاييها مرتبط دانست.