«آرمان ملي» از حضور رئيسجمهور
در دانشگاه تهران گزارش ميدهد
پيشرفت با تعامل ميسر است
يا تقابل با دنيا؟
ادامه از صفحه 2
ريشه همه دعواهاي سياسي در کشور چيست؟ ممکن است يک عده موضوعي را خوب و عدهاي آن را بد معرفي کنند و يا عدهاي برجام را موفق و عدهاي ناموفق توصيف کنند، اما دعوا سر برجام نيست، بلکه در مورد موضوع بزرگتري است. برجام براي بعضيها خيلي سنگين است، بمبي است که بر سر عدهاي کوبيده ميشود و ميگويند، ما گفته بوديم با مذاکره چيزي حل نميشود گفتوگو فايدهاي ندارد اما همه چيز حل شد. عدهاي هم خيلي خوشحال ميشوند که ما گفته بوديم که با مذاکره مساله حل ميشود از اين رو با 6 قدرت بزرگ بنشينيم بحث کنيم. عدهاي ميگويند گفتوگو و مذاکره چه فايده دارد، برويد در مقابل دنيا ايستادگي کنيد و اعتنا نکنيد، ما گفتوگو و مذاکره کرديم و خيلي سخت و مشکل بود، بالاخره به يک توافق رسيديم.
اين توافق براي عدهاي مثل اين بود که کوه بر سرشان خراب شود، اينکه ما بتوانيم با 6 قدرت بزرگ دنيا بحث کنيم و آنها حاضر شوند 6 قطعنامه فصل 7 را پس بگيرند کار بزرگي بود. حقوقدان و سياستمداران فهميدند اين کار يعني چه؛ 6 قطعنامهاي که در شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران تصويب کرده بودند را پس گرفتند و کار آساني نيست و براي هيچ کشوري در قطعنامه نيامده است که حق فعاليت صلح آميز هستهاي شما را قبول داريم. براي تنها کشوري که قطعنامه صادر شد که حق فعاليت صلح آميز هستهاي دارد ايران بود.
يکي از رهبران کشورهاي دنيا در سفر نيويورک به من گفت ما دچار حيرت بوديم چون براي قرارداد با ايران، شرکتهاي بزرگ دنيا صف کشيده بودند بنابراين ما دچار حيرت شده بوديم که ايران کجاست و چه امکاناتي دارد. به محض اينکه در سال94 اين قطعنامه را امضا کرديم در سال 95 رشد اقتصادي ما در دنيا اول شد. تا به امروز چنين نرخي وجود نداشت.
در اوايل دولت يازدهم وقتي تورم را کاهش داديم، برخي از اقتصاددانان گفتند که دولت اشتباه کرد که از تورم شروع کرد بايد رکود را ميشکست، اما ما معتقد بوديم اول بايد تورم را حل کرد بعد رکود را، وقتي تورم را تک رقمي کرديم رشد اقتصادي کشور در سال 95 به دوازده و نيم درصد افزايش يافت، دنيا را به شگفتي وا داشتيم.
توافق برجام با فشار اسرائيل، عربستان و تندروهاي آمريکا بر هم خورد و آمريکا را مجبور کردند که از اين توافق خارج شود آن زمان اختلاف نظر وجود داشت که عدهاي ميگفتند «برجام» خوب است عدهاي ميگفتند بد است، الان ميتوانند به خوبي مقايسه کنند. ميتوانند امروز را با گذشته مقايسه کنند. دانشگاه بايد در اين موضوعات مهم و استراتژيک وارد عمل شود، نه فقط در سياست در حقوق هم همينطور است به ما ميگفتند که شما مگر عقلتان را از دست داده ايد که ميخواهيد به دادگاه لاهه برويد، مگر در دادگاه لاهه ميتوان پيروز شد اما ما به دادگاه لاهه رفتيم و در دو نوبت در دادگاه لاهه پيروز شدهايم.
کسي فکر نميکرد دادگاه لاهه بگويد در مساله خروج آمريکا از برجام من صلاحيت دارم، چون آمريکا ميگفت صلاحيت ندارد و ما ميگفتيم صلاحيت دارد، دادگاه لاهه صلاحيت را قبول کرد و اين پيروزي اول ما بود، بعد ما حکم موقت خواستيم که دادگاه بگويد آمريکا حق ندارد اين تحريمها را اجرا کند؛ دادگاه لاهه اين حکم موقت را داد و اين پيروزي ديگري بود. در دادگاهِ لاهه موفق شدن کار پيچيده و سخت است، اگر در بخشهاي مختلف دست در دست هم دهيم و از نيروهاي کارآمد استفاده کنيم ميتوانيم موفق شويم.
ميگويند بايد در اقتصاد روي پاي خود بايستيم اما مگر ميشود بدون تعامل با دنيا به اقتصاد پيشرفته تبديل شويم. زندگي را ميتوانيد بگذرانيد اما رشد و توسعه چه؟ در دوران تحريم بالاخره همه دست به دست هم دهيم و زندگي را ميگذرانيم اما رشد و توسعه بدون رابطه و تعامل با دنيا امکان پذير نيست، در شرايطي که بانکها، صادرات و واردات قفل باشد، توسعه امکان پذير نيست. همين الان هم که کشور را اداره ميکنيم بايد از کشورهاي همسايه و برخي کشورهاي دوست ما در دنيا که به تحريمهاي آمريکا بياعتنا بودند و به ما کمک ميکنند تشکر کنيم. در همين شرايط صادرات و واردات داريم، در همين شرايط وارد معامله با اتحاديه «اوراسيا» شدهايم.
مساله تعامل يا عدم تعامل يک مورد است دهها مورد داريم که دانشگاهها بايد به عنوان مسائل استراتژيک وارد شوند. اگر در اين مسائل استراتژيک سالها بحث کرديم و به نتيجه نرسيديم، بايد به دنبال همه پرسي از مردم برويم.
شرايط امسال ما از سال گذشته بهتر است، شرايط اميدوارکننده است. دولت در خدمت شماست و ميداند که دانشگاهها چه نقش بزرگي ميتوانند داشته باشند، شما هم در اين شرايط تلاش خود را مضاعف کنيد تا به پيروزيهاي بزرگ دست پيدا کنيم.