مصطفي هاشميطبا رئيس اسبق کميته ملي المپيک درباره اينکه داورزني براي رياست فدراسيون واليبال ثبتنام کرده، آيا نيازي به استعفا نبود؟ اظهارداشت: ما قانوني به اين معني نداريم که به اين صورت تفکيک کند. ما يکسري مصوبات داريم و يکسري هم رويه که در وزارتخانهها انجام ميشود. در 10-15 سال اخير رويههاي مختلفي در وزارت به اجرا گذاشته شده است. مثلا مدت معيني براي سرپرستان در فدراسيونها پيشبيني شده و بعضا ميگويند سرپرست ميتواند در انتخابات شرکت کند و برخي ميگويند نه. وي افزود: برنامه مشخصي در اين خصوص نداريم. من حتي اعتقاد دارم رياست فدراسيون يک عنوان است نه شغل. در همه جاي دنيا رياست فدراسيون يک عنوان است تا شغل. اين دبير فدراسيون است که کارها را انجام ميدهد. در اساسنامه کميته ملي المپيک هم رئيس کميته وظيفهاي ندارد بلکه وظايف بيشتر برعهده هيات اجرايي و دبير کل است. اين مسائل چون متغير بوده است يا مثلا در باشگاههاي استقلال و پرسپوليس چيزي به اسم سرپرست مديرعاملي نيامده است. هاشميطبا که با راديو تهران گفتوگو ميکرد در پاسخ به اين سوال که داورزني در يکي از مصاحبههاي خود اشاره کرده من تصميمي درباره ثبتنام براي رياست واليبال نگرفتهام و اگر بيايم استعفا ميدهم، عنوان کرد: اصلا قانوني در اين زمينه نداريم. شايد داورزني با يک شخص حقوقي صحبت کرده است. وي در پاسخ به اين سوال که آيا اين فضاي سالم هست که نامزدها با معاون وزير رقابت کنند؟ تصريح کرد: اين يک بحث ديگر است؛ از لحاظ ماهيتي خير يعني وقتي معاون وزير ثبتنام ميکند شرايطش با ديگران فرق دارد، اما اينکه آيا اين موضوع مخالف قانون است، من چنين قانوني را نديدهام.
خصوصيسازي
هاشميطبا همچنين درباره اينکه چندين سال است وزارت ورزش روي خصوصيسازي استقلال و پرسپوليس تاکيد دارد، فکر ميکنيد اين اتفاق رخ دهد، گفت: سال گذشته هيات دولت تاکيد کرد اين باشگاهها نبايد خصوصي شوند؛ اما بعد دوباره گفتند بايد خصوصي شود. داستان يک چيز ديگر است و مقامات مسائل را روشن نميکنند. سرخابيها از قانون تجارت پيروي ميکنند و 2 شرکت هستند. طبق ماده 141 قانون تجارت اگر شرکتي انباشتهاش 2 برابر سرمايهاش باشد يا بايد منحل شود يا اصلاح مالي در آن صورت بگيرد تا فروخته شود. وي افزود: چطور باشگاهي که معلوم نيست چقدر بدهي و سرمايه دارد ميخواهد واگذار شود؟ قبلا ميگفتند ميخواهند برند را واگذار کنند، نشد. روش خوبي نيست و حرفهاي مختلفي زده ميشود. از سال 1384 دائم صحبتهاي مختلف ميزدند؛ يکبار گفتند به بورس ميرود ديدند نشد، گفتند باشگاهها را به فرابورس ميبرند. بازهم نشد، گفتند به مزايده ميگذارند بعد ديدند صورتهاي مالي مشخص نيست. يکبار گفتند کساني که ميخواهند بخرند اهليت ندارند يا اصلا معلوم نيست چه ميخواهند بخرند. اين تلاشها بيفايده است.