بستن

هوشمندی در درک تغییر ذائقه‌ها

هوشمندی در درک تغییر ذائقه‌ها
امید فراغت روزنامه‌نگار

احزاب اصلاح‌طلب بايد در يک يا دو حزب فراگير تجميع شوند. تعدد احزاب با ساختار جامعه همخواني ندارد و اين حجم از وجود احزاب هر دو جريان عمده سياسي کشور و مشکلاتي که گريبان جامعه را چه در حوزه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي گرفته است غيرمنطقي است. جامعه همواره در معرض مواجهه با پديده‌هاي نوظهور اجتماعي و فرهنگي است؛ جامعه از هرچه منع مي‌شود به شکل افراطي به سمت‌وسوي آن مي‌رود و اين نکته‌اي مهم است که مسئولان بايد به آن توجه کنند. وقتي اعتماد و باور عمومي جامعه به دليل رانت و فساد‌هاي ريز و درشت آسيب مي‌بيند، هوشمندي به اين است که خواست و مطالبات به نهادهاي مدني واگذار شود. متاسفانه احزاب و نهادهاي مدني بعضا دچار نوعي سرخوردگي شده‌اند و نسبت به تاثيرگذاري‌شان دچار کم‌باوري هستند. فناوري و تکنولوژي در قالب شبکه‌هاي اجتماعي در راستاي يکپارچگي اطلاعات، تصاوير همانند سيل تاروپود جامعه را دربر گرفته است و مردم در اين فضا احساس شهروندي دارند! به‌عنوان مثال آيا حضور بانوان در استاديوم براي تماشاي يک مسابقه ملي خواست و مطالبه دولت، احزاب اصلاح‌طلب و اصولگرا و يا نهادهاي مدني بوده است؟ آيا حضور نمايندگان فيفا و بيانيه اينفانتينو رئيس فيفا عکس اين تصور را ثابت نمي‌کند؟! جامعه در فضاي رسمي احساس حق و حقوق شهروندي دنيا تغيير کرده است و به‌تبع آن جوامع کمتر توسعه‌يافته نيز در حال تغيير هستند. هوشمندي به اين است که تغيير ذائقه‌ها را درک کرد و متناسب با آن به شهروندان حق انتخاب داد. شايد در فضاي اختيار و انتخاب جامعه به‌دنبال ايراني فکرکردن و ايراني زندگي‌کردن باشد. هر چقدر فضاي جامعه بسته باشد مردم به دليل کنجکاوي ذاتي‌شان به سمت‌وسوي ادبيات و محتويات آن فضاي بسته خواهند رفت. اما اگر مسئولان از اين مرحله عبور کنند و حساسيت مردم برانگيخته نشود، آنگاه مردم نشان مي‌دهند که چگونه از هويت ايراني ـ اسلامي خود حراست مي‌کنند و در اين وضعيت شبکه‌هاي اجتماعي مي‌توانند بازوي موثري باشند. نکته کليدي اين است که ادبيات زير پوست جامعه و شهر متاثر از داده‌هاي فناوري و تکنولوژي شده است. بنابراين لازم است که با کمترين هزينه آنچه را که قرار است در آينده اتفاق بيفتد، در شرايط حال حاضر ايجاد کرد. تعدد احزاب و پراکندگي‌شان نمي‌تواند نظر جمعي جامعه را جلب کند به همين دليل است که عناويني مثل جبهه اصلاحات، شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان و ...طراحي شده است که بتواند يک اتفاق جمعي را رقم بزنند اما اکنون شبکه‌هاي اجتماعي به‌عنوان يک نهاد مدني و همچنين يک حزب فراگير قدرت‌نمايي مي‌کند. يکي از دلايل پيوستن اکثريت جامعه به آن، اين است که احساس شهروندي را تجربه مي‌کنند و در يک تعامل مطلوب با داده‌هاي جهاني هستند! ذائقه جامعه تغيير کرده و مردم با طعم و مزه بسياري از ميوه‌ها آشنا شده‌اند. فناوري و تکنولوژي جامعه امروز را آگاه ساخته است و به تعبيري اگر شبکه‌هاي اجتماعي موجوديت نداشت آيا دولت، نهادهاي مدني و احزاب مي‌توانستند چنين نقشي را در جامعه امروز ايفا کنند؟ کمتر تفاوتي بين ادبيات احزاب اصلاح‌طلب مثل کارگزاران، اتحاد ملت، مردم‌سالاري، اراده ملت، اعتماد ملي و... وجود دارد و اکثريت جامعه از وجود اسمي آن نيز بي‌اطلاع هستند و به‌زحمت هر حزبي مي‌تواند يک سالن همايش را پرکند؛ آنگاه اين حجم از وجود احزاب هر دو جريان سياسي جاي سوال دارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی