تعداد افراد سالمند روزبهروز در حال افزايش است و در حال حاضر 10 درصد جمعيت کشور را افراد بالاي 60 سال تشکيل ميدهند. پيشبيني ميشود تا 20 سال آينده اين آمار به 25 و يا حتي 30 درصد يعني يک نفر از هر 4 نفر جمعيت کشور برسد.موج جديد سالمندي که تغييرات اپيدميولوژيک جمعيتي را ايجاد ميکند، نيازمند گستردهتر و عميقترکردن خدمات ويژه اين گروه سني است.عموما سالمندان با مشکلات متعددي به مراکز درماني مراجعه ميکنند، داشتن مشکلات متعدد و مراجعه به پزشکان مختلف باعث ميشود سالمندان مجبور به مصرف داروهاي زيادي شوند که مصرف بيش از پنج دارو با هم نيز ممکن است موجب بروز عارضه تداخلات داوريي شود.يکي از نکات مهم درباره سلامت سالمندان اين است که هرگز نبايد وجود علائم غيرطبيعي را به سن سالمندان نسبت داد.پرسيدن سوالات تکراري، گوشهگيري و پرخاشگري و يا هرگونه تغيير در رفتار و شخصيت سالمندان ارتباطي با سن ندارد؛ اگر چه سن به شکل طبيعي و بدون حضور هيچگونه بيماري ميتواند محدوديتهاي ذخاير فيزيولوژيک را براي فرد ايجاد کند.براي مثال بيشترين ميزان ضربان قلب و يا عملکرد کليه بدون وجود هيچگونه مشکل زمينهاي به سن ارتباط دارد، اما مطلقا وجود و بروز هيچ بيماري براي يک فرد نرمال تلقي نميشود و نميتوانيم بگوييم چون فردي سالمند است اختلال تمرکز و توجه او طبيعي است.الگوي تغييرات جمعيتي که در راستاي افزايش جمعيت سالمندي است نيز در حال تغيير است و تعداد زنان سالمند نسبت به مردان سالمند بيشتر است.از آنجايي که زنان غالبا کمتر از مردان شاغل هستند، در سن سالمندي وابستگي مالي بيشتري دارند، همچنين ميزان شيوع افسردگي، احتمال ابتلا به آلزايمر و مشکلات اسکلتي و مفصلي در آنان بيشتر است که اين مسائل باعث مي شود زنان سالمند نسبت به مردان سالمند آسيبپذيرتر باشند.سالمنداني که تنها زندگي ميکنند نيز آسيبپذير محسوب ميشوند، دوري فرزندان بهدليل مهاجرت، ازدواج و يا تحصيل و يا از دستدادن همسر از ريسک فاکتورهايي هستند که باعث تنها ماندن سالمندان ميشوند.تنها توجه به يک بعد از زندگي سالمندان نميتواند مشکلات ساير ابعاد زندگي فرد را حل کند، براي مثال ممکن است فرد سالمندي بهعلت اختلال حافظه به پزشک مراجعه کند، اما مشکل اصلي او اختلال در خواب و يا کمبود ويتامينها باشد.